
تبیین حقیقت قضا و قدر الهی
نقد نظریه اجمال و تفصیل در علم عنایی حق
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق حقیقت قضا و قدر الهی و نسبت آن با علم عنایی حق تعالی میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای رایج پیرامون «مقام اجمال و تفصیل» آغاز میشود؛ جایی که استاد با ردّ هرگونه تبدل استعداد به فعلیت در ذات اقدس الهی، این نظریه را که قضا و قدر را به دو مرحله جداگانه تقسیم میکند، به چالش میکشد. ایشان با استفاده از مثالهای ملموس، تفاوت میان «اجمال واقعی» و «عدم فعلیت» را تبیین کرده و نشان میدهند که چگونه حقیقت بسیط الهی، بدون نیاز به تغییر در ذات، در مراتب نزولی خود به صورت حقایق جزئیه ظهور مییابد. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم پرهیز از گمانهزنیهای بیحاصل در مسائل غیبی و تمرکز بر وظایف عملی و اخلاقی، مخاطب را به درک صحیحتری از نحوه تحقق مشیت الهی در عالم هستی دعوت میکند.
تبیین حقیقت قضا و قدر الهی
5اصلاً چه کسى گفته که ما بیاییم در این چیزها دخالت کنیم؛ در مسائل ظهور دخالت کنیم؟! به ما چه مربوط است؟! ما برویم به مردم صدق یاد بدهیم، ما برویم به مردم اخلاص و روابط اجتماعى و فرهنگ یاد بدهیم، باید اینها را یاد بدهیم نهاینکه این حرفها را بگوییم. به ما نگفتند که دور هم بنشینید ببینید امام زمان شما چه وقت ظهور میکند! کدامیک از روایات ائمه ما را به این سمت کشانده است؟! ما که هرچه از امام صادق و امام باقر علیهماالسّلام روایت دیدهایم مدام گفتهاند: انتظار بکشید و خودتان را آماده کنید؛ ما هم انتظار مىکشیم و خودمان را آماده کنیم. دیگر باید چهکار کنیم؟! آنچه را که مىگویند انجام بدهید انجام بدهیم و بیش از این دیگر از ما چیزى نخواستهاند.
این مسئله که در علم عنائی مقام قضاء هست که مثلاً فلانى فوت مىکند و این فوت براى فلانى هست، صحبت من این است که این چه دردى را در مقام قضاء از جهل پروردگار و علم پروردگار دوا مىکند و چه مسئلهاى را اضافه مىکند؟! خدا بگوید که من براى او فوت را مکتوب کردم. خیلى خوب مکتوب کردى دستت درد نکند که این را آوردى و بالأخره یک روزى شرّش را هم از سر مردم کم مىکنى و مىبرى، ولکن هنوز منِ پروردگار وقتش را تعیین نکردهام! عجب پروردگار نفهم و نادانى که آمده فوت را نوشته ولی وقتش را ننوشته است! حالا میگوید که ببینیم چه مىشود، چرتکه بیندازیم، بداء حاصل مىشود، قَدَر چطورى مىشود، عالم تعارض و اینها به چه کیفیت درمىآید! آیا توى خدا نمىدانی؟! توى خدا نمىدانى که این در چه موقعیتى قرار مىگیرد، چه مسائلى براى او پیش مىآید، چه حوادثى پیش مىآید و به چه طریقى از دنیا مىرود؟! تو نمىدانى؟! فقط موت را نوشتهاى و بقیه را در عالم تقدیر و عالم قدر گذاشتهاى و در آنجا این مسئله را تقدیر کردى؟! خب بین این دوتا چه فرقى هست؟! چه فرقى هست؟!
