
تبیین حقیقت قضا و قدر الهی
نقد نظریه اجمال و تفصیل در علم عنایی حق
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق حقیقت قضا و قدر الهی و نسبت آن با علم عنایی حق تعالی میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای رایج پیرامون «مقام اجمال و تفصیل» آغاز میشود؛ جایی که استاد با ردّ هرگونه تبدل استعداد به فعلیت در ذات اقدس الهی، این نظریه را که قضا و قدر را به دو مرحله جداگانه تقسیم میکند، به چالش میکشد. ایشان با استفاده از مثالهای ملموس، تفاوت میان «اجمال واقعی» و «عدم فعلیت» را تبیین کرده و نشان میدهند که چگونه حقیقت بسیط الهی، بدون نیاز به تغییر در ذات، در مراتب نزولی خود به صورت حقایق جزئیه ظهور مییابد. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم پرهیز از گمانهزنیهای بیحاصل در مسائل غیبی و تمرکز بر وظایف عملی و اخلاقی، مخاطب را به درک صحیحتری از نحوه تحقق مشیت الهی در عالم هستی دعوت میکند.
تبیین حقیقت قضا و قدر الهی
2یعنى وقتى شخصى نگاه مىکند، اول که نگاه مىکند یک جنبۀ سعى را مىبیند و تشکّل و واقعیت را نمىبیند. یک مثالى بزنم؛ یک وقتى شما آب را درنظر مىگیرید که این آب میعان دارد و اطلاق دارد و مىتواند به صور مختلفه و به احجام مختلفه دربیاید و این هنوز محدود نشده است؛ این مایع هنوز محدود نشده است که به شکل مکعب درآید یا به شکل کره درآید و امثالذلک، خب این تفاوت دارد، هر کارى هم بکنید در این آب مکعب نیست و این آب الآن ظرفیت خودش را دارد و عرض خودش را دارد. خب در اینجا یک حالت مایع متبدّل شده است، نبوده، مکعب نبوده است، مکعبمستطیل نبوده، یک حجم هرمى و استوانهاى نبوده است بلکه بعد تبدیل شده است. این دو مرتبه است و هیچ ارتباطى به اجمال و تفصیل ندارد؛ اجمالى در اینجا نیست که تفصیلش، آن باشد. این یک واقعیت است.
تعریف مقام اجمال
الآن فرض کنید این ظرفى که در دست من هست خصوصیت خاص به خودش را دارد و یک مقدارى هم آب در این هست و من هم دارم مىبینم، حالا آیا در این مقدار آبى که الآن در اینجا هست مکعب مىبینید؟! حتى به مقام اجمال مکعب مىبینید؟! چون اجمال یعنى حقیقت شیء ولکن حقیقت حقیقت مبهمه باشد. شما در اینجا حتى اجمال هم نمىبینید بلکه فقط مایع مىبینید، اجمال کجاست؟! بله ممکن است در شرایط خاص به این حجم متبدل بشود، خب بشود! ممکن است هم نشود یعنى همینطوری مایع را مىخورم و دیگر هیچى نمىماند تااینکه در فریزر و یخچال کذا برود و تبدیل به یخ شود، این را که اجمال نمىگویند! اجمال به این گفته مىشود که شیء بالفعل آن حالت و استعداد براى تبدّل را داشته باشد یعنى یک استعداد وقوعى خارجى داشته باشد که این استعداد وقوعى بتواند آن جنبه را احراز کند، آن مقام اجمال مىشود که به نظر من در مقام اجمال، شرایط براى فعلیت آن جهت خارجى مهیا شده است مثل غنچهاى که این غنچه است و هنوز گل نشده است، این را اجمال آن گل در این غنچه مىگویند؛ همان گل است منتها باز نشده است، اضافه نمىشود بلکه غنچه [باز شده] است و غیر از این است که غنچه [باز نشده] باشد. شاخهاى که از زمین بیرون آمده است غنچه ندارد و بعداً غنچه درمیآید. بله! آمادگى براى تبدل به غنچه را دارد، این را اجمال نمىگویند بلکه اجمال به این مىگویند که غنچه درآمده است آنوقت تعداد برگهاى آن گل هم الآن در این غنچه محفوظ است و یک دانه هم کم و زیاد نمىشود ولکن الآن فقط صورت وضعیۀ او بهنحو دیگرى است و بعد از مُضىِّ زمان، این صورت وضعیه به صورت وضعیۀ دیگر متبدل مىشود که آن عبارت از وَردٌ محسوسٌ ذاتُ إجزاءٍ بهذا الشِّکل و بهذا الحَجم و بهذا الکمیَّة است.
