اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت قضا و قدر الهی

تحلیل نسبت اراده پروردگار با تعینات و تشخصات عالم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون کیفیت قضا و قدر الهی می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه‌های حکما در باب مثل افلاطونی و نحوه ترسیم قضا و قدر در نظام هستی آغاز می‌شود. استاد با نقد نگاه‌های رایج که قضا را امری مبهم و فاقد تشخص می‌دانند، بر لزوم درک تعین اطلاقی و سعه وجودی باری‌تعالی تأکید می‌کنند. در ادامه، مسیر نزول قضا به قدر و نقش واسطه‌ها در تحقق حوادث خارجی بررسی شده و ضمن اشاره به حقیقت بداء، به این پرسش پاسخ داده می‌شود که چگونه می‌توان در عین پذیرش اراده کلی الهی، به جزئیات و تعینات عالم نیز قائل بود. در بخش پایانی، با بهره‌گیری از تجربیات عرفانی و سیره بزرگان، به ثمرات عملی این نگاه در زندگی فردی، از جمله نحوه مواجهه با ناملایمات و حفظ استقلال نفسانی در برابر تعلقات مادی پرداخته شده است.

تبیین کیفیت قضا و قدر الهی

6
  • یکى از همین افرادى که اتفاقاً با مرحوم آقا هم ارتباط داشت مطالبى نسبت به ایشان گفته بود و ما هم خیلى متأثر بودیم که مثلاً چرا یک هم‌چنین شخصى یک هم‌چنین مطالبى را گفته است. یک شب بود که منزل آمده بودیم در خدمت یکى از بستگان و او هم از این قضیه ناراحت بود. او گفت: آقا جان ایشان آمده این حرفها را راجع به شما زده است شما چرا کارى انجام نمى‌دهید؟ ایشان به من فرمودند: شما برو فلان کار را بکن. خیلى ناراحت بود و مى‌گفت که این کار یعنى چه؟ باید یک اقدام تندترى بشود! چه بشود! ایشان فرمودند: آقاجان مگر این حرفها را به ما مى‌زنند؟! اینها را به من نمى‌گویند! اینها به این قبا مى‌گویند! اشاره کردند به قبایشان که به جارختی آویزان بود. اینها به من این حرف‌ها را نمى‌زنند. حال اگر ما باشیم می‌گوییم که نه! فلان است اما این اصلاً بدن خود را از خود نمى‌بیند تااینکه حالا بیاید به او بربخورد و ناراحت شود که دارند پشت سر او حرف مى‌زنند و به او اسائۀ ادب مى‌کنند و... او مى‌گوید که به این قبا مى‌گویند! مى‌گوید: آقاجان تو برو به این لباس من هرچه خواستى بگو؛ بگو: اى فلان فلان شده و... به تو مى‌خندند. ببینید اینها چیزهاى اساسى است که اینها را باید در خودمان زنده کنیم و بپرورانیم. این مسائل را بپرورانیم. آن‌وقت به یک چیزهایی مى‌رسیم، به مطالبی مى‌رسیم، حالا نمى‌گوییم: مثل آنها ولى خب یک چیزهایى ادراک مى‌کنیم، یک چیزهایى مى‌فهمیم، زندگى یک‌خرده براى ما راحت‌تر مى‌شود، ارتباطات یک‌خرده براى ما راحت‌تر مى‌شود، معادلات یک مقدارى براى ما منطقى‌تر مى‌شود، معادلات! این حرف و نقل‌ها و پشت سرهم حرف زدن‌ها یک مقدارى سبک‌تر مى‌شود، کمتر مى‌شود، حسن ظن‌ها بیشتر مى‌شود، سعۀ صدرها بیشتر مى‌شود. اینها چیزهایى است که بزرگان به ما یاد داده‌اند. یکى از چیزهایى که ایشان همیشه به ما مى‌فرمودند این بود که اگر یک حرفى به تو زدند نرو پى آن را بگیرى، انگارنه‌انگار شنیده‌اى.