اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت قضاء و قدر الهی و انطباق آن با مبانی فلسفی می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه مُثل افلاطونی و حقیقت ربطیۀ مجردیه آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که آیا قضاء و قدر دو امر متمایز هستند یا در حقیقت وجودی واحدی با هم تساوق دارند. در ادامه، تفاوت ماهوی میان علم عنائى پروردگار که عینِ تحقق خارجی اشیاء است با علم حصولی و اعتباری انسان تشریح می‌شود. استاد با نقد قضاوت‌های بشری که غالباً معلول حالات نفسانی و هواهای درونی است تا قوای عاقله، بر ضرورت مراقبه و اتصال به مبدأ تأکید می‌ورزند. در نهایت، با تحلیل روایات و آیات مربوط به قضاء و قدر، این نتیجه حاصل می‌شود که قدر در شکم قضاء نهفته است و بسیاری از تصورات بشری درباره تغییر قضاء و قدر، ناشی از جهل نسبت به فعلیت‌های خارجی است که تنها برای اولیاء الهی و معصومین علیهم‌السّلام به علم حضوری معلوم است.

تبیین حقیقت قضاء و قدر الهی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت قضاء و قدر الهی و انطباق آن با مبانی فلسفی می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه مُثل افلاطونی و حقیقت ربطیۀ مجردیه آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که آیا قضاء و قدر دو امر متمایز هستند یا در حقیقت وجودی واحدی با هم تساوق دارند. در ادامه، تفاوت ماهوی میان علم عنائى پروردگار که عینِ تحقق خارجی اشیاء است با علم حصولی و اعتباری انسان تشریح می‌شود. استاد با نقد قضاوت‌های بشری که غالباً معلول حالات نفسانی و هواهای درونی است تا قوای عاقله، بر ضرورت مراقبه و اتصال به مبدأ تأکید می‌ورزند. در نهایت، با تحلیل روایات و آیات مربوط به قضاء و قدر، این نتیجه حاصل می‌شود که قدر در شکم قضاء نهفته است و بسیاری از تصورات بشری درباره تغییر قضاء و قدر، ناشی از جهل نسبت به فعلیت‌های خارجی است که تنها برای اولیاء الهی و معصومین علیهم‌السّلام به علم حضوری معلوم است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت قضاء و قدر الهی

23
  • بعد از زمان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ من این مطلب را احساس کردم که یک مسئله‌اى دارد اتفاق مى‌افتد و خیلى براى من سخت بود. با توجه به آن حال و روحیه‌ و احساسم نسبت به افراد خیلى براى من مشکل بود. فقط تنها چیزى که باعث شد خیلى سهل باشد [این بود که] گفتم: تمام اینها در مرآی و منظر خدا هست یا نیست؟! در مرآی و منظر امام زمان علیه‌السّلام هست یا نیست؟! و بعد هم [مگر] این فقط براى ماست و ما از دماغ فیل افتادیم؟! نه، همه بودند! همۀ افراد، اشخاص، بزرگان، اینهایى که فوت کردند و قضایایی که [اتفاق می‌افتد] خب این‌هم که استثناء برنمى‌دارد، بسیار خوب، این‌هم یکى از آنهاست!

  • یکی بودن طریق امتحان و حرکت برای همه

  • وقتى این‌طور شد گفتیم که هرچه بادا باد! دیگر گفتم که بادا باد! لذا اینهایى که بود که سهل است، هزار برابرش هم اتفاق مى‌افتاد آن بادا باد را ما زدیم و الآن هم مى‌زنیم و از این به بعد هم خواهیم زد؛ بادا باد! حالا دیگر همه حساب خودشان را بکنند! یعنی خود ما هم مثل بقیه، فرقى نمى‌کند. جریان و تکلیفى هست آدم باید انجام بدهد! منتها باید چیز کنیم [بخواهیم] دستمان را بگیرند و ارتباط را حفظ کنند. محبت و مودّت را بیشتر کنند! همۀ اینها به‌جاى خودش هست. آن‌وقت که گفتم: بادا باد، بالأخره چیزى بود. هنوز مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ فوت نکرده بودند و یکى دو ساعت مانده بود. این اصلاً به‌طورکلی نشان داد که ما همه در یک سلک هستیم و همه یک‌طور امتحان مى‌شویم. نوعش فرق مى‌کند ولى آن طریق امتحان یکى است و طریق براى حرکت یکى است.

  • لذا الآن گاهى اوقات یک مسائلى که اتفاق مى‌افتد حتى در مورد خودمان، خیلى برایتان تعجب مى‌آورد که بله چطور مثلاً این آقا این‌طور با این کیفیت ... نه، تعجب ندارد، دیدیم بابا! مشکل نیست! برو خوش باش! صفایت را بکن! دیگران مشکل دارند، مشکل‌شان را حل کنند چرا ما خودمان را به در و دیوار بزنیم؟! مشکل‌شان را حل کنند.

/ 12