اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت صورت‌های برزخی و تجسم اعمال

تبیین جایگاه ادراک و عالم مثال در تجسم باطنی انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «عالم مثال» و چگونگی اتصال ادراکات ذهنی انسان به حقایق برزخی می‌پردازند. بحث با نقد تفسیرهای نادرست از کلام افلاطون آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چگونه صورت‌های ذهنی ما با حقایق خارجی و مثالی پیوند می‌خورند. استاد با تأکید بر اینکه واقعیت خارجی واحد است، توضیح می‌دهند که نقصان در ادراک و آگاهی انسان، عامل اصلی تفاوت در شناخت و بروز خطاهاست. در ادامه، با استناد به مشاهدات اولیای الهی، به مسئله «تجسم اعمال» و صورت‌های برزخی انسان‌ها پرداخته می‌شود؛ اینکه چگونه رذایل اخلاقی و گناهان، باطن انسان را به اشکال حیوانی تغییر می‌دهد. در نهایت، با مقایسه گناهانی همچون زنا و غیبت، بر اهمیت حفظ آبروی مؤمنان و پرهیز از افشای اسرار تأکید شده و راهکار عرفانی برای برخورد با خطاهای دیگران ارائه می‌گردد.

حقیقت صورت‌های برزخی و تجسم اعمال

1
  • درس هفتصد و بیست و هفتم

  • نقد توجیه و تفسیر بیانات افلاطون از بوعلى و معلم ثانی‌ (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • فإن قیل المَشهور أنَّ أفلاطونَ أثبتَ الجواهرَ العقلیة فی الأعیان بِحیثِ هیَ ماهیاتٌ کلیاتٌ لِلأفرادِ الخارِجیةِ.

  • قُلتُ لَعلَّ مُرادهُ بِالأعیانِ العقول.1

  • مفاهیم مبهمۀ ماهیات کلیه

  • راجع به توجیه و تفسیر بیانات افلاطون از بوعلى و همین‌طور از معلم ثانى مطالبى عرض شد و مرحوم آخوند فرمودند که این مطالب از مراد و مفهوم کلام افلاطون مستبعد است و افرادى که خواستند این مثل را به حقایق و ماهیات کلیه تأویل کنند، در اشتباه هستند زیرا ماهیات کلیه وجود عینى ندارند بلکه وجود آنها وجود فِى الأذهان است و تحقق خارجى براى آنها متصور نیست البته این را در اینجا ذکر نکردند ولیکن مستفاد مى‌شود که ماهیات کلیه داراى مفاهیم مبهمه هستند بدون کیف خاص و بدون عرض خاص که آن عرض شامل همۀ انواع از اعراضِ لازمۀ براى تعینات جزئیۀ خارجیه است و بدون آن اعراض، جزئى در خارج محقق نمى‌شود. گرچه خود عرض تابع جوهر است ولى در وجود خارجى مقارن و لازمۀ خود آن جزئى و عین خارجى است.

  • علت امتیاز اعیان جزئیۀ خارجیه از سایر جزئیات دیگر

  • از این نقطه‌نظر وقتى که شما یک ماهیت کلیه را در ذهن تصور مى‌کنید هیچ‌گاه به جزئیات خارجیه توجه نمى‌کنید بلکه به همان حقیقت نوعیۀ او توجه مى‌کنید و آن حقیقت نوعیه داراى عرض نیست بلکه همان نفسُ الجنسیة است که باعث امتیاز این اعیان جزئیۀ خارجیه از سایر جزئیات دیگر است که در تحت نوع و فصل دیگر هستند.

  • کیفیت واقعیات در ذهن

  • لذا وقتى که شما برنج مى‌گویید و در ذهن برنج را تصور مى‌کنید برنج شکسته یا برنج خاص درنظرتان نمی‌آید، برنج این کشور یا کشور دیگر درنظر نمى‌آید، در خود این کشور برنج‌هاى متفاوت و اقسام متفاوتش درنظر نمى‌آید بلکه یک واقعیتى درنظر مى‌آید که آن واقعیت حتى شکل هم ندارد بلکه یک شکل ابهامى ‌دارد تا چه برسد به لون و کمّ و طعم آن و شما با تعریۀ آن ماهیت از آن خصوصیت، آن واقعیت را در ذهن مى‌آورید.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 49.