اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت قضا و قدر الهی

تحلیل نسبت اراده پروردگار با تعینات و تشخصات عالم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون کیفیت قضا و قدر الهی می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه‌های حکما در باب مثل افلاطونی و نحوه ترسیم قضا و قدر در نظام هستی آغاز می‌شود. استاد با نقد نگاه‌های رایج که قضا را امری مبهم و فاقد تشخص می‌دانند، بر لزوم درک تعین اطلاقی و سعه وجودی باری‌تعالی تأکید می‌کنند. در ادامه، مسیر نزول قضا به قدر و نقش واسطه‌ها در تحقق حوادث خارجی بررسی شده و ضمن اشاره به حقیقت بداء، به این پرسش پاسخ داده می‌شود که چگونه می‌توان در عین پذیرش اراده کلی الهی، به جزئیات و تعینات عالم نیز قائل بود. در بخش پایانی، با بهره‌گیری از تجربیات عرفانی و سیره بزرگان، به ثمرات عملی این نگاه در زندگی فردی، از جمله نحوه مواجهه با ناملایمات و حفظ استقلال نفسانی در برابر تعلقات مادی پرداخته شده است.

تبیین کیفیت قضا و قدر الهی

1
  • درس هفتصد و سی و یکم

  • بحث بداء

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • و قال شیخنا و سیدنا و مَن إلیه سَندُنا فی العلوم القضاء.1

  • بحث دربارۀ ترسیم مثل افلاطونى بود و هم‌چنین در تأییدات و توجیهاتى که مرحوم آخوند از کلام بزرگان مثل کلام مرحوم شیخ در شفاء و همین‌طور شیخ اشراق و مرحوم میرداماد در افق مبین ذکر کردند.

  • تضاد ابهام با تشخّص

  • یک بیانى مرحوم میرداماد دارد که بسیار بیان دقیقى است البته شاید بعضى از مواردی داشته باشد که مورد ابهام باشد، حداقل در نظر ما [این‌طور] باشد و شاید براى خود ایشان مسئله این‌طور نبوده که با آن بیان مى‌شود مطلب نسبت به مثل افلاطونى توجیه پیدا کند و آن کیفیت ترسیم بین قضاى الهى و قدر است. آنچه که تابه‌حال براى ما در این مسئله مسموع بوده است این است که قضاى الهى یک مسئلۀ مبهم است که خصوصیت ابهام آن همان عدم تعین و عدم تشخّص است. چون هر چیزى که صفت ابهام بر او صادق باشد طبعاً نمى‌تواند متشخص باشد. تشخّص مساوى با وجود است و وجود مساوى با تعین است و تعین مساوى با ظهور است و ظهور مساوى با نور است! همۀ اینها در یک سطح هستند و نمى‌شود یک چیز متشخص باشد ولى درعین‌حال مبهم باشد کمااینکه نمى‌شود یک شی‌ء مبهم باشد ولى ظاهر نباشد.

  • کیفیت تعیّن باری تعالی

  • لزوم ادراک تعیّن واحد با شهود

  • از این بیان استفاده مى‌شود که چطور اسم ظاهر به اشدّ و اتمّ معانى و مفاهیم و حقیقت خارجیۀ خود براى وجود بارى تعالى صادق است، زیرا هیچ تشخصى قوی‌تر و هیچ تعینى متعین‌تر از تعین وجود بارى تعالى نیست و آن تعین، تعینِ اطلاقى، لامتناهى، سعه‌اى، شمولى و عام است به حیثى که لا یشذُّ عن حیطةِ تعیُّنِه شی‌ء به این نحوه از تعین یک تعین بیشتر نداریم گرچه فهم و ادراک این مسئله جز با رؤیت دل و با شهود باطن امکان ندارد. انسان یک تصوراتى در اینجا مى‌کند ولکن آن مسئلۀ باطن یک مطلب و مسئله دیگرى است.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 50.