
تأثیر مراقبه بر تحول فکر و عقل
نقش تسلیم و رضا در گشودن دریچههای معرفت الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه رفیع مراقبه در تحول و فعلیتیافتن قوای عقلانی انسان میپردازند. ایشان با تأکید بر اینکه مراقبه یک حقیقت وجودی است، توضیح میدهند که چگونه سپردن زمام امور به عقل و فطرت و حفظ ارتباط با مبدأ هستی، موجب گشوده شدن قلب و دریافت نفحات الهی میشود. در این مسیر، حالت تسلیم و رضا در برابر خداوند، نقشی کلیدی در عبور از جزئیات و رسیدن به کلیت ایفا میکند. استاد با ذکر نمونههایی از تفاوت نگرش افرادِ تسلیم در برابر حق با کسانی که در کثرات و جزئیات دنیوی غرق شدهاند، نشان میدهند که چگونه این اتصال با عالم حق، بصیرتی ویژه به انسان میبخشد. در نهایت، ایشان با استناد به کلام بزرگان، نسبتِ میان حضور امیرالمؤمنین علیهالسلام و ظهور حق در وقایع عالم را تشریح کرده و بر ضرورتِ اولویت دادن به صدق و حقمداری در تمامی شئون زندگی تأکید میورزند.
تأثیر مراقبه بر تحول فکر و عقل
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه رفیع مراقبه در تحول و فعلیتیافتن قوای عقلانی انسان میپردازند. ایشان با تأکید بر اینکه مراقبه یک حقیقت وجودی است، توضیح میدهند که چگونه سپردن زمام امور به عقل و فطرت و حفظ ارتباط با مبدأ هستی، موجب گشوده شدن قلب و دریافت نفحات الهی میشود. در این مسیر، حالت تسلیم و رضا در برابر خداوند، نقشی کلیدی در عبور از جزئیات و رسیدن به کلیت ایفا میکند. استاد با ذکر نمونههایی از تفاوت نگرش افرادِ تسلیم در برابر حق با کسانی که در کثرات و جزئیات دنیوی غرق شدهاند، نشان میدهند که چگونه این اتصال با عالم حق، بصیرتی ویژه به انسان میبخشد. در نهایت، ایشان با استناد به کلام بزرگان، نسبتِ میان حضور امیرالمؤمنین علیهالسلام و ظهور حق در وقایع عالم را تشریح کرده و بر ضرورتِ اولویت دادن به صدق و حقمداری در تمامی شئون زندگی تأکید میورزند.
تأثیر مراقبه بر تحول فکر و عقل
9خراب شد! مگر تا چه زمانى مىخواهی این اعتقاد بماند؟! این اعتقادِ اینطورى اولاً همیشه مىماند؟! خیلى ما ساده هستیم! هیچ قضیهاى پیدا نمىشود و هیچ واقعهاى نمىآید برگرداند و تا آخر همینطور مىماند؟! که همچنین چیزى نیست و نبوده و مىبینیم هم که نیست. ثانیاً، فردا این شخص نمىآید به شما بگوید که آقا به من خیانت کردید؟! چرا شما با این اخفاءِ خودتان، من را در جهل نگه داشتید؟! شما چه جوابی دارید بگویید؟! مىگویید که من بهخاطر تو نگفتم! آن شخص مىگوید که به تو چه مربوط است؟! مگر تو ولىّ من هستى؟! مگر تو قیّم من بودى؟! مگر تو خداى من هستى؟! مگر تو ملکین رقیب و عتید من هستى؟! تو کیستى که آمدى میگویی که بهخاطر اعتقادات تو من فعلاً دست نگه داشتم و مخفى کردم و صلاح و مصلحت نیست؟!
خیال مىکنم بالاترین لغت از نظر استعمال میان ما همین صلاح و مصلحت باشد! تو اصلاً چرا به من خیانت کردى؟! چرا حق را به من نگفتى؟! چرا اخفاء کردى؟! خب قضیه چیست؟ خب براى این است که «عَلیٌّ مَعَ الحَقِّ و الحقُّ مَعَ عَلیٍّ» هرجا که حق باشد، در آنجا شما باید کنارش على را بگذارید. صحبت زن و شوهر، در منزل را حساب بکنید، هان! على الآن پیش زن شماست یا کنار شماست؟ مواظب باشید! نگویید که حالا چون زن است بنابراین عیب ندارد، بگذار به او ظلم کنم، بگذار به او پرخاش کنم و بگذار به او زور بگویم. نه! همینکه به او زور مىگویید، على مىرود کنار عیال شما مىنشیند و مىگوید که من آنطرفم! من با این هستم! من با تو نیستم! اگر چشم باطن داشتیم، على را در کنار او مىدیدیم! بهعکس اگر نه، او بخواهد زور بگوید و ما خود را مظلوم ببینیم و احساس کنیم، على مىآید در کنار ما مینشیند و ما بهخاطر یک مصالحى صبر مىکنیم، تحمل مىکنیم، او مىآید در کنار ما مىنشیند و مىگوید که من با مظلوم هستم. من با ظالم نیستم.
