
کیفیت تحقق قضا و قدر الهی در اعیان خارجی
تبیین نسبت میان حقیقت علمیه و ظهور عینی در هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تصویر مُثُل و نسبت میان قضا و قدر الهی با اعیان خارجی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره حکایتگریِ صور مثالی از حقایق خارجی آغاز شده و با تکیه بر نظریه ظهور، این نکته تبیین میشود که حقیقت خارجی، همان صورت مثالی است که در مراتب اسماء و صفات الهی ظهور یافته است. در ادامه، کیفیت سریان قضا و قدر الهی در جزئیات هستی بررسی میشود؛ بدین معنا که قضا به عنوان حقیقتی کلی و سعهدار، در بستر قدر و اندازهها، به صورتهای جزئی و متشخص در میآید. این سیر از علم عنائی پروردگار تا تحقق عینی در خارج، به گونهای است که هیچ ابهامی در آن راه ندارد، زیرا ابهام با تشخص وجودی منافات دارد. در نهایت، این پرسش مطرح میشود که در قضا و قدر علمی، معلومِ بالعرضِ حق تعالی چیست و چگونه این حقیقت علمیه با حفظ وحدت، در قالبهای گوناگون عینی تجلی مییابد.
کیفیت تحقق قضا و قدر الهی در اعیان خارجی
1درس هفتصد و سی ام
صحبت در کیفیت تصویر مُثُل
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
و قالَ شیخُنا و سَیدنا و مَن إلیه سندنا فی العلومِ أدامَ الله عُلوَّهُ و مجدَه فی بعضِ کُتبِه العقلیةِ أن القضاءَ على ضربین مختلفین علمی و عینی.1
صحبت در کیفیت تصویر مُثل است که چگونه جنبۀ کلى و سعى نسبت به مثل قابل تصور است؟ با توجه به آن مطلبى که اول خدمت رفقا عرض کرده بودم و خیلى هم روى آن مانور دادم و به اَشکال مختلف مسئله را بیان کردم و اول به آن جنبۀ مُحاکاى اعیان خارجى با صور مثالى اشاره کردم و صرفاً تفاوت بین عین خارجى و صورت مثالى را در اطلاع و عدم اطلاع عرض کردم و بین وجود خارجى حالى و وجود خارجى ماضى و وجود خارجى مستقبل تفاوت نگذاشتم و عرض کردم که تفاوت بین آن حقیقت مثالیه و صورت خارجیه فقط در نفس انسان است که انسان بر آن حقیقت مثالیه یا اشراف پیدا مىکند یا اشراف پیدا نمىکند و این نمىتواند دلالت بر اختلاف بین آن دو و عدم یکى از آن دو و وجود دیگرى باشد. در وهلۀ اول در خصوص این مسئله صحبت شد و مطلب دیگرى که از این دقیقتر بود را بعد از این بیان کردیم. اگر رفقا متوجه این مسئله باشند، گاهى اوقات بنده براى رسیدن به یک مسئله چند مرحله را طى مىکنم.
کیفیت مطرح کردن و تقریب بحث علمی
اگر یک مسئلۀ علمى بخواهد ابتدائاً مطرح بشود شاید این قضیه دور از اذهان باشد و براى تقریب به آن باید یک مسافتى طى بشود و بعد پلهپله بالا برویم تااینکه به آن نقطۀ مورد نظر برسیم. آخرین مسئلهاى که مطرح شد راجع به عینیت بین حقایق خارجیه و صورت مثالیه بود و آن مرتبۀ آخرى بود که عرض شد که نفس عین خارجى عبارت از همان صورت مثالى است که آن صورت مثالى، ظهور خارجى خود او است نهاینکه این حکایت از او بکند؛ مانند حکایتى که دخان از وجود نار مىکند که نار یک حقیقت متشخصه و متعینهاى است و دخان حقیقت متشخصه و متعینۀ دیگر است گرچه این دو باهم پیوسته و ملازم و قرین هستند، مانند صدایى که از وراء جدار به گوش مىرسد و مثلاً حکایت از وجود انسان مىکند گرچه صدا در وراء جدار داراى یک حقیقت متشخصهاى براى خود است و وجود انسان هم حقیقت متشخصۀ دیگر است و این دو لاینفک هستند یعنى صدا بدون وجود انسان معنا ندارد ولکن این دو با همدیگر متفاوت هستند. مسئله به این نحوه نیست بلکه نفس خود یک واقعیت خارجى عبارت از همان صورت مثالی است که آن صورت مثالى به حقیقت خارجى ظهور پیدا کرده است و این ظهور در تمام مراتب اسماء و صفات بهنحو کلى و بهنحو جزئى سریان دارد.
- . الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 50.
