اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه و حقیقت «مثل افلاطونی» و نسبت آن با مقوله «وجود ذهنی» می‌پردازند. ایشان با تفکیک میان این دو مقوله، بر این نکته تأکید می‌کنند که حقایق ذهنی، وجوداتی مجرد هستند که از طریق ارتباط کشفی و شهودی با مثال منفصل حاصل می‌شوند. در ادامه، استاد با نقد نگاه‌های سطحی به افعال مادی، تبیین می‌کنند که چگونه هر فعل خارجی، معلول یک حقیقت مثالین است و چگونه نیت و عزم قلبی، بدون نیاز به مقدمات مادی، می‌تواند آثار وجودی و ثواب الهی را محقق سازد. در بخش پایانی، با نقد برخی رفتارهای اجتماعی و عبادی که ناشی از غیرت‌های تخیلی و تعلقات دنیوی است، بر لزوم خروج از اختیار شخصی و رسیدن به عبودیت حقیقی تأکید شده و ضرورت پرهیز از اشتغالات ذهنیِ بازدارنده از مسیر سلوک، مورد توجه قرار می‌گیرد.

تبیین حقیقت مثل افلاطونی و ارتباط آن با ادراک

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه و حقیقت «مثل افلاطونی» و نسبت آن با مقوله «وجود ذهنی» می‌پردازند. ایشان با تفکیک میان این دو مقوله، بر این نکته تأکید می‌کنند که حقایق ذهنی، وجوداتی مجرد هستند که از طریق ارتباط کشفی و شهودی با مثال منفصل حاصل می‌شوند. در ادامه، استاد با نقد نگاه‌های سطحی به افعال مادی، تبیین می‌کنند که چگونه هر فعل خارجی، معلول یک حقیقت مثالین است و چگونه نیت و عزم قلبی، بدون نیاز به مقدمات مادی، می‌تواند آثار وجودی و ثواب الهی را محقق سازد. در بخش پایانی، با نقد برخی رفتارهای اجتماعی و عبادی که ناشی از غیرت‌های تخیلی و تعلقات دنیوی است، بر لزوم خروج از اختیار شخصی و رسیدن به عبودیت حقیقی تأکید شده و ضرورت پرهیز از اشتغالات ذهنیِ بازدارنده از مسیر سلوک، مورد توجه قرار می‌گیرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت مثل افلاطونی و ارتباط آن با ادراک

8
  • مصداقِ قرار گرفتن غیرت درقبال عبودیت

  • در یک مجلسى بودم و از شخصى که شخص معروفى هم بود و الآن فوت کرده تعریف مى‌کردند، همین آقایان تعریف مى‌کردند، گفتند: این‌قدر ایشان متعبد بود که اصلاً اجازه نمى‌داد کسى به عیال او نگاه بکند. چنان محافظت کرده بود که [کسی نبیند]! حالا عیالش یک بدبخت 65 سالۀ قوزی بود، البته بنده ندیده بودم. حالا چه شده آقا؟! مگر شاه پریان داری که حالا این‌قدر دور او را گرفته‌ای؟! چنان گرفته که مبادا چشم نامحرم به او بیفتد. می‌گفتند که تمام حج ایشان صرف مراقبت از او شده که مبادا... گفتم: خاک بر سرش کنند. او که مى‌خواست این‌طوری حج انجام بدهد چرا از خانه‌اش بیرون آمد؟! مگر مجبور بود؟! تو به‌جاى اینکه حواست آن بالا باشد کجاست؟! کجا تو حج انجام دادی؟! کجا در این حج توجه کردی؟! مگر تو مى‌توانستى دیگر در طواف بگردی؟! ذهنت در طواف کجا بود؟! پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هم این‌طوری بود؟! آیا وقتى که عایشه با پیغمبر طواف مى‌کرد پیغمبر هم او را این‌طوری گرفته بود تا کسى او را نبیند؟! این مسائل همه کشک است! یعنى آن غیرت را در قبال عبودیت قرار دادن است! این بدبختى ما است! بزرگان و اولیاء مى‌فرمایند: وقتى که مى‌خواهى حج انجام بدهى از غیرت تخیلى باید بیرون بیایى، این غیرت را براى جاى دیگر نگه‌دار! چه کسى به تو گفته است که باید زن خود را از نامحرم بپوشانی؟! خدا مى‌گوید: اگر من گفتم، اینجا مى‌گویم که نباید بپوشانی، تو چه مى‌گویی؟! تو چه مى‌گویی؟! در اینجا خیلى مسئله و قضیه و مطلب هست! غیرت ما بیشتر است یا غیرت امام حسین یا غیرت حضرت سجاد علیهما‌السّلام؟ کدام بیشتر است؟! پس چرا این قضایا اتفاق افتاد؟ چرا؟! چهرۀ ‌حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را همۀ مردم در قصر ابن‌زیاد، در چهارراه کوفه، در مجلس یزید دیدند و اگر نمى‌دیدند نمى‌گفتند که داراى چه شکل و شمایلى است. اگر آن شخص فاطمه بنت الحسین را نمى‌دید که به یزید نمى‌گفت: او را به من بده!1 پس غیرت امام حسین کجا رفت؟! غیرت امام سجاد کجا رفت؟! کجا رفت؟! چرا خدا اینجا ملاحظه نکرد؟! امام حسین مى‌گوید: من غیرت را در رضاى خدا دارم، آنجا که مى‌گوید: این غیرت را کنار بگذار سمعاً و طاعتا «إلَهى رِضىً بقَضائِکَ، تَسلیمًا لِأمرِکَ، لا مَعبودَ سِواکَ.»2

    1. . الإرشاد، ج ‌۲، ص ۱۲۱.
    2. . الصراط المستقیم، ج ١، ص ٣٢؛ موسوعة الإمام الحسین علیه‌السّلام، ج ٤، ص ٥٨٢ و ٥٩٣ و ٦٠٨. معاد شناسی، ج ١، ص ٧٦:
      «حضرت سیّد الشهداء که دل باختۀ خدا و عاشق لقاى او بود، در آن ساعات آخر با خداى خود راز و نیاز داشت:
      ”إلَهى رِضىً بقَضائِکَ، تَسلیمًا لِأمرِکَ، لا مَعبودَ سِواکَ، یا غیاثَ المُستَغیثینَ!“ [خداوندا، راضی بر تقدیرات و بر فرمان جارى تو هستم، و تسلیم محض بر امر تو هستم، اى پناه پناه آورندگان! (محقق)]»
/