
حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در معارف الهی
تبیین نسبت میان حقایق کلیه و اعیان خارجی در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی و عرفانی پیرامون نظریه «مُثُل افلاطونی» میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای سطحی و مادیگرایانه در تحلیل حقایق هستی آغاز شده و با بررسی دیدگاه حکما و فلاسفه بزرگ، به این نتیجه میرسد که مُثُل، نه یک فرض ذهنی، بلکه حقایقی نوری و کلی هستند که واسطه اتصال عالم ماده به عالم ملکوت محسوب میشوند. استاد با تفکیک میان «قضاء کلی» و «قدر جزئی»، توضیح میدهند که چگونه حقایق واحده در مراتب بالاتر، در عالم اعیان به صورت موجودات متکثر با خصوصیات متفاوت ظهور مییابند. در ادامه، با اشاره به مقام «خلیفةاللهی» انسان، به این نکته کلیدی پرداخته میشود که حقیقت انسان، فراتر از تفاوتهای ظاهری و مادی است. جلسه با تحلیل مراتب وجودی اصحاب سیدالشهدا علیهالسلام و تفاوت درجات شهود و اتصال سرّی آنان به امام، به پایان میرسد که نشاندهنده تفاوت عمیق میان نگاه مادی و نگاه توحیدی به وقایع تاریخی است.
حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در معارف الهی
1درس هفتصد و سی و چهارم
کلام مرحوم سید میرداماد و تطبیق این مسئله با مُثُل افلاطونى (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
همینطوری [مثل این ضبط] کارها، افکار، خیالات و خطورات ما هم همه ثبت میشوند، از اینها دقیقتر!
یک دفعه با مرحوم آقا خدمت مرحوم علامه طباطبائی ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ رفته بودیم. خود من یک ضبط داشتم که قرار بود صداى ایشان را ضبط کنم. آن را اینطرف گذاشتم و یکى دو نفر دیگر هم آنجا بودند، آنها هم ضبط داشتند یک ضبط هم آنها آنطرف گذاشتند. یکدفعه ایشان فرمودند:
﴿إِذۡ يَتَلَقَّى ٱلۡمُتَلَقِّيَانِ عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ قَعِيدٞ * مَّا يَلۡفِظُ مِن قَوۡلٍ إِلَّا لَدَيۡهِ رَقِيبٌ عَتِيد﴾.1
بهخاطر دوتا سیم و چهار مثقال پلاستیک، آدم چطورى مواظبت مىکند حرف خلافى نزند! بهخاطر چهارتا سیم و سه چهارتا پلاستیک و اینها حرف خلاف نزند خودش را درست کند همینطور قشنگ، مرتب، منظم، این عبا را روى آن قبا بیندازد، با نزاکت و ... اما همینکه این سیم و پلاستیکها کنار مىرود دیگر هیچ ابایى ندارد که هرچه گفت و هر کاری کرد و هر مسئلهاى رخ داد [اشکال ندارد] ضبط که نمىشود!
خیلى فرق مىکند خیلی فرق میکند بین کسى که در یک موقعیتى قرار دارد و حرف مىزند و کسی که در آن موقعیت نیست و دارد صحبت مىکند، خیلى تفاوت هست؛ کیفیت حرف زدن و کیفیت تخاطب، خیلى خیلى فرق مىکند.
فرق دیدگاه رجل الهی با بقیۀ افراد
در جنگ جمل ابنعباس در کنار امیرالمؤمنین علیهالسّلام بود و جنگ مىخواست شروع بشود، یکی آمد یک مسئله راجع به نماز پرسید؛ در نماز اشتباهى کرده بود. گفت: نماز صبحم را که مىخواستم بخوانم این کار را کردم چهکار کنم؟ حضرت فرمودند که این کار را بکن مثلاً یا اشکال ندارد یا چهکار کن یا سجده سهو کن! ابن عباس گفت که حالا وقت سؤال کردن است؟!
ببینید چقدر ...! امیرالمؤمنین علیهالسّلام رو به ابن عباس کردند و گفتند که پس چه موقع براى نماز سؤال کند؟!2
- . سوره ق (50) آیه 17 و 18.
ترجمه: «[کافى است به یاد آرى این معنا را که] دو مامور ما در طرف راست و چپ او نشسته اعمال او را مىگیرند * هیچ سخنى در فضاى دهان نمىآورد مگر آنکه در همانجا مراقبى آماده است.» - . الخصال، ج 1، ص 2:
«إنّ أعرابیًّا قامَ یومَ الجمل... فقال أمیرالمؤمنین علیهالسّلام: دعوه، فإنّ الّذى یریده الأعرابىّ هو الّذى نُریده من القوم؛ در روز جنگ جمل عرب بادیه نشینى برخاست و به امیرالمؤمنین گفت: تو مىگویى خدا واحد است، مردم به او هجوم آوردند و گفتند الآن وقت سؤال پرسیدن است؟! نمىبینى خاطر امیرالمؤمنین مشغول است؟ امیرالمؤمنین علیهالسّلام فرمودند: رهایش کنید، آنچه اعرابى مىخواهد همان است که ما از این گروه مىخواهیم...»؛
إرشاد القلوب، ج 2، ص 217: «کان علیهالسّلام یومًا فى حرب صفین... فقال علیهالسّلام: إنما نُقاتلهم على الصلاة؛ آن حضرت روزى در جنگ صفین مشغول جنگ بود و آتش نبرد زبانه مىکشید، در بین دو سپاه به خورشید نگاه مىکرد و منتظر وقت نماز ظهر بود، ابنعبّاس به حضرت عرض کرد: اى امیرالمؤمنین این چه کارى است؟ حضرت فرمودند: نگاه مىکنم که اگر زوال خورشید شده نماز بخوانیم. ابنعبّاس گفت: آیا الآن وقت نماز است درحالىکه سخت مشغول جنگ هستیم؟! حضرت فرمودند: ما براى چه با اینها مىجنگیم؟! ما فقط براى نماز با اینها مىجنگیم». جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسى، ج 12، ص 369.
- . سوره ق (50) آیه 17 و 18.
