اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت قضا و قدر در نظام هستی

تبیین جایگاه اراده الهی و اختیار اولیای خدا

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت قضا و قدر و کیفیت تحقق اراده الهی در عالم هستی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره مثل افلاطونی و تفاوت آن با قضا و قدر آغاز شده و بر این نکته تأکید می‌شود که در ذات پروردگار، تخلل میان صورت علمیه و عینیت خارجی محال است و اراده الهی عین تحقق خارجی اشیاء است. در ادامه، ضمن نقد نگاه‌های سطحی به مقام اولیای الهی، جایگاه واقعی آنان به عنوان واسطه‌های فیض و مجرای اراده و مشیت الهی بررسی می‌شود. استاد با تأکید بر لزوم رعایت ادب و انصاف در مواجهه با کلمات بزرگان، به نقد رفتارهای افراطی و سطحی‌نگری در ترویج معارف اهل‌بیت می‌پردازند و بر ضرورت بازگشت به سیره اخلاقی و عقلانی ائمه اطهار برای هدایت جامعه تأکید می‌کنند.

حقیقت قضا و قدر در نظام هستی

8
  • وقتى که پیش حضرت عیسى علیه‌السّلام مى‌آیند و مى‌گویند: «این مرده را زنده بکن!» [حضرت عیسی] از خدا اجازه نمى‌گیرد بلکه خود را مى‌بیند و انجام مى‌دهد. نفس این دیدن و ملاحظه،‌ اجازه مى‌شود.

  • دلیل استخارۀ اولیاء

  • تلمیذ: استخاره‌هایى که اولیاء مى‌کنند به چه معناست؟

  • استاد: آنها یک مسائل دیگرى دارد. حالا بگذارید در آن قضایا وارد نشویم. آن نسبت به همۀ مطالب و همۀ مسائل نیست بلکه نسبت به آن خصوصیات و مطالبى است که در آنها نسبت به اقتضاى عبودیت خودشان و ملاحظۀ مقام ظاهر، این را انجام می‌دهند. البته این‌طور هم نیست که همه این‌طور بوده‌اند و همه این‌طور مى‌کردند. خود آنها حالات مختلفى دارند. بنده از بعضى از اساتید مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ یک هم‌چنین مطالبى را ندیده‌ام و از آقا هم نسبت به این قضیه نشنیده‌ام.

  • بیان طریق استخاره

  • خود آقا هم تصریح مى‌فرمودند که انسان نباید استخاره بکند بلکه همان سپردن نفس به خدا و طلب خیر از خدا و تسلیم در مقابل رضاى خدا، همان استخاره است. خیلى مسئله مهم است! آن‌وقت شرایطى دارد: غسل بکند و برود دو رکعت نماز بخواند حالا در یکى از مشاهد مشرفه‌ای باشد مثل حرم امام علیه‌السّلام یا حرم حضرت معصومه‌ علیها‌السّلام، جایی از این مشاهد مشرفه باشد. صبح دو رکعت نماز بخواند و صد مرتبه سر به سجده أستخیرُ الله بِرَحمته بگوید و هرچه به دلش آمد استخاره مى‌شود.

  • این هرچه به دلش آمد همان است که ولىّ دارد انجام مى‌دهد منتها اینکه به دلش آمد بعد از مقدمات است اما او همیشه وصل است منتها او نه‌تنها به دلش مى‌آید بلکه در مقام انجاز مى‌آید فقط یک القاء نفسانى نیست و فقط یک القاء در قلب نیست بلکه خودش، فعلش است. لذا ایشان مى‌فرمودند: ـ بله، دیگر اینجا یک‌خرده مسئله دارد مشکل مى‌شود ـ ما فعل او را ارادۀ خدا مى‌دیدیم. تصورى اصلاً در کار نبود و اصلاً صورت علمیۀ سابقه‌اى در قضیه نبود. رعایت مصلحت و مصالح خارجیه و اینها اصلاً نیست. اینها را راجع به مرحوم آقاى انصارى ـ رضوان الله تعالی علیه ـ مى‌فرمودند اما در مقام مقایسۀ با استاد خودشان این‌گونه نبود. آن بزرگوار [آقاى انصارى‌] در یک هم‌چنین افقى بود و همۀ مطالب درست و مطابق مصلحت...، ولى نسبت به ایشان [آقاى حداد] اصلاً این‌گونه نبود. نفسِ [علم بود] سبق علمى نبود یا مصلحتى نبود. مثل اینکه من این را یک جایى در همین پاورقی‌ها گفته‌ام. یک کسى از همان دوستان مرحوم انصارى که آقاى سبزوارى بود ـ خدا رحمتش کند ـ ایشان مى‌گفت.