اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت قضا و قدر در نظام هستی

تبیین جایگاه اراده الهی و اختیار اولیای خدا

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت قضا و قدر و کیفیت تحقق اراده الهی در عالم هستی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره مثل افلاطونی و تفاوت آن با قضا و قدر آغاز شده و بر این نکته تأکید می‌شود که در ذات پروردگار، تخلل میان صورت علمیه و عینیت خارجی محال است و اراده الهی عین تحقق خارجی اشیاء است. در ادامه، ضمن نقد نگاه‌های سطحی به مقام اولیای الهی، جایگاه واقعی آنان به عنوان واسطه‌های فیض و مجرای اراده و مشیت الهی بررسی می‌شود. استاد با تأکید بر لزوم رعایت ادب و انصاف در مواجهه با کلمات بزرگان، به نقد رفتارهای افراطی و سطحی‌نگری در ترویج معارف اهل‌بیت می‌پردازند و بر ضرورت بازگشت به سیره اخلاقی و عقلانی ائمه اطهار برای هدایت جامعه تأکید می‌کنند.

حقیقت قضا و قدر در نظام هستی

4
  • بعد [طرف] گفته بود که شما این را چقدر مى‌فروشید؟ گفته بود که من نمى‌فروشم. هرچه کرده بود [کمال‌الملک] گفته بود که اگر برلیان بگذارى هم من این را نمى‌دهم! ولیکن به شما هدیه مى‌دهم تا در همان سازمانی که در طهران هستید این را به‌عنوان اثر هنری و این حرف‌ها قرار بدهید.

  • یعنى این اصلاً در او نمى‌آید که بخواهد این اثر خودش را به‌حساب بیاورد چون دارد به وجود خودش نگاه مى‌کند.

  • اگر همین [کمال الملک] از داوینچى چیزی در خانه‌‌اش بود هرچه هم فرض کنید بود شاید مى‌فروخت و برایش مسئله‌اى نبود ولى این الآن دارد به وجود خودش نگاه مى‌کند. وجود خودش که قابل براى قیمت نیست. آن خطاطى که دارد یک خط مى‌نویسد و مدام جلویش مى‌گذارد و مدام در آن دقت می‌کند به چه دارد نگاه مى‌کند؟ به خود دارد نگاه مى‌کند! به ذات خود و به آثار خود و به ملکات و صفات خود که اینها همه زائیدۀ ذات است پس ابتهاج ذات به خود است که نمى‌تواند از این خط دل بکند. ابتهاج ذات به خود است که نمى‌تواند این را با چیزى معامله بکند.

  • وجود ابتهاجِ ذات به‌نحو لایتناهی در پروردگار

  • همین مسئله در ذات پروردگار هست به‌نحو لایتناهى! اگر در ما این‌قدر [محدود] است در خدا لایتناهى است. لذا مى‌گویند که لذتى که براى اولیاء خدا از همین مشاهدۀ آثار هست قابل مقایسه با لذتى که براى ما هست با همین جوارح و با همین اعضاء نیست! آن نگاهى که ما به یک گُل سرخ مى‌کنیم و از بویش و از طراوت و از زیبایی او در عجب مى‌شویم و نمى‌توانیم از او دل بکَنیم یک ولىّ خدا اصلاً طور دیگرى به این نگاه مى‌کند و خود را با این در یک افق متحد مشاهده مى‌کند و آنگاه به این گل نگاه مى‌کند و آن آثار وجودى خود را [در آن می‌بیند] دیگر اینجا خیلى جلو نرویم که مسئله دارد چیز مى‌شود!