
ضرورت رعایت ادب و انصاف در نقد بزرگان
پرهیز از تخریب شخصیتهای علمی با تکیه بر شایعات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد رفتارهای غیرمنصفانه و غیراخلاقی در مواجهه با شخصیتهای بزرگ علمی و فلسفی میپردازند. محور اصلی بحث، لزوم حفظ ادب و متانت در مباحث علمی و پرهیز از نسبت دادن اتهامات بیاساس به بزرگان است که متأسفانه گاهی از سوی برخی افراد به نام دین و مذهب صورت میگیرد. ایشان با تأکید بر سیره اهلبیت علیهمالسّلام، مکتب تشیع را مکتب احترام، حریت و تعظیم ارزشها معرفی کرده و خاطرنشان میکنند که دفاع از دین نباید به قیمت زیر پا گذاشتن اخلاق و اهانت به دیگران تمام شود. در ادامه، با اشاره به اهمیت تحقیق و تفکر مستقل، بر ضرورت عبور از فضای احساسی و تخیلات در قضاوتهای اجتماعی و علمی تأکید شده و مطالعه دقیق تاریخ بهعنوان ابزاری برای شناخت جریانها و پرهیز از تکرار خطاهای گذشته توصیه میگردد.
ضرورت رعایت ادب و انصاف در نقد بزرگان
8تغییر موقعیت دنیا در نحوۀ مباحث علمی
خلاصه الآن موقعیت دنیا تغییر کرده است، بخواهىنخواهى این حرکت رودخانهاى ما را بهسوى دریاى حریت و آزادى و بحث علمى مىکشاند و ما نمىتوانیم برخلاف مسیر رودخانه حرکت کنیم، دست و پاى بیجا مىزنیم و خود را خسته مىکنیم و از نفس مىاندازیم و از آنجایى که قدرت مقابله با جریان آب را نداریم، جریان ما را در آن دریا خواهد انداخت و باید به فکر آن روز باشیم. چنانچه مسائل و قضایا خواهىنخواهى بهسمت و سویى رفته است که باید براى مطالب پاسخى یافته شود.
همینطور در اینگونه مطالب نیز انسان باید خود را با آنچه که مکتب اهلبیت به ما آموخته وفق بدهد و اگر وفق ندهد رودخانه ما را به دریا مىاندازد و جریان آب ما را به نقطۀ غیر متوقعمان خواهد رساند. نقطهاى که در آن توقع نداریم؛ نقطۀ تنهایى و جایگاه غربت، رها شدن، عدم وجود مستمسک و عدم وجود متّکا و ملجأ. تمام اینها بهخاطر این است که به امروز خود فکر نکردیم و همینطور آمدن و به مسائل دیگر اینقدر پروبال دادن که خودشان هم مىگویند که هیچ نتیجه و ثمرهاى بر اینگونه مسائل مترتب نیست، ایراد ندارد! اما آمدن و در مسائل توحیدى بحث کردن تا هم بینش خود را بالا بردن و هم پاسخ دشمنان اسلام را دادن، قِى حساب مىشود؟! استفراغ حساب مىشود؟!
علیٰکلّحال این مسئلهاى است که انسان باید متوجه این قضیه باشد و این مطلب خیلى مسئلۀ قابلتوجهى است که انسان اینهمه معارف و اینهمه مطالب را از بزرگى مانند بوعلى ببیند و فقط نگاه کند به اینکه این بوعلى شراب مىخورده است و اصلاً نگاه نمىکند به اینکه او چه زمانی مىخورده و کجا مىخورده و به چه قصدى مىخورده است! اصلاً فرض کنید بر اینکه در سنین بالاترى از عمر خود مىخورده، به چه نیّت مىخورده؟! شاید در آن موقع خود این شراب یک دوا بوده است. مگر امروز نمىگویند که خوردن این الکل به یک مقدار چند سىسى براى بدن مفید است؟! مگر نمىگویند؟! حالا شاید او هم به یک همچنین مسئلهاى رسیده و بهعنوان دارو مىخورده است! مگر الآن در بسیارى از داروهاى ما الکل نیست؟! و مگر بقاء و حلاّل داروها همین الکل نیست؟! اگر الکل نباشد آن دارو فوراً ازبین مىرود و خواصّ شیمیایىاش را ازدست مىدهد. حالا اگر شما مجبور به خوردن آن باشید، نمىخورید؟! مىخورید که هیچ، بطرى و قرّابه و ارابۀ آن را هم مىخورید!
