اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان نیت، عمل خارجی و صورت مثالی می‌پردازند. بحث با نقد استناد به مثل افلاطونی برای توجیه علم آغاز شده و به این حقیقت می‌رسد که هر عمل خارجی، زائیده نیت و کیفیت اراده فاعل است. استاد با تأکید بر اینکه صورت مثالی هر فعل، پیش از تحقق در عالم ماده در عالم مثال شکل می‌گیرد، توضیح می‌دهند که چگونه یک عمل واحد با نیت‌های متفاوت، آثار متضادی همچون تقرب یا ابتعاد از پروردگار را به همراه دارد. در ادامه، اهمیت جایگاه حکیم و راهنما در مسیر سلوک و پرهیز از تجربه‌های پرهزینه عمر مورد تأکید قرار می‌گیرد. در نهایت، با تبیین اتحاد صورت مثالی و صورت خارجی، این نتیجه حاصل می‌شود که برای درک حقایق هستی، نیازی به تمسک به کلیات ذهنی نیست، بلکه قضایای جزئیه خارجیه به دلیل اتصال به عالم مثال، برای استنباط و فهم حقایق کفایت می‌کند.

تأثیر نیت و صورت مثالی در کیفیت عمل

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان نیت، عمل خارجی و صورت مثالی می‌پردازند. بحث با نقد استناد به مثل افلاطونی برای توجیه علم آغاز شده و به این حقیقت می‌رسد که هر عمل خارجی، زائیده نیت و کیفیت اراده فاعل است. استاد با تأکید بر اینکه صورت مثالی هر فعل، پیش از تحقق در عالم ماده در عالم مثال شکل می‌گیرد، توضیح می‌دهند که چگونه یک عمل واحد با نیت‌های متفاوت، آثار متضادی همچون تقرب یا ابتعاد از پروردگار را به همراه دارد. در ادامه، اهمیت جایگاه حکیم و راهنما در مسیر سلوک و پرهیز از تجربه‌های پرهزینه عمر مورد تأکید قرار می‌گیرد. در نهایت، با تبیین اتحاد صورت مثالی و صورت خارجی، این نتیجه حاصل می‌شود که برای درک حقایق هستی، نیازی به تمسک به کلیات ذهنی نیست، بلکه قضایای جزئیه خارجیه به دلیل اتصال به عالم مثال، برای استنباط و فهم حقایق کفایت می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تأثیر نیت و صورت مثالی در کیفیت عمل

7
  • لزوم مجتهد مسلّم بودنِ قاضی

  • باید قاضی، مجتهد مسلّم باشد در همۀ ابعاد فقه و در همۀ ابعاد مبانیِ اخلاق و مسائلِ اجتماعی و اطلاع کافی بر روان‌شناسی افراد در خارج و در هنگام اتیان و انجام این عمل [داشته باشد]. مطلب این است و مسئله به این راحتی نیست. قاضی باید مجتهد مسلّم باشد!

  • بنده در همان اوایل انقلاب یادم هست که یکی از افرادی که از منتسبین به ما هم هست و بسیار فرد عالم، متّقی، خوش‌نفس، مهتم و با عِرق و حمیّت دینی است آن موقع ایشان یک مسئولیتی داشت و به او مسئولیت جمع‌آوری افراد خاطی را داده بودند و اینکه مسئلۀ بعضی از محلات را در این‌طرف و آن‌طرف طهران حل کند و ببندد. خلاصه اینها را در یک جایی جمع‌آوری کرده بودند و آن بساط فساد و اینها را برچیده بودند. او مانده بود که در احوال اینها چه‌کار کند، خب چه کند؟ یک مشت افراد با این خصوصیات و با این کیفیات در اینجا هستند. بعضی‌ها به او می‌گفتند که آقا مسئله را تمام کن و قائله را ختم کن. او گفت که من نمی‌توانم یک هم‌چنین کاری بکنم. اینها آدم و انسان هستند و روی چه حسابی بیایم این کار را بکنم؟ حالا این کارها به‌خاطر مسائلِ مختلفی بوده است؛ فقر و بدبختی و فلاکت بوده که آمدند به این اوضاع افتاده‌اند آن‌هم زمان سابق، زمان شاه و زمان فساد! هرچه به او گفته بودند و اصرار کرده بودند، نپذیرفته بود. بالأخره با مرحوم آیة الله حاج شیخ حسن صافی در اصفهان تماس می‌گیرد که ایشان بسیار مرد بزرگی بوده و از مجتهدین مسلّم بوده و از شاگردانِ شاگردان مرحوم قاضی، شاگرد مرحوم آقای هاتف قوچانی بوده است و بسیار اهل تقوا، مراقبه، احتیاط و متوسل بوده است و از نقطه‌نظر فضل هم ایشان بسیار مرد عالمی بود و نقل می‌کنند در یکی از سفرهایی که ایشان به حج مشرف شده بودند در بسیاری از مواردی که حتی در همان زمان سابق خود آن بعثۀ ایرانی در پاسخ سؤالات احکام حج مانده بودند و نتوانسته بودند [جواب بدهند] ‌وقتی که از ایشان که در حج بودند سؤال می‌کنند ایشان در هر قضیه فی البداهه پاسخ آن حکم را می‌داده و حل آن مشکل را می‌کرده است و این اطلاع ایشان و تضلّع علمی ایشان را نشان می‌داد که چقدر بر مبانی وارد و خبیر بود و خیلی می‌گویند که ایشان مثل آب خوردن این مشکل را حل می‌کردند و پاسخ این چیزها را می‌دادند. بسیار مرد بزرگی بوده و ما کراراً خدمت ایشان می‌رسیدیم و ایشان هروقت به مشهد مشرف می‌شدند به منزل مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ می‌آمدند و ما هم به خدمتشان می‌رسیدیم و در آن سفری که به‌اتفاق مرحوم آقا به اصفهان رفتیم به منزل ایشان هم رفتیم و خلاصه از افرادی بودند که در شرایط فعلی باید بگوییم که ایشان عدیم ‌النظیر بودند. حالا یک وقتی قلیل می‌گوییم و یک وقتی می‌گوییم که ای کاش و ای کاش و ای کاش.

/