اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت قضا و قدر الهی

تحلیل نسبت میان علم عنایی، قضا و اختیار انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت قضا و قدر الهی و نحوه تحقق آن در عالم خارج می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه‌های مرحوم سید میرداماد درباره قضا و قدر و تمثیل آن به مُثل افلاطونی آغاز می‌شود و تفاوت میان قضا کلی و قضا مقدر مورد واکاوی قرار می‌گیرد. در ادامه، این نکته کلیدی مطرح می‌شود که اگرچه حقیقت کلی اشیاء در علم الهی ازلی است، اما تحقق خارجی و تشخص آن‌ها در عالم ماده، تحت تأثیر علل و عوامل گوناگون و اختیار انسان شکل می‌گیرد. استاد با تأکید بر لزوم تبدیل حکمت علمی به حکمت عملی، به نقد اشتغالات ذهنی و توهمات بیهوده پرداخته و راهکار مراقبه را در بی‌توجهی به حواشی و حفظ حرمت قلب برای خداوند می‌دانند. در نهایت، بحث به تبیین جایگاه علم عنایی و تلازم علم الهی با آثار ذات ختم می‌شود.

تبیین کیفیت قضا و قدر الهی

4
  • بدبخت واقعی!

  • اى بدبخت! بدبخت آن کسى است که دین خودش را فداى دنیاى مردم بکند! مردم که دین ندارند، دنیا دارند! آن‌وقت شخصى دین خودش را فداى دنیاى دیگران بکند، این دیگر هم دنیایش را ازدست داده ـ چون آبرویش رفته است ـ [و هم آخرتش را]! این مردم هم که وفا ندارند! وفا ندارند؛ عهد و پیمان سرشان نمى‌شود، التزام سرشان نمى‌شود! تا وقتى که انسان برایشان کار کند، آدم را به خدمت مى‌گیرند و وقتى که دیدند دیگر ارتباط برایشان ضرر دارد و به منافع دنیایشان ضرر مى‌رساند مثل یک دستمال و تفاله در زباله مى‌اندازند و دیگر یادى از انسان هم نمى‌کنند! اینها ابناء دنیا هستند. معیارهاى اینها با معیارهاى آن کسانى که راه خدا را مى‌روند متفاوت است؛ سالکان راه خدا معیارهاى دیگرى براى ارتباط و اقتران و رفاقت دارند ولى ابناء دنیا معیارهاى خاص خودشان را دارند! مواظب هستند که از همدیگر سند بردارند و بهانه بگیرند و در صندوق نگه دارند تا یک روزى به‌درد بخورد و یک روزى براى همدیگر خط و نشان بکشند! اینها همه معیارهاى اهل دنیاست! آن کسى که راه خدا را مى‌رود، این معیارها را ندارد. ماهى پنجاه‌تا ایمیل براى من مى‌آید، نگاه مى‌کنم و دیلیت (حذف) مى‌کنم که پى کارش برود! مى‌توانم همه را نگه دارم و سندسازى کنم، چه‌کار دارم؟! به چه دردی مى‌خورد؟! تا یکى به من ایمیل مى‌زند، پاک مى‌کنم! دیروز قضیۀ‌ موشیه را گفتم و امروز قضیۀ پیشتیه را می‌گویم! تا برایتان یک نامه آمد، فورى [حذف] کنید برود! اصلاً فکرتان را [در این مسائل] نیاورید تا بخواهد مشغول شود. آدم باید بیکار و احمق باشد تا بخواهد فکرش را به این چیزها مشغول کند؛ سند و ایمیل و نامه نگه دارد! برای چه این کار را انجام بدهد؟!

  • برای شما گفتم که شخصی به جایى رفته بود و حرف‌ها و مطالب و چرت‌و‌پرت‌هایی را که دربارۀ ما گفته بودند به‌صورت یک کتابچه درآورده بود و براى من آورده بود! خیلى وقت پیش بود. گفت: آقا من سه ماه تابستان رفته‌ام و همۀ مطالبى که راجع به شما مى‌گویند را اینجا خدمتتان آورده‌ام. گفتم: از همان‌جا بردارید و به منزلتان ببرید و بسوزانید! پاره هم نکنید، بسوزانید! گفت: آقا سه ماه زحمت کشیدم! گفتم: بیخود کشیدى! اگر از اول پیش من مى‌آمدى، به این زحمت هم نمى‌افتادى، بلند شو برو بابا!