
تبیین کیفیت قضا و قدر الهی
تحلیل نسبت میان علم عنایی، قضا و اختیار انسان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت قضا و قدر الهی و نحوه تحقق آن در عالم خارج میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای مرحوم سید میرداماد درباره قضا و قدر و تمثیل آن به مُثل افلاطونی آغاز میشود و تفاوت میان قضا کلی و قضا مقدر مورد واکاوی قرار میگیرد. در ادامه، این نکته کلیدی مطرح میشود که اگرچه حقیقت کلی اشیاء در علم الهی ازلی است، اما تحقق خارجی و تشخص آنها در عالم ماده، تحت تأثیر علل و عوامل گوناگون و اختیار انسان شکل میگیرد. استاد با تأکید بر لزوم تبدیل حکمت علمی به حکمت عملی، به نقد اشتغالات ذهنی و توهمات بیهوده پرداخته و راهکار مراقبه را در بیتوجهی به حواشی و حفظ حرمت قلب برای خداوند میدانند. در نهایت، بحث به تبیین جایگاه علم عنایی و تلازم علم الهی با آثار ذات ختم میشود.
تبیین کیفیت قضا و قدر الهی
7بنده دارم یک حرف مىزنم، اصلاً شخص دیگرى مقصود من هست آنوقت براى من ایمیل مىزنند و مىگویند: آقا مقصود از این حرف، ما هستیم!
بابا اصلاً من به خواب هم نمىبینم که تو آن شخص باشى! تو أنملۀ1 آن شخص هم نمىشوى که من بخواهم تو را در تصورم بیاورم. تو أنمله هم حساب نمىشوى! آنوقت چطور شخصى که أنمله هم حساب نمىشود، مقصود من از آن مصداق مورد نظر باشد؟! چطور ممکن است؟! هیچ امکان ندارد! به این ایمیل مىکند، به آن ایمیل مىکند که آقا، من را اینطور قصد کرده است، درحالیکه من اصلاً او را قصد نکرده بودم! بنده در تصورم هم نبود. پس این حکمت عملى کجاست؟! ﴿وَلَا تَقۡفُ مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٌ﴾2 کجا رفت؟! فقط ما حرفش را خواندیم؟! چقدر ما باید در این توهمات و تخیلات باشیم؟! تا چه وقتی باید در این توهمات و تخیلات باشیم؟! اینها همحسابوکتاباب دارد، نتیجه دارد. مراقبه همین است! سى سال، چهل سال پدر ما در صحبتهایش مىگفت: مراقبه! مراقبه! مراقبه! مراقبه! ما هم فقط گوش مىدهیم. بله! علامه طهرانى از اولیاء الله بوده است! به تو چه مربوط است که از اولیاء الله بوده است؟! چقدر به درد تو خورد؟! ایشان از اولیاء بودهاند که بودهاند! خیلى خوب ایشان بودهاند! چقدر به حرفهایش عمل کردى؟! چقدر این حرفها را بهکار بستى؟! چقدر به همان مراقبهاى که گفت گوش دادى؟! چقدر به این آیۀ ﴿وَلَا تَقۡفُ مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٌ﴾ عمل کردى؟! هیچ! فقط مبلّغ پیغمبریم و تکلیف شرعى داریم! همین! تکلیف شرعى، تکلیف شرعى! اینها همه گول زدن خود انسان است.
یک [آیۀ] قرآن براى سلوک ما کافى است و حتى احتیاج به روایات ائمه علیهمالسّلام هم نداریم ـ روایات ائمه روى سرمان جا دارد ـ یک [آیۀ] قرآن کافى است و یک عمل به آیات قرآن کافى است، چقدر ما عمل کردیم؟! مدام مىگویند: خواندن این فلسفه اشکال دارد! تو نمىخواهد فلسفه بخوانى! تو برو به همان قرآن عمل کن! تو به قرآن عمل کردى یااینکه فقط آن را براى مجالس فاتحه گذاشتهاى؟! همین افراد همینهایى که فقط [اشکالتراشى] مىکنند، فقط توان دارند حرف بزنند! آنها کجا و این مطالب کجا؟! معمم و غیر معمم همه یکى هستند؛ همه دنبال تخیلات هستیم، همه دنبال توهمات و ... هستیم. باید عمل کرد آقا! وقتى که بزرگان مىگویند: تا علم ندارى [حرف نزن]، بعضىها مىآیند و مىگویند که فلانی در فلان جا راجع به شما این مطلب را گفت، من مىگویم: شاید شما اشتباه فهمیدهاید، بعد معلوم مىشود، نه! آن شخص اصلاً یک همچنین قصدى نداشته است و در یک فاز دیگر و در یک عالم دیگر بوده است.
- . لغتنامه دهخدا: «انامل: جمع اَنْمُله؛ سرانگشتان.»
- . سوره إسراء (17) آیه 36. نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 355:
«و پیروى مکن از آنچه براى تو نسبت بدان، علم نیست.»
