
تبیین حقیقت قضاء کلی و قدر جزئی
تحلیل وحدت اراده الهی و اختیار انسان در عالم تکوین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان قضاء کلی و قدر جزئی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج در ترسیم این مسئله آغاز شده و با تکیه بر مبانی علم عنائی و اتحاد صورت علمیه با عینیت خارجی، به این نتیجه میرسد که تمام ماسویالله به اراده واحده الهی تحقق یافتهاند. در ادامه، با حل مشکل ربط حادث به قدیم، این نکته تبیین میشود که زمان امری اعتباری است و در ذات باریتعالی راه ندارد. استاد با عبور از دوگانگیهای کاذب میان ماده و مجرد، به تحلیل کیفیت معراج پیامبر اکرم (ص) و حضور عینی ایشان در عوالم مختلف میپردازند و نشان میدهند که چگونه تبدل صورتها، بدون فناء ماده، حقیقت موت و معراج را تشکیل میدهد. در نهایت، این مباحث به ضرورت غیرت دینی نسبت به مقام شامخ امام و پرهیز از نگاه مادیگرایانه به ولایت الهی ختم میشود.
تبیین حقیقت قضاء کلی و قدر جزئی
8کیفیت معراج پیغمبر
تلمیذ: قضیۀ معراج از همین قضایا بود؟
استاد: بله، در مسئلۀ معراج داریم:
﴿سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِيٓ أَسۡرَىٰ بِعَبۡدِهِۦ لَيۡلٗا مِّنَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ إِلَى ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡأَقۡصَا ٱلَّذِي بَٰرَكۡنَا حَوۡلَهُۥ لِنُرِيَهُۥ مِنۡ ءَايَٰتِنَآ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ﴾1
شکى نیست در اینکه معراج به دو صورت واقع شده است و در همینجا هم شما یک مطالبى را مىبینید که منافى است. چیزى که شکى در آن نیست این است که معراج، معراج جسمانى بوده که پیغمبر از مسجدالحرام إلى المسجدالأقصى با همین بدن و به همین وضعیت در آنجا حضور داشتند. ﴿سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِيٓ أَسۡرَىٰ بِعَبۡدِهِۦ﴾؛ این یکى.
مسئلۀ دوم ﴿لِنُرِيَهُۥ مِنۡ ءَايَٰتِنَآ﴾ است که از آنطرف داریم براقى بود2 و چه بود و پیغمبر را بردند و ... این مسئله همانطوریکه عرض کردم با تصوراتى که ما از مسئلۀ ماده و مجرد داریم ـ یعنى اگر تصورى داشتهایم، حالا که إنشاءالله آن تصورات تغییر پیدا کرده و خواهد کرد ـ نمىخواند! این ماده و مجردى که تابهحال در تصور ما بود با سوار شدن بر براق و رفتن به عالم مثال و بعد هم ملکوت منافات دارد چون آن عوالم، عوالم مجرد هستند و ماده در عالم مجرد راه ندارد. درست شد؟! پس تفسیرى که از بزرگان و مقرِّرینِ بزرگان مثل مرحوم علامه و شاگردان ایشان از فضلاء که شنیدهام این است که به دو صورت انجام شده! حتى بنده در یکى از مجالس خصوصى که در قم و در روزهاى پنجشنبه و جمعه تشکیل مىشد بودم که مرحوم علامه [طباطبایى] ـ رضوان الله تعالی علیه ـ اینطور مطلب را تقریر فرمودند.3
حالا این را هم که در اینجا دارم مىگویم، ما به ساحت ایشان جسارت نمىکنیم و احتمال دارد که ایشان نسبت به بیان بعضى از مسائل کتمان کرده باشند و این احتمال هست اما آنچه را که ایشان فرمودند اینطور بوده [است]. البته کلام مقرّرین ایشان هم صریحاً نسبت به این مسئله دلالت دارد که دو معراج در اینجا قرار گرفته [است]؛ یک معراج جسمانى که همان ﴿مِّنَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ إِلَى ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡأَقۡصَا﴾ است که خود مسجدالحرام و مسجدالأقصی جسمانى مىشود و جسم هم ﴿مِّنَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ إِلَى ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡأَقۡصَا﴾ طىّ مکان کرده یعنى راه طى کرده حالا به سرعت طى کرده [بود]. شما مىگویید: در یک ثانیه؟! بسیار خوب بالأخره راه طى کرده [است] مثل هواپیما که از اینجا به آنجا مىآید، پیغمبر از اینجا هم سوار براق شد و به مسجدالاقصی رفت. این یکى.
- . سوره إسراء (17) آیه 1. نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 311:
«پاک و مقدّس است آن خداوندى که بنده خود را در شب سیر داد از مسجدالحرام تا مسجد أقصى که ما اطراف آن را برکت داده بودیم؛ براى اینکه ما به آن بنده خود از آیات خودمان نشان دهیم؛ و تحقیقاً خداوند سمیع و بصیر است.» - . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به المیزان، ج 13، ص 5.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به المیزان، ج 13، ص 31.
- . سوره إسراء (17) آیه 1. نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 311:
