
ضرورت رعایت ادب و انصاف در نقد بزرگان
پرهیز از تخریب شخصیتهای علمی با تکیه بر شایعات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد رفتارهای غیرمنصفانه و غیراخلاقی در مواجهه با شخصیتهای بزرگ علمی و فلسفی میپردازند. محور اصلی بحث، لزوم حفظ ادب و متانت در مباحث علمی و پرهیز از نسبت دادن اتهامات بیاساس به بزرگان است که متأسفانه گاهی از سوی برخی افراد به نام دین و مذهب صورت میگیرد. ایشان با تأکید بر سیره اهلبیت علیهمالسّلام، مکتب تشیع را مکتب احترام، حریت و تعظیم ارزشها معرفی کرده و خاطرنشان میکنند که دفاع از دین نباید به قیمت زیر پا گذاشتن اخلاق و اهانت به دیگران تمام شود. در ادامه، با اشاره به اهمیت تحقیق و تفکر مستقل، بر ضرورت عبور از فضای احساسی و تخیلات در قضاوتهای اجتماعی و علمی تأکید شده و مطالعه دقیق تاریخ بهعنوان ابزاری برای شناخت جریانها و پرهیز از تکرار خطاهای گذشته توصیه میگردد.
ضرورت رعایت ادب و انصاف در نقد بزرگان
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد رفتارهای غیرمنصفانه و غیراخلاقی در مواجهه با شخصیتهای بزرگ علمی و فلسفی میپردازند. محور اصلی بحث، لزوم حفظ ادب و متانت در مباحث علمی و پرهیز از نسبت دادن اتهامات بیاساس به بزرگان است که متأسفانه گاهی از سوی برخی افراد به نام دین و مذهب صورت میگیرد. ایشان با تأکید بر سیره اهلبیت علیهمالسّلام، مکتب تشیع را مکتب احترام، حریت و تعظیم ارزشها معرفی کرده و خاطرنشان میکنند که دفاع از دین نباید به قیمت زیر پا گذاشتن اخلاق و اهانت به دیگران تمام شود. در ادامه، با اشاره به اهمیت تحقیق و تفکر مستقل، بر ضرورت عبور از فضای احساسی و تخیلات در قضاوتهای اجتماعی و علمی تأکید شده و مطالعه دقیق تاریخ بهعنوان ابزاری برای شناخت جریانها و پرهیز از تکرار خطاهای گذشته توصیه میگردد.
ضرورت رعایت ادب و انصاف در نقد بزرگان
15وجود تخیل در سپاهیان عایشه
آقا رفتند و زدند و شتر را انداختند و او از آن بالا از کجاوه با کله پایین آمد و تا پایین آمد خلق خدا گذاشتند رفتند الفرار! آن سپهبدشان که از آن بالا به پایین آویزان شد خب لشگر بی سپهبد [همه رفتند]! نه سپاهی و نه فرماندهی، [گفتند که] ما تا حالا داشتیم بهخاطر حرمت او مىجنگیدیم و او هم که دیگر [الآن از شتر پایین افتاد]، دیگر براى چه بجنگیم؟ بهدنبال زندگیمان برویم. تا آمدند بروند و لشگر هم بهدنبالشان برود حضرت فرمودند که او را دنبال نکنید، بگذارید فرار کنند. تمام اینها روى خیال بوده است! روى خیال آمدند و الآن هم روى خیال دارند مىروند! الآن هم روى خیال است چون اگر الآن هم روى واقعیت باشد نباید بروند بلکه باید بایستند و بگویند که خب او افتاده است اما ما پیگیرى میکنیم. پس معلوم است الآن رفتن آنها هم روى خیال است، هم آمدن آنها و هم رفتن آنها و هم کرّشان و هم فرّشان، همه براساس تخیل است! حضرت هم مىگوید که رهایشان کنید بگذارید بروند زندگیشان را بکنند. چرا بیخود آدم بکشیم؟! چرا افراد را بیخود به قتل برسانیم؟! چرا بیخود بىخانمان درست کنیم؟ براى چه؟!
یعنى مىخواهم بگویم که خیال نکنید که اینها فقط اختصاص به طیف خاصى دارد نه! اینها همیشه بوده و همۀ کار عجزه به همین نحوه و به همین مسئله بوده است.
اهمیت مطالعۀ تاریخ
تکرار تاریخ
مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ آن زمانها خیلى ما را توصیه به خواندن تاریخ مىکردند، من نمىفهمیدم یعنى درست نمىفهمیدم براى چه ایشان اینقدر توصیه مىکنند به اینکه تاریخ را بخوانید! تاریخ نهاینکه فقط قصه باشد نه، جریان و آن لمّیت حادثه و واقعه، شکلگیرى این مسئله، صحبتهایى که در این حادثه گفته مىشد، حرفهایی که در این جریان ردّ و بدل مىشد و نامههایى که در این قضایا فرستاده مىشد، تاریخ به این شکل و به این کیفیت [مدّنظر بود]. مخصوصاً در قضایاى امام حسن علیهالسّلام و خدعههاى معاویه، امام حسین و بعد از پیغمبر! شما نگاه کنید در صحبتهایى که از خلفا براى تثبیت موقعیت و تحریف دین زده مىشد چه الفاظى را پیدا مىکردیم؟ آیا آن الفاظ تکرار نشد و نمىشود؟! آن موقعها چه تعبیرهایى را میشنیدیم؟! در تاریخ خواندیم. آیا آن تعبیرها دیگر نیست و فقط اختصاص به همان زمان داشته است؟! خیلى عجیب است! الآن مىفهمیم که ایشان براى چه مىگفتند که تاریخ بخوانید! خیلى تأکید داشتند.
