
تبیین حقیقت قضاء کلی و قدر جزئی
تحلیل وحدت اراده الهی و اختیار انسان در عالم تکوین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان قضاء کلی و قدر جزئی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج در ترسیم این مسئله آغاز شده و با تکیه بر مبانی علم عنائی و اتحاد صورت علمیه با عینیت خارجی، به این نتیجه میرسد که تمام ماسویالله به اراده واحده الهی تحقق یافتهاند. در ادامه، با حل مشکل ربط حادث به قدیم، این نکته تبیین میشود که زمان امری اعتباری است و در ذات باریتعالی راه ندارد. استاد با عبور از دوگانگیهای کاذب میان ماده و مجرد، به تحلیل کیفیت معراج پیامبر اکرم (ص) و حضور عینی ایشان در عوالم مختلف میپردازند و نشان میدهند که چگونه تبدل صورتها، بدون فناء ماده، حقیقت موت و معراج را تشکیل میدهد. در نهایت، این مباحث به ضرورت غیرت دینی نسبت به مقام شامخ امام و پرهیز از نگاه مادیگرایانه به ولایت الهی ختم میشود.
تبیین حقیقت قضاء کلی و قدر جزئی
7این دلالت بر این مىکند که آن مسئلهاى که باید بعد از پنجاه و چند سال دیگر اتفاق بیفتد، در صورت عینى، همان عین، همان خود حضرت، خود حضرت، خود اصحاب، همان را پیغمبر رفت مشاهده کرد!
تلمیذ: یعنى افراد هم در سال 61 پیغمبر را مىدیدند؟! خود امام حسین یا اصحاب، اهلبیت، پیغمبر را مىدیدند؟! آن وقتى که پیغمبر به کربلا رفته بودند.
استاد: نه، نه، ببینید اینکه حضرت رفتند اولاً اینکه حضرت مىتواند صورت خودش را محو کند و آن اشکالى ندارد.
تلمیذ: فرمودید: با ماده تشریف بردند؟
استاد: بله، همان خود مادّۀ حضرت، خود عین حضرت، خود وجود حضرت، عرض کردم پیغمبر غیب شد یعنى از میان این افراد غیب شد، مسئله، مسئلۀ مکاشفه نبود. حضرت بِوجوده به آنجا رفتند و در آنجا حضور پیدا کردند و خودِ آن صحنه را دیدند. عرض کردم که خودِ حضرت آنجا که نشسته بودند هم مىتوانستند ببینند ولى اینکه حضرت به آنجا رفتند و حضور عینى پیدا کرد دلیل بر این است که خود آن قضیه در آن موقع اتفاق افتاده است یعنى عین آن قضیهاى را که اتفاق افتاده، حضرت در آنجا به این مسئله عینیت داد! خب حضرت مىتواند حضور خودش را در آنجا بعد از اینکه رفت، محو کند و این اشکال ندارد. مگر معلولِ مجرد نیست؟! خب همین مجرد مىآید [تغییر مىکند]. مگر امام رضا علیهالسّلام چهکار کرد؟ همان شیرى که در پرده بود را تبدیل به ماده کرد، بعد ماده را گرفت دوباره تبدیل به صورت کرد.1 اینکه طبیعىِ مسئله است.
بچهمکتبیها این کارها را انجام مىدهند! امام و پیغمبر که دیگر اهانت به آنها است بگوییم که امام بیاید این کارها را انجام بدهد. التفات کردید؟! خودِ همان عینیت وجود داشته است. علاوه بر این قضیه، مطالبى در کتب و اینها نسبت به این قضیه هست مثلاً محىالدین در فتوحات نسبت به این قضیه مطالبى دارد و همینطور بزرگان که در مقام تبیین اینگونه مطالب بودند آنها مطلب را به این کیفیت احساس مىکردند و اینهم تأیید بر مسئله مىشود. حالا ببینیم مرحوم آخوند در اینجا چه میفرمایند.
- . عیون أخبار الرضا علیهالسّلام، ج ۲، ص ۱6۷. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به معادشناسى، ج 1، ص 229.
