اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در معارف الهی

تبیین نسبت میان حقایق کلیه و اعیان خارجی در نظام هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی و عرفانی پیرامون نظریه «مُثُل افلاطونی» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های سطحی و مادی‌گرایانه در تحلیل حقایق هستی آغاز شده و با بررسی دیدگاه حکما و فلاسفه بزرگ، به این نتیجه می‌رسد که مُثُل، نه یک فرض ذهنی، بلکه حقایقی نوری و کلی هستند که واسطه اتصال عالم ماده به عالم ملکوت محسوب می‌شوند. استاد با تفکیک میان «قضاء کلی» و «قدر جزئی»، توضیح می‌دهند که چگونه حقایق واحده در مراتب بالاتر، در عالم اعیان به صورت موجودات متکثر با خصوصیات متفاوت ظهور می‌یابند. در ادامه، با اشاره به مقام «خلیفة‌اللهی» انسان، به این نکته کلیدی پرداخته می‌شود که حقیقت انسان، فراتر از تفاوت‌های ظاهری و مادی است. جلسه با تحلیل مراتب وجودی اصحاب سیدالشهدا علیه‌السلام و تفاوت درجات شهود و اتصال سرّی آنان به امام، به پایان می‌رسد که نشان‌دهنده تفاوت عمیق میان نگاه مادی و نگاه توحیدی به وقایع تاریخی است.

حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در معارف الهی

13
  • نظر سید میرداماد در مُثل افلاطونی

  • مرحوم سید میرداماد همین مطلب را به یک نحوۀ دیگر بیان مى‌کنند. البته در کیفیت تقریرشان یک نکاتى هست که حالا بنده عرض مى‌کنم ولى لبّ مطلبشان به همین مطلب برمى‌گردد یعنى اگر ما دیگر خیلى نخواهیم مته به خشخاش بگذاریم روى تعابیرى که ایشان آوردند ـ چون در آنجا هم یک مسائل قابل تأملى هست ـ [مى‌گوییم که] ایشان هم مى‌خواهند همین را در اینجا بیان کنند منتها با یک تعابیر و با مثال‌هایی که خاص خود ایشان هست مطالب را بیان مى‌کنند. در تقسیم‌بندى که بین اعیان خارجى و مُلکى و بین حقایق مجرده کرده‌اند و آن حقایق ملکى را در رتبۀ متأخر از آن مرتبۀ قضاء قرار مى‌دهند که در اینجا ما حرف داریم. ایشان آن حقیقتش را در آن علم عنائى حق تصور مى‌کنند که به قضاء کلى و لوح محفوظ برمى‌گردد. [لوح محفوظ] غیر از لوح محو و اثبات مى‌باشد که مرتبۀ قَدَر است و مى‌آید در آنجا تقدیر مى‌شود. در آن لوح محفوظ، ایشان آنها را در آنجا به یک نحو کلى مى‌داند گرچه ارتباط بین آن لوح محفوظ و لوح محو و اثبات را انکار نمى‌کنند و اتصال بین مُلک که غیر مجرد است و بین آن حقیقت مجردۀ خود را هم رد نمى‌کنند.

  • در اینجا یک شبهه‌اى پیش مى‌آید که إن‌شاءالله ما به آن مسئله در جلسۀ بعد مى‌رسیم.

  • اختلاف خصوصیات بقاء در هر امام

  • تلمیذ: این مطلب را نسبت به امام حسین علیه‌السّلام فرموده بودید که در رابطۀ با فلسفۀ قیام امام حسین و قضایایى که در کربلا صورت گرفت مافوق امامت هست؛ «و إنَّ لَکَ فی الجَنَّةِ دَرَجاتٍ لا تَنالُها إلّا بِالشَّهادَة»1 و اینکه یک مطلبى را سابق فرمودید که مقام، مقام رسول الله صلّی الله و علیه وآله و سلّم بود. اگر مقام رسول الله هم مقام انسان کامل باشد مگر امام علیه‌السّلام خودش به آن مرحله نرسیده است؟

  • استاد: ببینید من در آنجا هم عرض کردم که مسئلۀ رسیدن به آن مرتبۀ کشف کلى لازمۀ امامت هست چون در امام هیچ مطلب مجهولى نباید وجود داشته باشد و امام نفسش مبرّاى از هر نقطه‌ای و از هر مرتبۀ ضعفی و [از هر] مرتبۀ استعدادى است که فعلیت پیدا نکرده باشد! نفس امام به مرتبۀ آن شهود کلى مى‌رسد و به‌واسطۀ همین، آن قدرت و ولایت و اقتدار بر تمام زوایاى وجود در عالم مجرد و در عالم ماده [را دارد]. به‌خاطر همان، اشراف بر همۀ زوایاى وجود پیدا مى‌کند. این امام مى‌شود که مسئلۀ انجذاب و مسئلۀ ترقّى، رشد، تکامل، تربیت و اینها همه مسائلى است که در همین زمینه قرار مى‌دهیم. این یک مرتبه هست و این مرتبه را همۀ ائمه حائز هستند. وقتى که امام باشد خب اینها هم هست.

    1. الأمالی، شیخ صدوق، ص 152. امام شناسى، ج ‌15، ص 333:
      «حقّاً در بهشت براى تو منزلت و درجتى است که بدون شهادت بدان دست نخواهى یافت.»‌