
حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در معارف الهی
تبیین نسبت میان حقایق کلیه و اعیان خارجی در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی و عرفانی پیرامون نظریه «مُثُل افلاطونی» میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای سطحی و مادیگرایانه در تحلیل حقایق هستی آغاز شده و با بررسی دیدگاه حکما و فلاسفه بزرگ، به این نتیجه میرسد که مُثُل، نه یک فرض ذهنی، بلکه حقایقی نوری و کلی هستند که واسطه اتصال عالم ماده به عالم ملکوت محسوب میشوند. استاد با تفکیک میان «قضاء کلی» و «قدر جزئی»، توضیح میدهند که چگونه حقایق واحده در مراتب بالاتر، در عالم اعیان به صورت موجودات متکثر با خصوصیات متفاوت ظهور مییابند. در ادامه، با اشاره به مقام «خلیفةاللهی» انسان، به این نکته کلیدی پرداخته میشود که حقیقت انسان، فراتر از تفاوتهای ظاهری و مادی است. جلسه با تحلیل مراتب وجودی اصحاب سیدالشهدا علیهالسلام و تفاوت درجات شهود و اتصال سرّی آنان به امام، به پایان میرسد که نشاندهنده تفاوت عمیق میان نگاه مادی و نگاه توحیدی به وقایع تاریخی است.
حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در معارف الهی
15در انتخاب اینطرف به پیغمبر چه داده مىشود؟! این همان است! همان تجلیات ذاتیه است که باید شخص عبور کند؛ از این مرتبه باید عبور کند. حالا مرتبهاى است که بهواسطۀ تألّمهاى ظاهرى باشد و ممکن است بهواسطۀ تألّمهاى حتی درونى باشد حتى ممکن است از ظاهرى هم بدتر باشد. کسى ممکن است بگوید: حاضرم هزار مرتبه کشته بشوم بهتر است تا این ...! پاى [حرفش هم] هست!
وقوع حادثۀ کربلا لازمۀ تجلی خاص شدن سیدالشهداء
براى سیدالشّهداء علیهالسّلام یک نوع تجلّى خاصى بوده که مىبایست قضیۀ کربلا اتفاق بیفتد والاّ امامت حضرت بهجاى خودش هست، دستگیرى همۀ نفوس هست ولایتش هست حکومتش بر مُلک و ملکوت هست همه بهجاى خودش هست اما آن تجلّى نیست! آن خصوصیت نیست! آن یک چیز دیگرى است. آن مرتبۀ بقاء مىشود.
تلمیذ: که رسول الله دارد امام حسین ندارد؟
استاد: نه، نه! هرکدام نحوۀ خودشان را دارند. منتها براى سیدالشّهداء آن نحوۀ تجلّى خاص غیر از مسئلۀ امامت مىبایست انجام بشود. مطلب این است. حالا آیا مىتوانیم بگوییم که آن خصوصیت را امام حسین دارد و امام سجاد ندارد؟!
این را نمىتوانیم بگوییم، اثبات نمىکند. شاید امام سجاد یک چیز دیگر داشته است و شاید امام باقر علیهمالسّلام یک چیز دیگر داشته است. اما براى سیدالشّهداء رسیدن به این مرتبه کربلا را مىخواست! به عرضم رسیدید یا نرسیدید؟!
تلمیذ: لازمۀ این مرتبه براى سید الشّهداء علیهالسّلام هم همین است که خب زن و بچه را ببرد؟
استاد: همهاش! همهاش دیگر! وقتی کسى پایش مىایستد؛ «إنَّ اللهَ قَد شاءَ أن یراهُنَّ سَبایا.»1 «إنّ اللَه شاءَ» یعنی همین دیگر! خواست و تقدیر این است که سبایا باشند و اینطور باشند و غلوزنجیر باشد و مجلس یزید آنطور باشد و مجلس ابنزیاد و یزید اینطور باشد و همۀ اینها را موبهمو، یکبهیک، لحظهبهلحظه امام حسین قبل از شهادتش نمىدید؟! امام حسین که سهل است شاگردِ شاگردِ شاگردِ شاگردِ شاگردِ شاگردِ شاگردِ امام حسین علیهالسّلام هم مىدید! بچهمکتبیها هم مىدیدند! امام حسین داستان کوفه را نمىدید؟! همینطور چشمبسته گفت: خدایا «رضاً بقَضائک»2؟! همه را مىدید؛ صحبت حضرت زینب را مىدید، حضرت امکلثوم را مىدید، رفتن به مجلس ابنزیاد را مىدید، یزید را مىدید، همۀ اینها را مىدید و همه را با فهم، تعقّل، قبول، رضا و بهجت کامل، ابتهاج، افهام، انبساطخاطر یکىیکى مىپذیرفت، نه با اخم و فشار!
- . اللهوف، ص 65.
- . مقتل مقرّم، ص 423.
