اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت قضاء و قدر الهی و انطباق آن با مبانی فلسفی می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه مُثل افلاطونی و حقیقت ربطیۀ مجردیه آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که آیا قضاء و قدر دو امر متمایز هستند یا در حقیقت وجودی واحدی با هم تساوق دارند. در ادامه، تفاوت ماهوی میان علم عنائى پروردگار که عینِ تحقق خارجی اشیاء است با علم حصولی و اعتباری انسان تشریح می‌شود. استاد با نقد قضاوت‌های بشری که غالباً معلول حالات نفسانی و هواهای درونی است تا قوای عاقله، بر ضرورت مراقبه و اتصال به مبدأ تأکید می‌ورزند. در نهایت، با تحلیل روایات و آیات مربوط به قضاء و قدر، این نتیجه حاصل می‌شود که قدر در شکم قضاء نهفته است و بسیاری از تصورات بشری درباره تغییر قضاء و قدر، ناشی از جهل نسبت به فعلیت‌های خارجی است که تنها برای اولیاء الهی و معصومین علیهم‌السّلام به علم حضوری معلوم است.

تبیین حقیقت قضاء و قدر الهی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت قضاء و قدر الهی و انطباق آن با مبانی فلسفی می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه مُثل افلاطونی و حقیقت ربطیۀ مجردیه آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که آیا قضاء و قدر دو امر متمایز هستند یا در حقیقت وجودی واحدی با هم تساوق دارند. در ادامه، تفاوت ماهوی میان علم عنائى پروردگار که عینِ تحقق خارجی اشیاء است با علم حصولی و اعتباری انسان تشریح می‌شود. استاد با نقد قضاوت‌های بشری که غالباً معلول حالات نفسانی و هواهای درونی است تا قوای عاقله، بر ضرورت مراقبه و اتصال به مبدأ تأکید می‌ورزند. در نهایت، با تحلیل روایات و آیات مربوط به قضاء و قدر، این نتیجه حاصل می‌شود که قدر در شکم قضاء نهفته است و بسیاری از تصورات بشری درباره تغییر قضاء و قدر، ناشی از جهل نسبت به فعلیت‌های خارجی است که تنها برای اولیاء الهی و معصومین علیهم‌السّلام به علم حضوری معلوم است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت قضاء و قدر الهی

19
  • تلمیذ: یعنى بیان فرمودند؟

  • استاد: بله. ولى اگر فرض کنید که آن شخص مى‌گفت که یا على شما چه کردید؟ حضرت می‌فرمودند که من دارم به‌سمت قدرم مى‌روم. دیگر تفاوت نمى‌کند. دیگر از قضاء به قدر فرار مى‌کنم ندارد! قدرم این است که بروم و آنجا باشم. دیگر آنجا مى‌نشینم و بعد باد مرا بلند مى‌کند و در آنجا مى‌گذارد نیست. یعنى اراده، اختیار، رفتن و حرکت کردن، همۀ اینها قدر، قدر، قدر مى‌شود همان‌طور که گفتم همۀ اینها قدر مى‌شود که اینها را وقتى جمع بکنید، این قدر مى‌شود و تا این انجام شد یک‌دفعه دیوار از این‌طرف مى‌افتد. عین بچه که آن مراتب نطفه، علقه، مضغه، ﴿فَكَسَوۡنَا ٱلۡعِظَٰمَ لَحۡمٗا ثُمَّ أَنشَأۡنَٰهُ خَلۡقًا ءَاخَرَ﴾1 اینها همه قدَر مى‌شود و درنتیجه آن موقعى که به دنیا مى‌آید همان‌ قدر فعلى مى‌شود که براى ما مشهود است اما براى امام رضا علیه‌السّلام هم که دارد به او مى‌گوید که بچه‌ات این‌طور مى‌شود چیز مجهولى وجود دارد که حتماً باید آن بچه به دنیا بیاید و بعد بلند شوند و او را بیاورند به حضرت نشان بدهند و امام رضا بگوید که دیدید گفتم که یک انگشتش زیاد است؟! نه! به دنیا آمدن بچه و به دنیا نیامدن، نطفه منعقد شدن و نشدن، چهار ماه شدن و نشدن همه براى امام رضا یکى است و هیچ تفاوت نمی‌کند. آیا شما الآن مى‌دانید که خصوصیت دست من چیست؟ نه! چون دست من بسته است هیچ کارى نمى‌توانید بکنید. چه وقت مى‌توانید؟! الآن که دستم را باز کردم تازه الآن هم نه! آنهایى که چشمشان ضعیف‌تر است جلو بیایند و خوب نگاه کنند و این انگشت‌ها را ببینند اما براى خود من که الآن دارم نگاه مى‌کنم چیز مجهولى هست؟! براى شما مجهول است تا وقتى که دست من بسته است. براى مأمون مجهول است تا وقتى که [بچه] به دنیا نیامده است. براى امام رضا علیه‌السّلام مثل این دست من است و هیچ تفاوتى نمى‌کند.

    1. . سوره مؤمنون (23) آیه14. امام شناسى، ج ‌11، ص 234:
      «... و روى آن استخوان‌ها گوشت پوشانیدیم؛ و سپس او را به خلقت دیگرى إنشاء کردیم‌.»
/ 613