
تأثیر نیت و صورت مثالی در کیفیت عمل
نقش نیت باطنی در تحقق آثار خارجی و اخروی افعال
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان نیت، عمل خارجی و صورت مثالی میپردازند. بحث با نقد استناد به مثل افلاطونی برای توجیه علم آغاز شده و به این حقیقت میرسد که هر عمل خارجی، زائیده نیت و کیفیت اراده فاعل است. استاد با تأکید بر اینکه صورت مثالی هر فعل، پیش از تحقق در عالم ماده در عالم مثال شکل میگیرد، توضیح میدهند که چگونه یک عمل واحد با نیتهای متفاوت، آثار متضادی همچون تقرب یا ابتعاد از پروردگار را به همراه دارد. در ادامه، اهمیت جایگاه حکیم و راهنما در مسیر سلوک و پرهیز از تجربههای پرهزینه عمر مورد تأکید قرار میگیرد. در نهایت، با تبیین اتحاد صورت مثالی و صورت خارجی، این نتیجه حاصل میشود که برای درک حقایق هستی، نیازی به تمسک به کلیات ذهنی نیست، بلکه قضایای جزئیه خارجیه به دلیل اتصال به عالم مثال، برای استنباط و فهم حقایق کفایت میکند.
تأثیر نیت و صورت مثالی در کیفیت عمل
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان نیت، عمل خارجی و صورت مثالی میپردازند. بحث با نقد استناد به مثل افلاطونی برای توجیه علم آغاز شده و به این حقیقت میرسد که هر عمل خارجی، زائیده نیت و کیفیت اراده فاعل است. استاد با تأکید بر اینکه صورت مثالی هر فعل، پیش از تحقق در عالم ماده در عالم مثال شکل میگیرد، توضیح میدهند که چگونه یک عمل واحد با نیتهای متفاوت، آثار متضادی همچون تقرب یا ابتعاد از پروردگار را به همراه دارد. در ادامه، اهمیت جایگاه حکیم و راهنما در مسیر سلوک و پرهیز از تجربههای پرهزینه عمر مورد تأکید قرار میگیرد. در نهایت، با تبیین اتحاد صورت مثالی و صورت خارجی، این نتیجه حاصل میشود که برای درک حقایق هستی، نیازی به تمسک به کلیات ذهنی نیست، بلکه قضایای جزئیه خارجیه به دلیل اتصال به عالم مثال، برای استنباط و فهم حقایق کفایت میکند.
تأثیر نیت و صورت مثالی در کیفیت عمل
10مثلث رابطۀ بین خدا و استاد و سالک
لذا مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ همیشه میفرمودند که مسئلۀ سالک با استاد خودش مانند یک مثلث میماند که یک گوشۀ مثلث استادش قرار دارد و یک گوشهاش این [شاگرد] قرار دارد و آن نقطۀ بالا هم خدا قرار دارد. هرچه که او انجام بدهد در همانوقت بالا میرود و به این گوشۀ [استاد] میآید. اینطوری نمیرود [که اول به گوشۀ استاد برود بعد به بالا برود بلکه اول] بالا میرود و بعد اینجا [گوشۀ استاد] میآید. او هم که میخواهد یک لطفی بکند مستقیم اینطوری[بهسمت شاگرد] نیست بلکه اول بالا میرود و بعد اینطوری [بهسمت شاگرد] میآید. آن نقطۀ بالایی که نقطۀ هرم است یا زاویۀ مثلث است دخالت اصلی دارد در این نقل و انتقالی که دارد از این دو نقطه به یکدیگر همینطور انجام میشود. لذا ایشان میفرمایند که مسئله اتوماتیکوار است! بخواهینخواهی این آمده است، آمد و رفت. یا فرض کنید که مسئله بهعکس است.
آنچه که در اینجا هست این است که این عمل خارج یا آن نیّت، نیّت آن فعل را نمیزاید بلکه صورت مثالی خود شخص است که او در مقام فاعلیت و علیت در عالم مثال نه در عالم ظاهر، صورت مفعولیت و انفعال را به یک صورت مستحسنه یا به صورت قبیحه در عالم مثال بهوجود میآورد. بهوجود آوردن این صورت فاعلیت در عالم مثال، ظهورش در عالم ماده، فاعلیت فاعل است؛ یعنی همینکه او در عالم مثال دارد این عمل را انجام میدهد فاعل در این دنیا دارد این عمل را انجام میدهد. وقتی که او آن عمل را انجام داد و نتیجهاش یک تقرب و یک تجرد و یک اقتراب بیشتر از قبل از انجام فعل برای آن فاعل حاصل شد، آن فاعل در اینجا نتیجه را حس میکند [و میگوید:] چقدر خوب شد! همینکه به این مستمند این پول را داد و او دعا کرد که الهی خیر ببینی، او یکدفعه در نفس خودش دید که چه انبساط و شعف و لطافت روحی پیدا شده است! این برای آن جنبۀ مثالی آن صورت برزخی و صورت واقعی است که این را در آنجا انجام میدهد.
