
تأثیر نیت و صورت مثالی در کیفیت عمل
نقش نیت باطنی در تحقق آثار خارجی و اخروی افعال
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان نیت، عمل خارجی و صورت مثالی میپردازند. بحث با نقد استناد به مثل افلاطونی برای توجیه علم آغاز شده و به این حقیقت میرسد که هر عمل خارجی، زائیده نیت و کیفیت اراده فاعل است. استاد با تأکید بر اینکه صورت مثالی هر فعل، پیش از تحقق در عالم ماده در عالم مثال شکل میگیرد، توضیح میدهند که چگونه یک عمل واحد با نیتهای متفاوت، آثار متضادی همچون تقرب یا ابتعاد از پروردگار را به همراه دارد. در ادامه، اهمیت جایگاه حکیم و راهنما در مسیر سلوک و پرهیز از تجربههای پرهزینه عمر مورد تأکید قرار میگیرد. در نهایت، با تبیین اتحاد صورت مثالی و صورت خارجی، این نتیجه حاصل میشود که برای درک حقایق هستی، نیازی به تمسک به کلیات ذهنی نیست، بلکه قضایای جزئیه خارجیه به دلیل اتصال به عالم مثال، برای استنباط و فهم حقایق کفایت میکند.
تأثیر نیت و صورت مثالی در کیفیت عمل
3تأثیر قدرت بیان در نفس
در همین خطبای ما در سابق هم افرادی بودند که اینها واقعاً از نظر بلاغت نمرۀ بیست میگرفتند و از نظر اداء کلام و تعدیۀ مراد، در مراتب بسیار بالایی بودند و منقلب و متحول میکردند، مجلس را در اختیار و کنترل خود درمیآوردند، اذهان افراد را واقعاً مسحور و ممهور در بیان خودشان میکردند و واقعاً خطرات اینها خیلی زیاد است چون وقتی که نفس در تحت سیطرۀ نفس دیگری قرار بگیرد طبعاً میتواند تأثیر پیدا کند ولی در همان موقع که دارد صحبت میکند برای اهلفن مشخص است که این عبارات و کلمات در چه ظلمتی دارد اداء میشود و در چه کدورتی این مسائل دارد مطرح میشود. از امام حسین علیهالسّلام میگوید اما امام حسینِ او کدورتزا و ظلمتزا است. از علی علیهالسّلام میگوید ولی آن علیِ او ظلمت در درون میکارد و کدورت در نفس میآفریند. آنوقت [آنها با] این نحوۀ بیان، افراد را در خود سحر میکنند.
سحر کردن افراد با بیان
تعبیری که بزرگان نسبت به بعضی از اینها داشتنند این است که اینها سحر میکنند؛ «و إنّ مِنَ البیانِ لَسِحراً!»1 ظاهراً در کلام امیرالمؤمنین در همین حِکَم ایشان هست که در آخر نهج البلاغه است.
وجود طرق مختلفه برای نفوذ
یکی از طرق نفوذ به همین نحو و به همین کیفیت است. همانطوریکه انسان از نقطهنظر قوای ظاهری میتواند شخصی را در تسخیر خود درآورد، یک شخص پهلوان و زورمندی میتواند شخص ضعیف را در تسخیر خود دربیاورد که نتواند حرکت کند همینطور از نقطهنظر نفس، انسان میتواند شخص دیگر را در تسخیر خود دربیاورد که خب در این زمینه اصلاً طرق مختلفی هست و مسائلِ بسیار زیادی است. لذا اینجا خیلی دقت میخواهد که انسان چه قِسم و چگونه با افراد برخورد کند و چه دیدگاهی داشته باشد تااینکه در دام آنها نیفتد و باید کمک بگیرد چون در بعضی از اوقات، دیگر خود شخص نمیتواند مُدرِک و مبیّن و ممیّز باشد و این مسئله خیلی عجیب است!
- . من لا یحضره الفقیه، ج ٤، ص ٣٧٩. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٣٣٢؛ سیری در تاریخ پیامبر اکرم صلّی اللَه و علیه و آله و سلّم، ج ۲، ص 97.
