
کیفیت تحقق قضا و قدر الهی در اعیان خارجی
تبیین نسبت میان حقیقت علمیه و ظهور عینی در هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تصویر مُثُل و نسبت میان قضا و قدر الهی با اعیان خارجی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره حکایتگریِ صور مثالی از حقایق خارجی آغاز شده و با تکیه بر نظریه ظهور، این نکته تبیین میشود که حقیقت خارجی، همان صورت مثالی است که در مراتب اسماء و صفات الهی ظهور یافته است. در ادامه، کیفیت سریان قضا و قدر الهی در جزئیات هستی بررسی میشود؛ بدین معنا که قضا به عنوان حقیقتی کلی و سعهدار، در بستر قدر و اندازهها، به صورتهای جزئی و متشخص در میآید. این سیر از علم عنائی پروردگار تا تحقق عینی در خارج، به گونهای است که هیچ ابهامی در آن راه ندارد، زیرا ابهام با تشخص وجودی منافات دارد. در نهایت، این پرسش مطرح میشود که در قضا و قدر علمی، معلومِ بالعرضِ حق تعالی چیست و چگونه این حقیقت علمیه با حفظ وحدت، در قالبهای گوناگون عینی تجلی مییابد.
کیفیت تحقق قضا و قدر الهی در اعیان خارجی
3در اینجا بحث از مثل افلاطونى در کلام مرحوم میرداماد به این نحوه حقیقت خودش را نشان مىدهد و این را برملا مىکند که کیفیت تحقق مثل افلاطونى و اعیان خارجی، همان کیفیت تحقق وجوه قضاء کلى الهى و قدرى است که براى آن قضای کلى ترسیم مىشود. وقتى که یک قضاء کلى الهى براى ایجاد و خلق زید مىآید، این قضاء یک امر کلى است که داراى جنبۀ سعى است و مىتواند هر ماهیتى را در خودش جای بدهد. ولى وقتى که این قضاء که عبارت از یک ماهیتى است که آن ماهیت مىتواند اَشکال مختلف داشته باشد و حتى مىتواند خصوصیات و صفات مختلف داشته باشد، وقتى که مىخواهد در خارج تحقق پیدا کند طبعاً نمىتواند با خصوصیات، صفات، ملکات و غرائض مبهمه در خارج تحقق پیدا کند بلکه در قالبهاى مختلفى که تقدیر مىشود شکل پیدا مىکند و آن حقیقت کلى و سعى مرتباً مقید مىشود؛ اولاً وارد این مسئله مىشود که این زید باید در فلان قبیله تولد پیدا کند، پس سایر قبایل کنار مىروند و این خودش قَدَرى بر قضاء الهى میشود که در اینجا تقدیر شده است، بعد هم از آن قبیله وارد در فلان خانواده مىشود و دوباره مىبینید که در اینجا یک بُرشى خورد و سایر خانوادهها کنار رفتند و دوباره در اینجا قَدَرى روى قدر قبلى آمد و شکل پیدا کرد. دوباره از آن خانوادۀ بزرگ، یک خانوادۀ کوچک انتخاب مىشود و بعد از آن خانوادۀ کوچکتر دو فرد تعیین مىشوند و این دو باهم ازدواج مىکنند و همینطور دائماً در طول ازدواج تقدیر مىخورد مثلاً غذاهایى که زن در این مدت مىخورد، نحوۀ زیست، حیات و حرکات او، همه هرکدام [به قضاء کلی] شکل مىدهد تااینکه وقتى که آن زید متولد مىشود مشاهده مىکنیم که داراى شکل و صفات و غرائض خاصى است. این قضاء الهى بر وجود زید از اول براى ما مشخص نیست ولى وقتى که همان قضاء پایین و پایین میآید [معلوم مىشود]. لذا وقتى که به روایات هم در این زمینه نگاه مىکنیم این مطلب را مشاهده مىکنیم؛ در روایاتى که مربوط به بداء است و مربوط به مباحث کلامى است، این مطلب را مشاهده مىکنیم. حتى مىتوانیم این را یک بحث فلسفى کنیم یعنى مىتوانیم به مسئلۀ بداء جنبۀ عینى و فلسفى بدهیم که چطور این مسئلۀ قضاء مبرم الهی به قدرهاى مختلف تبدیل مىشود و در آخر آنچه که در خارج تحقق پیدا مىکند نمونۀ قضاء الهی مىشود منتها در اینجا این مسئله براى ما مشخص نیست ولیکن این مسئله و این قضیه در عالم اعیان و علم عنائى حق مشخص است.
