اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت قضا و قدر در عالم هستی

تحلیل نسبت علم الهی با اختیار و تحقق عینی حوادث

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای قضا و قدر و کیفیت تحقق آن در عالم هستی می‌پردازند. بحث با نقد نگاه عامیانه به قضا و قدر آغاز می‌شود؛ نگاهی که در آن قضا به معنای ابهام و قدر به معنای تعین و تشخص در نظر گرفته می‌شود. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، نشان می‌دهند که این ابهام نه در عالم خارج، بلکه در علم و ادراک محدود انسان ریشه دارد. در ادامه، با عبور از این سطح، به تبیین محققانه علم عِنایی حق پرداخته می‌شود که در آن، علم الهی با عینیت خارجی متحد است. در نهایت، با تأکید بر اینکه قضا و قدر خطی مستمر و مشخص از مشیت الهی تا فعلیت خارجی است، بر ضرورت توجه به مبدأ هستی و پرهیز از دلبستگی به اسباب ظاهری و دنیوی تأکید می‌گردد.

تبیین کیفیت قضا و قدر در عالم هستی

18
  • بعد عیال مولانا گفته بود که ای حضرت مولانا خدا باید به شما براى اصلاح نفوس طول عمر بدهد، پس این مردم چه کنند؟! او گفته بود مگر ما شدّاد و عاد هستیم که بخواهیم در این دنیا برای دم‌ودستگاه نیّت خلود داشته باشیم؟! بنده‌اى بودیم از بندگان خدا، آمدیم و چند صباحى در این دنیا بودیم و دوباره به آنجایى که باید برویم برمی‌گردیم. پس خدا اینجا چه‌کاره است؟! پس ارادۀ‌ خدا در اینجا چه‌کاره است و مشیّت خدا چه مى‌شود؟1

  • اینها چیزهایى است که راجع به این بزرگان داریم، اینها را داریم مشاهده مى‌کنیم و داریم مى‌بینیم. اما بقیه در سرشان مى‌زنند! چرا؟! چون دستش خالى است! آینده‌اى را براى خودشان نمى‌توانند ترسیم کنند که به آن آینده دلخوش باشند. همه‌اش با بیا‌و‌برو و بگیروببند و به این بگو، به آن بگو، براى این بزن، براى آن بزن؛ با وقت گذاشتن در این چیزها زندگی‌شان را گذرانند و براى خودشان وقتى نگذاشتند و براى خودشان دیگر کارى نکردند! لذا دستشان خالى است.

  • بله، ایشان به من مى‌گفتند: لازم نیست به افراد بگویید بیایند! براى چه بیایند زحمت بکشند؟! از همان خانه‌شان برایمان فاتحه بخوانند! براى چه به افراد در طهران تلفن مى‌کنید که از این‌طرف و آن‌طرف بیایند؟! چرا بیایند؟! جدى مى‌گفتند به من! همین رفقایى که اینجا هستند با ساز و دهل بزنند و بگویند و بخوانند و خوش باشند! مى‌گفتند: تو خبر دارى ما داریم به کجاها مى‌رویم؟! گفتم: نه آقاجان من خبر ندارم، ـ خودمان را راحت کنیم؛ ما خبر نداریم ـ تو خبر دارى ما داریم به کجاها مى‌رویم؟! آیا این گریه و غم دارد؟!

  • أللهم صل علی محمد و آل محمد

    1. مناقب العارفین، افلاکى، ج 2، ص 579.‌