
تبیین کیفیت قضا و قدر در عالم هستی
تحلیل نسبت علم الهی با اختیار و تحقق عینی حوادث
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای قضا و قدر و کیفیت تحقق آن در عالم هستی میپردازند. بحث با نقد نگاه عامیانه به قضا و قدر آغاز میشود؛ نگاهی که در آن قضا به معنای ابهام و قدر به معنای تعین و تشخص در نظر گرفته میشود. استاد با بهرهگیری از مثالهای ملموس، نشان میدهند که این ابهام نه در عالم خارج، بلکه در علم و ادراک محدود انسان ریشه دارد. در ادامه، با عبور از این سطح، به تبیین محققانه علم عِنایی حق پرداخته میشود که در آن، علم الهی با عینیت خارجی متحد است. در نهایت، با تأکید بر اینکه قضا و قدر خطی مستمر و مشخص از مشیت الهی تا فعلیت خارجی است، بر ضرورت توجه به مبدأ هستی و پرهیز از دلبستگی به اسباب ظاهری و دنیوی تأکید میگردد.
تبیین کیفیت قضا و قدر در عالم هستی
1درس هفتصد و چهل و یکم
ترسیم کیفیت قضاء کلى و قَدَر جزئى توسط مرحوم سید میرداماد (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
صحبت در کلام مرحوم سید [میرداماد] در قضیۀ مُثُل افلاطونى به این مطلب ختم شد که مسئلۀ مُثُل را به کیفیت قضاء و قدر توجیه و تصویر کردهاند.
همانطورىکه عرض شد در مسئلۀ قضاء و قدر دو امر حقیقى و واقعى وجود دارد که تحقق این دو امر موجب مىشود که ما در خودِ مشیّت الهى از دریچۀ فهم عوام و غیر خبیرانه معتقد به تغییر و تبدّل باشیم و این مسئله که قضاء بهواسطۀ سلسلۀ علیت و فعل و انفعالاتى که در عالم ربوبى در کیفیت تحقق خارجى آن مشیّت پیدا مىشود متبدّل به یک امر مشخصى مىشود که آن امر مشخص قبلاً در مرتبۀ ابهام و اجمال بوده است.
بیان مثال برای تصور بهتر قضاء و قدر
براى تصور این مطلب مىتوانیم به یک دانۀ گیاه اشاره بکنیم مثلاً یک دانۀ سیب و یک هستۀ سیب قابلیت براى تبدل به یک درخت و آثار و نتایجش را دارد ولى براى ما هیچ مشخص نیست که این دانه آیا در موقعیت مناسب قرار مىگیرد یااینکه زیر دستوپا لِه مىشود و آن استعداد و قابلیتش ازبین مىرود! هیچ براى ما مشخص نیست. چه وقت براى ما این قضیه به یکى از دو طرفِ تبدیل شدن به درخت یا ازبین رفتن و زیر دستوپا لِه شدن مشخص مىشود؟ آن وقتى که به چشم خود ببینیم و الآن نمىتوانیم هیچ قضاوتى بکنیم. اگر این دانۀ سیب را در باغچه کاشتیم و بعد آن دانه در شرایط مناسب قرار گرفت، رشد کرد، بالا آمد، سبز شد، آفت به آن نخورد، بچهای نیامد تا آن را از داخل باغچه بکند و به کنار بیندازد و همینطور آبوهوا و سایر مُعِدّات بهجاى خود محفوظ بود، آنوقت بعد از دو سه سال یکمرتبه میبینیم که عجب! آن دانۀ سیبى که سه یا چهار سال پیش کاشته بودیم الآن تبدیل به یک درختى شده و میوههای سیب هم در آن پیداست. الآن متوجه مسئلۀ قَدَر خواهیم شد. آن امر مبهمى که براى ما معلوم نبود الآن یکى از دو طرفش مشخص شد. این را قَدَر مىگویند؛ یعنى این از دیدگاه ما قَدَر است.
