
تبیین حقیقت مثل افلاطونی و ارتباط آن با ادراک
نقش تصرفات مثال در تحقق حقایق و افعال انسانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه و حقیقت «مثل افلاطونی» و نسبت آن با مقوله «وجود ذهنی» میپردازند. ایشان با تفکیک میان این دو مقوله، بر این نکته تأکید میکنند که حقایق ذهنی، وجوداتی مجرد هستند که از طریق ارتباط کشفی و شهودی با مثال منفصل حاصل میشوند. در ادامه، استاد با نقد نگاههای سطحی به افعال مادی، تبیین میکنند که چگونه هر فعل خارجی، معلول یک حقیقت مثالین است و چگونه نیت و عزم قلبی، بدون نیاز به مقدمات مادی، میتواند آثار وجودی و ثواب الهی را محقق سازد. در بخش پایانی، با نقد برخی رفتارهای اجتماعی و عبادی که ناشی از غیرتهای تخیلی و تعلقات دنیوی است، بر لزوم خروج از اختیار شخصی و رسیدن به عبودیت حقیقی تأکید شده و ضرورت پرهیز از اشتغالات ذهنیِ بازدارنده از مسیر سلوک، مورد توجه قرار میگیرد.
تبیین حقیقت مثل افلاطونی و ارتباط آن با ادراک
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه و حقیقت «مثل افلاطونی» و نسبت آن با مقوله «وجود ذهنی» میپردازند. ایشان با تفکیک میان این دو مقوله، بر این نکته تأکید میکنند که حقایق ذهنی، وجوداتی مجرد هستند که از طریق ارتباط کشفی و شهودی با مثال منفصل حاصل میشوند. در ادامه، استاد با نقد نگاههای سطحی به افعال مادی، تبیین میکنند که چگونه هر فعل خارجی، معلول یک حقیقت مثالین است و چگونه نیت و عزم قلبی، بدون نیاز به مقدمات مادی، میتواند آثار وجودی و ثواب الهی را محقق سازد. در بخش پایانی، با نقد برخی رفتارهای اجتماعی و عبادی که ناشی از غیرتهای تخیلی و تعلقات دنیوی است، بر لزوم خروج از اختیار شخصی و رسیدن به عبودیت حقیقی تأکید شده و ضرورت پرهیز از اشتغالات ذهنیِ بازدارنده از مسیر سلوک، مورد توجه قرار میگیرد.
تبیین حقیقت مثل افلاطونی و ارتباط آن با ادراک
7ترتب ثواب به نفس اراده و عزم و اهتمام شخص نسبت به استدامۀ عمل
وقتى که اینطور هست حالا دیگر چرا انسان بخواهد بهدنبال مقدماتش بگردد؟! دیگر مقدمات در اینجا نتیجه ندارد، خود ذیالمقدمه در اینجا براى انسان حاصل مىشود. اینقدر مسئله دیگر سهل شده است، دستگاه خدا کار را سهل و آسان کرده است و اینجاست که انسان متوجه مىشود که این آثارى که بر اعمال بار شده است وقتى براى او [غیرقابلباور] مىآید این به چه معنایى است، یعنى چطور ممکن است که شخصى عمل انجام بدهد و ببیند اینقدر براى او ثواب دارد؟ تمام اینها به نفس اراده و عزم و اهتمام او نسبت به استدامه و استمرار آن مسئله برمىگردد و تا جایى که آن نیت در وجود انسان هست خود آن نیت، آثار خارجى مثالى را مىزاید؛ همینطور مدام مىزاید مىزاید مىزاید! لذا مىگویند:
کم مِن صائِمٍ لَیسَ لَهُ مِن صیامِهِ إلّا الجوعُ و الظَّمَأُ و کم مِن قائِمٍ لَیسَ لَهُ مِن قیامِهِ إلّا السَّهَرُ و العَناء حَبَّذا نَومُ الأکیاسِ و إفطارُهُم.1
بهبه بزنید برویم دیگر! نه روزه و نه فلان! ما هم جزو اکیاس هستیم دیگر! نیستیم؟! حالا شما نگاه کنید ببینید این آقاى مقدس مىگوید: در ماه رمضان با اینکه روزه بر من جایز نیست ولى من باید روزه را بگیرم تا به دلم بنشیند! این خلاف است! یااینکه افرادى که برخلاف تکلیف کارى را انجام میدهند تااینکه به دلشان بنشیند درحالىکه براى آنها ضرر دارد همۀ اینها خروج از تحت عبودیت است! مولا مىگوید: الآن وضو براى تو ضرر دارد، من مىگویم: در عین اینکه ضرر دارد داشته باشد من باید وضو بگیرم تا نماز بخوانم! اینها همه خروج از عبودیت است!
معنای عبودیت!
عبودیت یعنى خارج شدن از اختیار و ارادۀ خود، خروج از ابراز و اظهار سلیقۀ شخصی، این معناى عبودیت است! مطلبى در جلسات قبل ـ در جلسۀ خانمها بود ـ گفتم: زن به مکه مىرود [آقا غیرتی میشود]، مگر خدا از غیرت بدش مىآید اینهمه راجع به غیرت دارد، ولى خانم خود را به بازار مىفرستد و مىرود با مردها حرف میزند اشکال ندارد! آنجا غیرت او گُل نمىکند اما وقتى زنش را به مکه مىفرستد موقع احرام که مىشود مىگوید: صورتت را بپوشان، صورتت را بپوشان مرد دارد نگاه مىکند! حالا که نمىشود صورت را بپوشاند یک کلاهی چیزى که الآن هم رسم شده است و گاهى اوقات کلاه مىگذارند [بگذار] حالا بهعنوان سایهبان است ولى قبلاً مىگذاشتند که لبۀ کلاه جلو بیاید و بعد [پارچهاى روى] آن مىانداختند. حالا این خانمِ فلان آقا است، مردم بیایند نگاه کنند ببینند خانم فلان آقا به طواف مىآید، بعضىها هم که فى قلوبِهم مرض هست.
- . نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص ٢٧١.
