اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی و عرفانی پیرامون نظریه «مُثُل افلاطونی» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های سطحی و مادی‌گرایانه در تحلیل حقایق هستی آغاز شده و با بررسی دیدگاه حکما و فلاسفه بزرگ، به این نتیجه می‌رسد که مُثُل، نه یک فرض ذهنی، بلکه حقایقی نوری و کلی هستند که واسطه اتصال عالم ماده به عالم ملکوت محسوب می‌شوند. استاد با تفکیک میان «قضاء کلی» و «قدر جزئی»، توضیح می‌دهند که چگونه حقایق واحده در مراتب بالاتر، در عالم اعیان به صورت موجودات متکثر با خصوصیات متفاوت ظهور می‌یابند. در ادامه، با اشاره به مقام «خلیفة‌اللهی» انسان، به این نکته کلیدی پرداخته می‌شود که حقیقت انسان، فراتر از تفاوت‌های ظاهری و مادی است. جلسه با تحلیل مراتب وجودی اصحاب سیدالشهدا علیه‌السلام و تفاوت درجات شهود و اتصال سرّی آنان به امام، به پایان می‌رسد که نشان‌دهنده تفاوت عمیق میان نگاه مادی و نگاه توحیدی به وقایع تاریخی است.

حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در معارف الهی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی و عرفانی پیرامون نظریه «مُثُل افلاطونی» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های سطحی و مادی‌گرایانه در تحلیل حقایق هستی آغاز شده و با بررسی دیدگاه حکما و فلاسفه بزرگ، به این نتیجه می‌رسد که مُثُل، نه یک فرض ذهنی، بلکه حقایقی نوری و کلی هستند که واسطه اتصال عالم ماده به عالم ملکوت محسوب می‌شوند. استاد با تفکیک میان «قضاء کلی» و «قدر جزئی»، توضیح می‌دهند که چگونه حقایق واحده در مراتب بالاتر، در عالم اعیان به صورت موجودات متکثر با خصوصیات متفاوت ظهور می‌یابند. در ادامه، با اشاره به مقام «خلیفة‌اللهی» انسان، به این نکته کلیدی پرداخته می‌شود که حقیقت انسان، فراتر از تفاوت‌های ظاهری و مادی است. جلسه با تحلیل مراتب وجودی اصحاب سیدالشهدا علیه‌السلام و تفاوت درجات شهود و اتصال سرّی آنان به امام، به پایان می‌رسد که نشان‌دهنده تفاوت عمیق میان نگاه مادی و نگاه توحیدی به وقایع تاریخی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در معارف الهی

20
  • یا حضرت علی‌اکبر! اصلاً حضرت علی اکبر را تالى‌تلو امام مى‌شمارند. تالى‌تلو امام بود! اگر امامت به امام سجاد علیه‌السّلام نمى‌رسید در تقدیر خدا به حضرت علی‌اکبر مى‌رسید. باهم اصلاً جلو مى‌رفتند، خب تقدیر خدا بر [امامت] حضرت سجاد بود! کجا یک هم‌چنین چیزى را افراد عادى [می‌فهمند]؟! ما همین‌طورى مى‌بینیم پسر امام حسین بود و سى و چند سال و فلان بود و خب شهید شد و دیگر بسیار خب! بله، مثل آن آقایى که مى‌گفت: اى حسین! اگر تو یک علی‌اکبر دادى ما هزاران علی‌اکبر دادیم! فقط باید به او گفت: برایتان خیلى متأسفیم! واقعاً متأسفیم! این را بایست گفت. اگر تو یک حبیب بن مظاهر دادى، ما هزاران حبیب بن مظاهر دادیم! چقدر سطح فکر پایین است! چقدر! حبیب بن مظاهر را اینها فقط در ریش سفید و موى سفید مى‌بینند، همین است دیگر! حالا اگر حبیب بن مظاهر آمد مویش را سیاه کرد ـ یک دواهایى هست که به کله و ریش و اینها مى‌مالند سیاه مى‌شود ـ و اگر دوتا جراحى پلاستیک هم روى صورتش انجام داد و موهایش را هم سیاه کرد و یک مقدار سروصورتش را هم اصلاح کرد و سى‌ساله شد، او هم مثل بقیۀ جوان‌ها می‌شود! یک چندتا جراحى پلاستیک هستند. نمی‌دانم تزریق ژل و فلان و این حرف‌ها! اخیراً شنیده‌ام بعضى‌ها مثل اینکه از این کارها کرده‌اند و خط و خطوط را برمى‌دارند و حالا تجدید فراشى مى‌خواهند بفرمایند! تجدید لحافى یا هرچه... نمى‌دانم! آخر در این سن به فکر جراحى پلاستیک افتادن چیست؟! آدم [را] می‌برد در اینکه این قضیه چیست؟! علیٰ‌کلّ‌حال آرزو بر نوجوانان عیب نیست! حالا این حبیب بن مظاهر که سرش سفید است را بیاید سیاه کند خب جوان مى‌شود و دیگر پیر نیست. حالا از پیرى درآمد و مثل بقیه شد؛ مثل جوانان دیگر شد و مثل همه شد. میزانِ فکر ما سفیدى مو است! سفیدى مو است! این میزان معرفت ما به معارف الهیه است. سفیدى مو و سیاهى مو، قبراقى و این چیزها... .

/ 613