اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در معارف الهی

تبیین نسبت میان حقایق کلیه و اعیان خارجی در نظام هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی و عرفانی پیرامون نظریه «مُثُل افلاطونی» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های سطحی و مادی‌گرایانه در تحلیل حقایق هستی آغاز شده و با بررسی دیدگاه حکما و فلاسفه بزرگ، به این نتیجه می‌رسد که مُثُل، نه یک فرض ذهنی، بلکه حقایقی نوری و کلی هستند که واسطه اتصال عالم ماده به عالم ملکوت محسوب می‌شوند. استاد با تفکیک میان «قضاء کلی» و «قدر جزئی»، توضیح می‌دهند که چگونه حقایق واحده در مراتب بالاتر، در عالم اعیان به صورت موجودات متکثر با خصوصیات متفاوت ظهور می‌یابند. در ادامه، با اشاره به مقام «خلیفة‌اللهی» انسان، به این نکته کلیدی پرداخته می‌شود که حقیقت انسان، فراتر از تفاوت‌های ظاهری و مادی است. جلسه با تحلیل مراتب وجودی اصحاب سیدالشهدا علیه‌السلام و تفاوت درجات شهود و اتصال سرّی آنان به امام، به پایان می‌رسد که نشان‌دهنده تفاوت عمیق میان نگاه مادی و نگاه توحیدی به وقایع تاریخی است.

حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در معارف الهی

14
  • تصور غلط از سعۀ وجودی

  • اما یک خصوصیاتى هست که اینها برای مراتب بقاء هست و کارى به مرتبۀ فناء ندارد. آن خصوصیات بقاء در هر امامى مختلف است؛ در امام سجاد به یک نحو هست، در امام جواد به‌نحو دیگر هست، در امام هادى، در امام زمان و ... آن خصوصیات بقاء که مربوط به آن وضعیت و سعۀ وجودى خودشان مى‌شود آن مسئله به یک کیفیت وجود مربوط مى‌شود؛ یعنى نحوۀ سعۀ وجودى هرکدام. آن سعۀ وجودى یک‌ عبارتى است که درعین‌حال مجمل و مطلق است. تصور ما این است که مثلاً این فنجان حالا تبدیل به کاسه مى‌شود، سعۀ وجودى این نیست! سعۀ وجودى به معناى انکشاف اسماء و صفات خدا در اطوار مختلف و در تبدّلات و تحوّلات مختلف هست.

  • آن مسئله یعنى آن ظهور اسم کلى! چون خود نفس ذات، خود ذات فى‌حدّنفسه خودش به‌واسطۀ این اسم بروز و ظهور پیدا مى‌کند؛ یعنى هرچه که انسان از شهودات و انکشافات ذات براى او بخواهد حاصل بشود در مرتبۀ اسم قرار مى‌گیرد. بسته به اینکه آن ذات در این اسم، چه نحوه ظهور و تجلّى کرده است. به آن مقدار، انسان از مصداقیت ذات و اتّصاف به آن صفت بهره‌مند مى‌شود «و إنَّ لَکَ فی الجَنَّةِ دَرَجاتٍ لا تَنالُها إلّا بِالشَّهادَة»؛ یعنى از آن تجلّى ذات در مرتبۀ اسم یک تجلیاتى هست که این تجلیات فقط باید در این موقعیت قرار بگیرد والاّ آن تجلیات نخواهد بود! ما راجع به غیر سیدالشهداء هم داریم منتها حالا راجع به سیدالشهداء چه هست؟! خب حالا به ما بیان نشده است که آن تجلیّات چیست؟! قابل فهم براى افراد هم نیست. اینها را فقط اولیاء خدا مى‌دانند

  • سرّ نفرین نکردن پیامبر اکرم در جنگ احد

  • مگر در جنگ اُحد دربارۀ پیغمبر نداریم که [به ایشان گفتند:] اى رسول خدا [نفرین کن] و حضرت به‌جاى [نفرین] دعا مى‌کرد: «اللهمّ إهدِ قَومى فإنّهُم لا یعلَمون».1‌ درحالی‌که جبرئیل مى‌گوید که از مرتبۀ رسالت تو هم کم نخواهد شد. این عجیب است! مرتبۀ رسالت یعنى مسئلۀ اتصال با ما. آن مرتبۀ اتصال با ما محفوظ است! وحی محفوظ است! القائات محفوظ است! شهود تو محفوظ است! پس چه چیزى در این وسط حاصل مى‌شود؟! چون بالأخره پیغمبر این‌طرف را انتخاب مى‌کند دیگر؛ «اللهمّ إهدِ قَومى» این است؟!

    1. إعلام الورى، ص 83؛ عیون الأثر، ج 2، ص 398؛ سفینة البحار، ج 2، ص 681.