
تبیین کیفیت قضا و قدر در عالم هستی
تحلیل نسبت علم الهی با اختیار و تحقق عینی حوادث
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای قضا و قدر و کیفیت تحقق آن در عالم هستی میپردازند. بحث با نقد نگاه عامیانه به قضا و قدر آغاز میشود؛ نگاهی که در آن قضا به معنای ابهام و قدر به معنای تعین و تشخص در نظر گرفته میشود. استاد با بهرهگیری از مثالهای ملموس، نشان میدهند که این ابهام نه در عالم خارج، بلکه در علم و ادراک محدود انسان ریشه دارد. در ادامه، با عبور از این سطح، به تبیین محققانه علم عِنایی حق پرداخته میشود که در آن، علم الهی با عینیت خارجی متحد است. در نهایت، با تأکید بر اینکه قضا و قدر خطی مستمر و مشخص از مشیت الهی تا فعلیت خارجی است، بر ضرورت توجه به مبدأ هستی و پرهیز از دلبستگی به اسباب ظاهری و دنیوی تأکید میگردد.
تبیین کیفیت قضا و قدر در عالم هستی
2آنوقت قضاء چیست؟ قضاء؛ دادن استعداد و آمادگى و تَهَیّو ذاتى و همینطور تَهَیّو خارجى براى تبدّل به یک شجرۀ مثمره شدن است. چون ممکن است استعداد ذاتى داشته باشد ولى قابلیت خارجى نباشد. نه! در عالم قضاء کلى این استعداد ذاتى براى رسیدن یک ماهیت به یک تحقق عینى و تشخّص خارجى موجود است و همینطور آن آلات، ادوات، معدّات، مؤثّرات و متأثرات در جنبۀ تبدل و تحقق خارجى هم به این داده مىشود. حالا فرض کنید که براى شخصى مىخواهد یک واقعهاى پیش بیاید یااینکه استمرار حیاتى مىخواهد پیدا کند، براى استمرار حیات یا براى حدوث واقعه در عالم قضاء هر دو جنبۀ استعداد به این داده شده است؛ اولاً طورى خداوند ما را خلق کرده است که قابلیت فناء در ما هست و مثل آهن نیستیم گرچه آهن هم خب فناء پیدا مىکند ولیکن شرایطش یک مقدارى از شرایط ما سختتر است. اما ما نه! دائماً در معرض تلف و در معرض تغییر و تبدلات هستیم. یک آجر به کلهمان بخورد مىافتیم و روى زمین دراز مىشویم! یک ویروس یا یک میکروبى در بدن برود، عفونت یا چیز دیگرى در بدن برود دیگر کار تمام میشود! اینها همه اعطاء قابلیت ذاتى براى انسانى است که خداوند او را به این کیفیت خلق کرده است. همینطور از آنطرف قابلیت خارجى براى دفع این مسئله نیز اعطاء شده است. اگر از یک طرف میکروب را داده، از آنطرف آنتىبیوتیک را هم داده است. اگر از اینطرف ویروس را داده، از آنطرف ضدش را هم داده است. اگر از اینطرف حوادث خارجیۀ مُمحیۀ1 انسان را داده، از آنطرف هم وسایل پیشگیرىاش را هم به انسان داده است. ببینید در هردو طرف مطلب هست. حالا اینها نسبت به علل ظاهرى است و راجع به علل باطنى هم همینطور است.
خیلى چیزها هستند مثل صلۀ رحم دفع بلا مىکند، صدقه دفع بلا مىکند، کمک به مستمند و قضاء حاجت افراد همه دفع بلا مىکند. احترام به والدین دفع بلا مىکند. عیادت مریض هم همینطور است! انسان برود در بیمارستان از یک مریضى عیادت بکند، برود از رفیقش عیادت بکند، اینها همه مطالبى است که از اینطرف هم وجود دارد. بنابراین از یک طرف استعداد و قابلیت براى ازبین رفتن را داده است و از آنطرف هم استعداد خارجى براى ضدّش را هم داده است که همان استمرار حیات است. این از نقطهنظر یک فهم عوامانه تصویر بدى نیست ـ حالا عوامانه نگویم چون عوامانه کمی عبارت تندى است و عامیانه بگویم بهتر است ـ از نقطهنظر یک فهم عامیانه تصویر بدى نیست، همانطورىکه تصویر هم دارد مىشود و شما مىبینید و مىنویسند.
- . لغتنامه دهخدا: «ممحی: نبشته و نقش محو شده و پاک کرده شده.»
