اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد رفتارهای غیرمنصفانه و غیراخلاقی در مواجهه با شخصیت‌های بزرگ علمی و فلسفی می‌پردازند. محور اصلی بحث، لزوم حفظ ادب و متانت در مباحث علمی و پرهیز از نسبت دادن اتهامات بی‌اساس به بزرگان است که متأسفانه گاهی از سوی برخی افراد به نام دین و مذهب صورت می‌گیرد. ایشان با تأکید بر سیره اهل‌بیت علیهم‌السّلام، مکتب تشیع را مکتب احترام، حریت و تعظیم ارزش‌ها معرفی کرده و خاطرنشان می‌کنند که دفاع از دین نباید به قیمت زیر پا گذاشتن اخلاق و اهانت به دیگران تمام شود. در ادامه، با اشاره به اهمیت تحقیق و تفکر مستقل، بر ضرورت عبور از فضای احساسی و تخیلات در قضاوت‌های اجتماعی و علمی تأکید شده و مطالعه دقیق تاریخ به‌عنوان ابزاری برای شناخت جریان‌ها و پرهیز از تکرار خطاهای گذشته توصیه می‌گردد.

ضرورت رعایت ادب و انصاف در نقد بزرگان

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد رفتارهای غیرمنصفانه و غیراخلاقی در مواجهه با شخصیت‌های بزرگ علمی و فلسفی می‌پردازند. محور اصلی بحث، لزوم حفظ ادب و متانت در مباحث علمی و پرهیز از نسبت دادن اتهامات بی‌اساس به بزرگان است که متأسفانه گاهی از سوی برخی افراد به نام دین و مذهب صورت می‌گیرد. ایشان با تأکید بر سیره اهل‌بیت علیهم‌السّلام، مکتب تشیع را مکتب احترام، حریت و تعظیم ارزش‌ها معرفی کرده و خاطرنشان می‌کنند که دفاع از دین نباید به قیمت زیر پا گذاشتن اخلاق و اهانت به دیگران تمام شود. در ادامه، با اشاره به اهمیت تحقیق و تفکر مستقل، بر ضرورت عبور از فضای احساسی و تخیلات در قضاوت‌های اجتماعی و علمی تأکید شده و مطالعه دقیق تاریخ به‌عنوان ابزاری برای شناخت جریان‌ها و پرهیز از تکرار خطاهای گذشته توصیه می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ضرورت رعایت ادب و انصاف در نقد بزرگان

17
  • خواندن اینها براى انسان منبّه و مذکر است و باعث مى‌شود که انسان یک چند درصدى احتیاط را ازدست ندهد، در فکر و در قضاوت یک‌قدرى با تأمل و با بینش بیشتر باشد! عجیب است که در ماه عکس نشان دادند و همه هم دیدند، همه دیدند! آخر صحبت سر این است که فقط نقل قول نبود، دیدند! طرف هفتاد سال سن دارد و آدم [عامى] هم نیست، به پدر من تلفن کرده است که آقا سید محمدحسین شما دیدى؟ [گفتند که] چه چیزی را دیدم؟ ـ‌ پدر ما که آن موقع موبایل نداشت. البته آن موقع هیچ کسی موبایل نداشت و اگر هم داشتند، پدر ما نداشت. امان از این موبایل که خانمان همه را [به باد داد]! ـ گفت که آقا عکس امام روى ماه است! ایشان فرمودند که آیة‌الله خمینى را مى‌گویید؟! گفت که بله بله. فرمودند که آقاجان ما را رها کن، این حرف‌ها چیست؟! گفت که نه، شما برو ببین و تماشا کن، من الآن دارم مى‌بینم! ایستاده و دارد نگاه مى‌کند! آقا مى‌گفتند که به‌خاطر حرف او بلند شدم بروم ببینم. می‌گوید: برو ببین! ـ پسرخالۀ ایشان بود ـ گفتند که آمدم و هرچه در این ماه نگاه کردم [ندیدم]! آخر این گوشش کجاست؟! چشمش کجاست؟! ابرویش کجاست؟! گفتم که آقاى فلانى خدا خیرت بدهد ما هرچه نگاه مى‌کنیم هیچى نمى‌بینیم! [گفت که] آقا سید محمدحسین درست نگاه کن! مى‌گفت که تو را به خدا رها کن خداحافظ شما، ما کار داریم و گوشى را گذاشتند. یعنی داشتند به من نصیحت می‌کردند. گفتند که ببین‌ آقا سید محسن این یک آدم و بچۀ پانزده و چهارده‌ساله که نیست بلکه یک آدم هفتاد‌ساله است! خودش زمان شاه مدیرکل بوده است و یک ادارۀ مهمى زیر نظر او بوده است و سیصد چهارصد نفر را اداره مى‌کرده است! این قضیه چه مى‌شود که او بگوید که آقا سید محمدحسین بیا ببین عکس او در ماه هست! خیلى عجیب است! وقتى [آدم] هفتاد‌ساله این‌گونه در تحت احساسات باشد تو خود بخوان حدیث مفصل که پس همه در احساسات و در تخیلات هستیم و همه در این مسئله گیر داریم! می‌گفت که بیا کنار پنجره ببین، من خودم دارم مى‌بینم! خیلى جالب و عجیب است، عین آن حرف‌ها عین آن مسائل [اتفاق می‌افتد].

/ 613