اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «عالم مثال» و چگونگی اتصال ادراکات ذهنی انسان به حقایق برزخی می‌پردازند. بحث با نقد تفسیرهای نادرست از کلام افلاطون آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چگونه صورت‌های ذهنی ما با حقایق خارجی و مثالی پیوند می‌خورند. استاد با تأکید بر اینکه واقعیت خارجی واحد است، توضیح می‌دهند که نقصان در ادراک و آگاهی انسان، عامل اصلی تفاوت در شناخت و بروز خطاهاست. در ادامه، با استناد به مشاهدات اولیای الهی، به مسئله «تجسم اعمال» و صورت‌های برزخی انسان‌ها پرداخته می‌شود؛ اینکه چگونه رذایل اخلاقی و گناهان، باطن انسان را به اشکال حیوانی تغییر می‌دهد. در نهایت، با مقایسه گناهانی همچون زنا و غیبت، بر اهمیت حفظ آبروی مؤمنان و پرهیز از افشای اسرار تأکید شده و راهکار عرفانی برای برخورد با خطاهای دیگران ارائه می‌گردد.

حقیقت صورت‌های برزخی و تجسم اعمال

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «عالم مثال» و چگونگی اتصال ادراکات ذهنی انسان به حقایق برزخی می‌پردازند. بحث با نقد تفسیرهای نادرست از کلام افلاطون آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چگونه صورت‌های ذهنی ما با حقایق خارجی و مثالی پیوند می‌خورند. استاد با تأکید بر اینکه واقعیت خارجی واحد است، توضیح می‌دهند که نقصان در ادراک و آگاهی انسان، عامل اصلی تفاوت در شناخت و بروز خطاهاست. در ادامه، با استناد به مشاهدات اولیای الهی، به مسئله «تجسم اعمال» و صورت‌های برزخی انسان‌ها پرداخته می‌شود؛ اینکه چگونه رذایل اخلاقی و گناهان، باطن انسان را به اشکال حیوانی تغییر می‌دهد. در نهایت، با مقایسه گناهانی همچون زنا و غیبت، بر اهمیت حفظ آبروی مؤمنان و پرهیز از افشای اسرار تأکید شده و راهکار عرفانی برای برخورد با خطاهای دیگران ارائه می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت صورت‌های برزخی و تجسم اعمال

13
  • استاد: این افعالى که در خارج تحقق پیدا مى‌کند معلول چیست؟

  • تلمیذ: معلول علتى در عالم مثال‌ است.

  • استاد: کدام؟

  • تلمیذ: همان حقیقت واحدۀ انسان.

  • استاد: احسنت این‌هم معلول همان است. منتها شما مى‌توانید انسان را منفصل از سلسلۀ علل فرض کنید؟!

  • تلمیذ: نه‌خیر.

  • استاد: تمام شد. همان سلسله‌ای که از انسان فعل خارج مى‌زاید، همان سلسله از انسان تخیل مى‌زاید، وجود ذهنى مى‌زاید، مثال منفصل مى‌زاید و هرکدام برای خودش است.

  • تلمیذ: پس ما مشکل نداریم و قضیه حل شد.

  • استاد: چه کسی گفته که مشکل دارید؟! به‌خصوص شما اصلاً هیچ مشکل ندارید!!

  • تلمیذ: ما مثل پردۀ سینما شدیم. کسى که در عالم بالا دارد خلق صور مى‌کند فکر می‌کند ما داریم نمایش اجرا می‌کنیم.

  • استاد: مگر قرار بود که حالا چه بگویید؟

  • تلمیذ: مثل صفحۀ مانیتور که سریع نمایش داده می‌شود.

  • استاد: نمایش می‌دهید حالا آن نمایش هم خود اوست نه‌اینکه نمایش جداى از آن است.

  • تلمیذ: پس دوباره به توحید رسیدیم.

  • استاد: مگر غیر از توحید راهى داریم؟! مگر چیزى داریم؟! مگر حقیقتى وراء توحید داریم که بخواهیم جداى از آن براى تصحیح تخیلات خودمان مجبور بشویم یک واقعیتى جداى از توحید فرض کنیم و اینها را با همدیگر ترکیب و مونتاژ کنیم؟!

  • تلمیذ: ما داریم مهر بطلان مى‌زنیم و می‌گوییم که این صحیح و درست نیست.

  • استاد: نه نه! صحبت در این است که آن واقعیت محضه یکى است، واقعیت‌هاى دیگر که با آن واقعیت محضه منطبق نیست، من نمى‌گویم که منطبق [است] آنها هم هستند. همان‌طوری‌که یک شبهى دارد از دور مى‌آید یک وقتى همان شَبه صاف در مقابل شما قرار مى‌گیرد بدون اینکه مسبوق به صور مشوّهه باشد، خب شما از اول دیدید سر، کله، دست، پا، گردن و همۀ اینها را دیدید و در این دیگر جاى ابهامى براى شما باقى نمى‌ماند این یک صورت است. صورت دیگر کم‌کم و به قول عرب‌ها شوىَّ شوىَّ است اول از خارج یک شَبَه مى‌بینید یک مقدار جلو مى‌آید شبه متحرک مى‌شود. ببینید اینها با همدیگر فرق کرد، هرکدام از آن هم درست است یعنى هم شبه درست است، بالأخره در ذهن شما هست. هم تحرک درست است، تحرک هم یک چیزى هست، بى‌تحرک که نمى‌شود باشد چون دارد حرکت مى‌کند. تا جلو مى‌آید شما مى‌بینید که این مُستوِى القامَه است پس حیوان نیست. حالا ممکن است بگویید که شاید کانگورو باشد که دارد روى دوپا راه مى‌رود. یااینکه چهارپا مى‌بینید، انسان است ولی دارد چهارپا راه مى‌رود. الاغ است! انسان‌ها گاهى اوقات الاغ مى‌شوند، گاهى هم نه، اکثر اوقات!

/ 0