اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت قضاء و قدر الهی

تفاوت علم حصولی انسان با علم عنائى پروردگار

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت قضاء و قدر الهی و انطباق آن با مبانی فلسفی می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه مُثل افلاطونی و حقیقت ربطیۀ مجردیه آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که آیا قضاء و قدر دو امر متمایز هستند یا در حقیقت وجودی واحدی با هم تساوق دارند. در ادامه، تفاوت ماهوی میان علم عنائى پروردگار که عینِ تحقق خارجی اشیاء است با علم حصولی و اعتباری انسان تشریح می‌شود. استاد با نقد قضاوت‌های بشری که غالباً معلول حالات نفسانی و هواهای درونی است تا قوای عاقله، بر ضرورت مراقبه و اتصال به مبدأ تأکید می‌ورزند. در نهایت، با تحلیل روایات و آیات مربوط به قضاء و قدر، این نتیجه حاصل می‌شود که قدر در شکم قضاء نهفته است و بسیاری از تصورات بشری درباره تغییر قضاء و قدر، ناشی از جهل نسبت به فعلیت‌های خارجی است که تنها برای اولیاء الهی و معصومین علیهم‌السّلام به علم حضوری معلوم است.

تبیین حقیقت قضاء و قدر الهی

3
  • یکی بودن مسئلۀ قضاء با قدر با توجه به اصل کلىّ تساوقِ وجود با تشخص

  • روایاتى که در مباحث شب قدر و یا مسائل مربوط به ولایت و نفس امام علیه‌السّلام و امثال‌ذلک هست، همه به این مسئله و به این نکته برمى‌گردد. با توجه به اصل کلىّ تساوقِ وجود با تشخص، قطعاً مسئلۀ قضاء با مسئلۀ قدر یکى خواهد بود برخلاف آنچه که ممکن است مطرح بشود و همان‌طورى‌که عرض کردم آن جنبۀ ابهام و اجمال در اینجا نسبت به قضاء کلى و جنبۀ تشخّص و تعیّن نسبت به قدر خارجى ملاحظه بشود.

  • تفاوت علم پروردگار با تحقق علمی ما

  • براساس مطالبى که در سال گذشته خدمت رفقا عرض شد مسئلۀ علم عنائى حق، شیئى جز همان حضور تعیّن خارجى اشیاء در نفس علمىِ ربوبى نیست. علم در ذات پروردگار با تحقق علمیِ در ذات ما متفاوت است؛ آن علمى که ما نسبت به معلوم داریم یا به‌نحو حضور یا به‌‌نحو حصول است یعنى یا یک اعتبار است که ذهن این اعتبار را به‌واسطۀ ارتباط با یک مسئلۀ خارجى در خود به‌وجود مى‌آورد مانند صور اشیائى که این صور اشیاء در ذهن تحقق پیدا مى‌کند. در یک موقع هست و در یک موقع نیست. در یک موقع احضار است و در یک موقع نسیان است. این مربوط به آن معلومى مى‌شود که به‌واسطۀ اعتبار ـ اعتبار در اینجا به معنای مجاز نیست بلکه به معنای إعمال نفسانى و تعمّل نفسانى ـ براى انسان حاصل مى‌شود. این [علم] عبارت از همین صور اشیاء است و ما کارى به اشیاء نداریم. اشیاء در خارج براى خودشان دارند راه مى‌روند و براى خودشان وجود دارند و ارتباطى هم به ما ندارند. ما فقط یک صور علمى نسبت به اینها داریم که البته همان‌طور‌که عرض کردم این به جنبۀ برزخ و مثال منفصل برمى‌گردد و به‌واسطۀ ارتباط با مثال منفصل، براى ما این صور خارجى به‌وجود مى‌آید یعنى صور ذهنى در اینجا به‌وجود مى‌آید. این علمى است که ما داریم.