
تبیین کیفیت قضا و قدر الهی
تحلیل نسبت میان علم عنایی، قضا و اختیار انسان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت قضا و قدر الهی و نحوه تحقق آن در عالم خارج میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای مرحوم سید میرداماد درباره قضا و قدر و تمثیل آن به مُثل افلاطونی آغاز میشود و تفاوت میان قضا کلی و قضا مقدر مورد واکاوی قرار میگیرد. در ادامه، این نکته کلیدی مطرح میشود که اگرچه حقیقت کلی اشیاء در علم الهی ازلی است، اما تحقق خارجی و تشخص آنها در عالم ماده، تحت تأثیر علل و عوامل گوناگون و اختیار انسان شکل میگیرد. استاد با تأکید بر لزوم تبدیل حکمت علمی به حکمت عملی، به نقد اشتغالات ذهنی و توهمات بیهوده پرداخته و راهکار مراقبه را در بیتوجهی به حواشی و حفظ حرمت قلب برای خداوند میدانند. در نهایت، بحث به تبیین جایگاه علم عنایی و تلازم علم الهی با آثار ذات ختم میشود.
تبیین کیفیت قضا و قدر الهی
3تعریف قضاء کلى
در مسئلۀ قضاء کلى نسبت به این قضیه، آن قضاء کلى عبارت از یک اراده و حقیقت و صورتى است که آن صورت به یک نحوى قابلیت براى تشکّل پیدا کردن به اَشکال مختلفه و تصور پیدا کردن به صور مختلفه و همینطور تعیّن پیدا کردن به اعیان مختلفه را داراست، این را قضاء کلى مىگویند. موت را نسبت به اهل این شهر فرض کنید، این موت و دماری که نسبت به اهل این شهر مىآید، این مسئله یک مسئلۀ کلى است، حالا قابل انطباق بر همۀ افراد یا بر بعضى از افراد است. در کیفیت موت شما مشاهده مىکنید که یک وقتى این موت با صاعقه و رعد و برق انجام مىشود و گاهى اوقات این موت با زلزله و خسف است و گاهى اوقات این موت با عواصف و بادهاى خیلى شدید است، این میتواند صور مختلفى پیدا کند. یا این موت در شرایط امروزى با بمب است؛ مىآیند از بالا بمب مىاندازند و همۀ افراد یک شهر را به نابودى مىکشانند.
در کیفیت تحقق این قضاء کلى اختلاف مىبینید و انواع متفاوتى مىبینید. یااینکه [موت] بهواسطۀ قحطى است و مردم از گرسنگى مىمیرند. هرکدام از اینها داراى یک تشخّص خارجى است. بعد این حکم قضاء کلى که در عالم قَدَر مىآید، داراى ماهیت و صورت مىشود که این حکم به موت به چه کیفیتى باید واقع بشود؟ فرض کنید در آنجا کیفیت موت تقدیر مىشود که این موت باید با پرتاب یک موشک، افتادن یک بمب، بمباران هوایى و یا قحطى حاصل بشود، این مسئله در آنجا تقدیر مىخورد.
تفاوت معیارهاى ابناء دنیا با سالکان راه خدا
پس ما در اینجا دو مطلب داریم؛ یکى عالم قضاء کلى است، «خطّ الموتَ علة وُلد آدم مُخَطَّ القلادة علة جید الفتا»1 که این قضاء کلى مىشود.
نتیجه فدا کردن دین برای دنیای دیگران!
خصوصیت ابناء دنیا
دوم اینکه در کیفیت این قضاء کلى اختیار را به آدم مىدهند؛ مىتوانی در اینجا بمیرى، مىتوانى با جهاد فى سبیل الله شهید بشوى، مىتوانى در رکاب امام معصوم علیهالسّلام به شهادت برسى که دیگر به فوز ابدى و فلاح سرمدى رسیدهاى و رستگار مىشوى و مىتوانى خودت را فداى ابناء دنیا کنى که ﴿خَسِرَ ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةَ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡخُسۡرَانُ ٱلۡمُبِينُ﴾2 شامل حالت شود و بدبخت دنیا و آخرت بشوى و دین خودت را فداى دنیاى دیگران کنى! اختیار با خود توست.
- . اللهوف، ص 126؛ نفس المهموم، ص 100؛ مقتل خوارزمى، ج 2، ص 5 و 6؛ لمعات الحسین، ص 38.
- . سوره حج (22) آیه 11. نور ملکوت قرآن، ج 4، ص 313:
«هم دنیایش به خسارت زیانبار شده، هم آخرتش. این است آن خسران با حسرت آشکار.»
