اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «عالم مثال» و چگونگی اتصال ادراکات ذهنی انسان به حقایق برزخی می‌پردازند. بحث با نقد تفسیرهای نادرست از کلام افلاطون آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چگونه صورت‌های ذهنی ما با حقایق خارجی و مثالی پیوند می‌خورند. استاد با تأکید بر اینکه واقعیت خارجی واحد است، توضیح می‌دهند که نقصان در ادراک و آگاهی انسان، عامل اصلی تفاوت در شناخت و بروز خطاهاست. در ادامه، با استناد به مشاهدات اولیای الهی، به مسئله «تجسم اعمال» و صورت‌های برزخی انسان‌ها پرداخته می‌شود؛ اینکه چگونه رذایل اخلاقی و گناهان، باطن انسان را به اشکال حیوانی تغییر می‌دهد. در نهایت، با مقایسه گناهانی همچون زنا و غیبت، بر اهمیت حفظ آبروی مؤمنان و پرهیز از افشای اسرار تأکید شده و راهکار عرفانی برای برخورد با خطاهای دیگران ارائه می‌گردد.

حقیقت صورت‌های برزخی و تجسم اعمال

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «عالم مثال» و چگونگی اتصال ادراکات ذهنی انسان به حقایق برزخی می‌پردازند. بحث با نقد تفسیرهای نادرست از کلام افلاطون آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چگونه صورت‌های ذهنی ما با حقایق خارجی و مثالی پیوند می‌خورند. استاد با تأکید بر اینکه واقعیت خارجی واحد است، توضیح می‌دهند که نقصان در ادراک و آگاهی انسان، عامل اصلی تفاوت در شناخت و بروز خطاهاست. در ادامه، با استناد به مشاهدات اولیای الهی، به مسئله «تجسم اعمال» و صورت‌های برزخی انسان‌ها پرداخته می‌شود؛ اینکه چگونه رذایل اخلاقی و گناهان، باطن انسان را به اشکال حیوانی تغییر می‌دهد. در نهایت، با مقایسه گناهانی همچون زنا و غیبت، بر اهمیت حفظ آبروی مؤمنان و پرهیز از افشای اسرار تأکید شده و راهکار عرفانی برای برخورد با خطاهای دیگران ارائه می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت صورت‌های برزخی و تجسم اعمال

20
  • وقتی شما در روح مجرد مى‌خوانید که مرحوم پدر ما فرمودند: یکى از اقرباى ایشان نزد مرحوم حداد ـ رضوان الله تعالی علیه ـ استاد اخلاق ایشان آمد و گفت که اتوی من خراب بود و به کربلا بردم تا درست کنند و وقتى آمدم از او بگیرم گفت که قیمتش این‌قدر مى‌شود. من گفتم که بیخود نگو چقدر می‌شود. من مى‌دانم. اتو را باز کردم گفتم که فقط سیم این در اینجا سوخته بود و تو برداشتى پیچاندی، پنج دقیقه هم بیشتر وقت نبرده، این‌قدر هم بیشتر نمى‌دهم و خداحافظ. خب حقش بوده، طرف دارد دروغ مى‌گوید اما آقاى حداد فرمودند که نباید به روى او بیاورد و باید پول را بدهد و برود! خدا به او عوض مى‌دهد، خدا به او هزار برابر عوض مى‌دهد.1 چرا این شخص حالا این کار را کرده، انسان بیاید آبروى او را ببرد؟! آن‌وقت هر دفعه که او چشمش بیفتد رنگش قرمز مى‌شود و سرش را پایین مى‌اندازد. اینها مسائلی است که انسان باید از عرفاء یاد بگیرد، جاهاى دیگر پیدا نمى‌شود، عرفاء و اولیاى الهى آنها هستند که حقیقت تشیع و حقیقت اسلام و مخ و لبّ اسلام و تشیع را به ما ارائه مى‌دهند و مى‌گویند که این‌طور و این قِسم باشید. همان کاری که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام کرد؛ زن پیش ایشان آمده و می‌گوید که یا على زنا کردم. [حضرت می‌فرمایند که] بلند شو برو پى کارت ببینم، این چرت و پرت‌ها چیست داری می‌گویی؟! این حرف‌ها چیست که داری می‌زنی؟! برو اصلاً نمى‌خواهد دیگر اینجا بیایى و او را بیرونش مى‌کند.2 این چیست که دارى مى‌گویی؟! مدام مى‌رود و دوباره برمى‌گردد، حضرت می‌گوید که مگر به تو نگفتم که برو و...

  • این همان است، این همان قسم است که البته این در احکام سرایت مى‌کند، همان‌طوری‌که عرض کردم قاضى باید به این مسائل اطلاع داشته باشد نه‌اینکه جرم ناکرده را بار کند! جرم ناکرده را بگو که کردم، حالا که گفتى پس تبعات آن را هم بپذیر! خودت گفتى و خیلى خوب است ها! این‌هم یک نوعش است.

    1. . روح مجرد، ص 522 و 523.
    2. . الکافی، ج ۷، کِتابُ الحُدودِ، بابٌ آخَرُ مِنهُ، ص ۱۸5، ح 1.
/ 613