اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت رعایت ادب و انصاف در نقد بزرگان

پرهیز از تخریب شخصیت‌های علمی با تکیه بر شایعات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد رفتارهای غیرمنصفانه و غیراخلاقی در مواجهه با شخصیت‌های بزرگ علمی و فلسفی می‌پردازند. محور اصلی بحث، لزوم حفظ ادب و متانت در مباحث علمی و پرهیز از نسبت دادن اتهامات بی‌اساس به بزرگان است که متأسفانه گاهی از سوی برخی افراد به نام دین و مذهب صورت می‌گیرد. ایشان با تأکید بر سیره اهل‌بیت علیهم‌السّلام، مکتب تشیع را مکتب احترام، حریت و تعظیم ارزش‌ها معرفی کرده و خاطرنشان می‌کنند که دفاع از دین نباید به قیمت زیر پا گذاشتن اخلاق و اهانت به دیگران تمام شود. در ادامه، با اشاره به اهمیت تحقیق و تفکر مستقل، بر ضرورت عبور از فضای احساسی و تخیلات در قضاوت‌های اجتماعی و علمی تأکید شده و مطالعه دقیق تاریخ به‌عنوان ابزاری برای شناخت جریان‌ها و پرهیز از تکرار خطاهای گذشته توصیه می‌گردد.

ضرورت رعایت ادب و انصاف در نقد بزرگان

7
  • بنده کتاب افق وحى را که نوشتم خب معلوم بود چه مطالبِ الحادى‌ای مطرح شده بود تا ما مجبور به پاسخ‌گویى آن باشیم. در بعضى از اوقات مى‌دیدم چاره‌اى ندارم جز اینکه تعبیرى بیاورم تا آن اسطوره‌هایى که به‌وجود آمده است شکسته بشود و مشخص بشود که بابا اینها همه طبل توخالى است ولی‌ وقتى که بعضى از دوستان آمدند به بنده تذکر دادند که آقا این تعبیرى که شما الآن در اینجا آورده‌اید [مناسب نیست] بگذارید این متانتِ مطالب حفظ شود گرچه قصد شما برای این مسئله است ولی بگذارید آن محفوظ بماند. گفتم که خب حذفش کنید. ما که با کسى دشمن نیستیم و با کسى دعوا نداریم. من مى‌گویم که عزیز من تو که فصوص نخوانده‌ای چرا مى‌آیى حرف‌هاى فصوص را مى‌گویى و اشتباه معنا مى‌کنی؟! من گفتم: «نفهم» گفتند که به‌جایش مثلاً «اى بى‌اطلاع» بگذارید. خب حذف کنید ما که در تعبیر، مسئله‌ای نداریم. ما با کسى حرف نداریم فقط منظورم این است که چرا ما باید از حدود خود تجاوز کنیم و از تخصص خود باید روی‌گردان به سایر موارد دیگر بشویم؟! خب در همان تخصص‌ها و در همان مسائلِ خودمان برویم [مشغول شویم].

  • خب کسی که می‌آید یک عبارت فصوص را [توضیح می‌دهد] آخر آسان که نیست! فصوص که آسان نیست! درس مى‌خواهد، بحث مى‌خواهد، یک دوره فلسفه و ده سال فلسفه خواندن مى‌خواهد، آن‌هم تازه اگر کسى بفهمد یا نفهمد، آن‌وقت ما مى‌آییم این مسائل را نقل مى‌کنیم و بعد هم یک معناى دیگرى مى‌کنیم و مى‌گوییم که منظور محی‌الدین این بوده است! از تحقق ثابتات در نفس نبى به یک نحو دیگرى تعبیر آورده است و به‌واسطۀ همین عدم ادراک صحیح دچار تناقضات و دچار تضادهایى در عبارت شده است. یک جا یک‌طور و یک جا یک‌طور دیگر است؛ از این شاخه به آن شاخه. در مسائل علمى و در مباحث فنى و علمى ‌که جاى سبّ و فحش و اینها نیست، اینها برای افراد عَجَزَه است که نمی‌خواهند به این مسائل چیز کنند. خب آقاجان به‌جاى اینکه دو ماه درس بدهید، بلند شوید بیایید یک مناظره در مسائل و مبانی در همه‌جا کنید تا افراد مسائل را بفهمند. همین‌که [بگویید که] ما از اولِ فلان تا آخرِ فلان را درس مى‌دهیم، اینکه قضیه نشد. بنده اسفار را جلوى سرکار مى‌گذارم و مى‌گویم که بخوان؛ اگر توانستى بخوانى و معناى صحیح کنى ـ نه‌اینکه شرح کنی ـ عمامه‌ام را از سرم برمى‌دارم زمین مى‌گذارم و از فردا با کت و شلوار راه مى‌روم! این حرف‌ها چیست؟! آخر مگر هر کسى اسفار مى‌فهمد آقاجان؟! با حرف زدن که کار درست نمى‌شود، یک عده هم که کله‌شان را همین‌طوری عین بز پایین می‌اندازند! یکی اشکال و ایرادى نمی‌گیرد!