اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت قضاء کلی و قدر جزئی

تحلیل وحدت اراده الهی و اختیار انسان در عالم تکوین

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان قضاء کلی و قدر جزئی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج در ترسیم این مسئله آغاز شده و با تکیه بر مبانی علم عنائی و اتحاد صورت علمیه با عینیت خارجی، به این نتیجه می‌رسد که تمام ماسوی‌الله به اراده واحده الهی تحقق یافته‌اند. در ادامه، با حل مشکل ربط حادث به قدیم، این نکته تبیین می‌شود که زمان امری اعتباری است و در ذات باری‌تعالی راه ندارد. استاد با عبور از دوگانگی‌های کاذب میان ماده و مجرد، به تحلیل کیفیت معراج پیامبر اکرم (ص) و حضور عینی ایشان در عوالم مختلف می‌پردازند و نشان می‌دهند که چگونه تبدل صورت‌ها، بدون فناء ماده، حقیقت موت و معراج را تشکیل می‌دهد. در نهایت، این مباحث به ضرورت غیرت دینی نسبت به مقام شامخ امام و پرهیز از نگاه مادی‌گرایانه به ولایت الهی ختم می‌شود.

تبیین حقیقت قضاء کلی و قدر جزئی

5
  • ذات بارى در علمى که به ذات خودش و به آثار ذات خودش دارد، آیا آن علمِ بارى ازلاً هست یااینکه بعداً پیدا مى‌شود؟ ازلاً بوده است. آیا ممکن است ذات بارى به أمر معدوم علم داشته باشد؟ مستحیل است. بنابراین تا خدا خدایى مى‌کرده است علم نسبت به ذات و به آثارش داشته و تا وقتى که خدا خدایى مى‌کرده مخلوقاتش بوده‌اند. ببینید! تمام شد! قضیه تمام شد! ربط بین حادث و قدیم حل شد و ما دیگر چیزى در اینجا نداریم چون نفس علم به آثار مساوق با تحقق اراده به آن خلق آثار [است].

  • حذف حلقۀ منافی بین تجرد و ماده

  • تلمیذ: پس دیگر حدوث را برداشتید!

  • استاد: بله! پس دیگر اصلاً ما حدوث نداریم. البته حدوث زمانى داریم، یعنى همین چیزهایى را که داریم در اینجا مشاهده مى‌کنیم اصلاً آن حلقۀ منافى بین تجرد و ماده را حذف کردیم! همه مجرد شدند! منتها مجرد انواع و اقسامى دارد. در آن مرتبۀ نازلۀ خودش به همین کیفیتى که ما الآن مشاهده مى‌کنیم هست ولی نباید ما دو چیز به‌حساب بیاوریم؛ حالا که این شیء سفت و سخت است مثل همین کتاب که در دست من هست و نیم کیلو وزن دارد پس نباید به آن مجرد بگوییم؟! خب چه اشکال دارد؟! مجرد هم نیم کیلو باشد! چه کسى گفته‌ است که مجرد نباید نیم کیلو داشته باشد؟! آن آثار و خصوصیاتى که براى تجرد از ماده ذکر مى‌کنند، براساس یک تصورى است که ماده را تصور مى‌کنند و بعد مى‌گویند: مجرد خلافش است.

  • ولى وقتى که همان ماده صورت نازلۀ مجرد است و مجرد جنبۀ علیت در او دارد و شما سنخیت بین معلول و علت را در این مسئله لحاظ مى‌کنید، دیگر چطور مى‌توانید یک حلقۀ فاصله بین ماده و مجرد بگذارید؟! پس سنخیت کجا رفت؟! این ماده از کجا آمد؟! ماده که قدرت ندارد، ماده سر خودش را نمى‌تواند بخاراند! حالا فرض کنید بخواهد در این دنیا به‌وجود بیاید و تحقق پیدا کند! درست شد؟! بنابراین این مسئلۀ مجرد و ماده بودن همین پلۀ پایین‌تر مجرد است که براى ما حجاب مى‌شود و ما را از انکشاف صور مجرده باز مى‌دارد. اگر این جنبۀ تنازل مجرد به مرحلۀ پایین‌تر که ما اسمش را ماده مى‌گذاریم، این مسئله در نفس برداشته بشود دیگر ماده‌‌اى را نمى‌بینیم بلکه یک چیز و یک مسئله مشاهده مى‌کنیم. کسى که اطلاع بر غیب دارد، این‌طور نیست که صورت مثالى را ببیند، آن دیدن صورت مثالى یک مرتبه‌اى است که مرتبۀ پایین‌ترى است که یک مقدارى براى همراهى و مرافقت با اذهان مطرح مى‌شود وقتى که انسان اطلاع بر غیب پیدا مى‌کند، اطلاع بر آن چیزى که در هفتۀ آینده اتفاق مى‌افتد پیدا مى‌کند، این اطلاع او اطلاعِ بر یک امر صورى بدون تلبس به ماده نیست بلکه اطلاع او اطلاعِ نفس عینیت خارجى است! به همان نفس عینیت خارجى اطلاع پیدا می‌کند. لذا شما در بعضى از موارد مى‌بینید که اصلاً خودِ آن عینیتى را که بعد باید تحقق پیدا بکند، آن عینیت زودتر در ظرف زمانِ دیگرى بروز و ظهور پیدا مى‌کند مثلاً باید یک هفتۀ دیگر این تخمى که در این باغچه کاشته شده رشد کند و سبز شود، حالا اگر شخصى داراى ولایت و اشراف بر آن‌ باشد مى‌تواند سبزه‌اى را که هفتۀ دیگر مى‌روید الآن از باغچه بیرون بیاورد و به شما نشان بدهد. متوجه شدید قضیه چه شد؟! مسئله این است حالا این از کجا پیدا مى‌شود؟ نه‌اینکه آن تخم را تبدیل به سبزه مى‌کند! نه، تخم در ظرف خودش دارد تبدیل به سبزه مى‌شود. التفات کردید؟! این را تا حالا نگفته‌ام! تخم در ظرف خودش دارد تبدیل به سبزه مى‌شود به همان روال عادى و جریان سلسلۀ علیت، اما ما نمى‌توانیم به این سلسلۀ علیت اشراف پیدا بکنیم! نهایت هنرى که از ما برمى‌آید اینکه در خواب ببینیم که این تخم سیب یا هندوانه را که الآن در باغچه کاشتیم یک هفتۀ بعد جوانه زده بالا آمده است. این را در خواب ببینیم. فردا صبح به‌سمت باغچه مى‌رویم مى‌بینیم که خاک هست و تخم‌ها هم زیر خاک هستند، روز دوم صبر مى‌کنیم چیزى نمى‌بینیم، روز سوم صبر مى‌کنیم و... ـ چون خواب دیده‌ایم و مى‌دانیم خوابمان هم رؤیاى صادقه است و به این مسئله هم شک نداریم ـ همان موقعى که روز هفتم هست نگاه مى‌کنیم مى‌بینیم که تخم جوانه زده بالا آمده است. وقتی نگاه مى‌کنیم یادمان مى‌افتد که ما هفتۀ قبل خواب این را دیده بودیم! درست شد؟! حالا اگر شخصى بتواند بر زمان و مکان غلبه کند! همان امر مادىِ هفتۀ بعد را مى‌تواند الآن بیاورد و این مسئله مسئلۀ عجیبى است که چطور انسان چیزى که هنوز در ظرف زمان تحقق پیدا نکرده است را توانسته احضار کند!