اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت قضا و قدر در عالم هستی

تحلیل نسبت علم الهی با اختیار و تحقق عینی حوادث

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای قضا و قدر و کیفیت تحقق آن در عالم هستی می‌پردازند. بحث با نقد نگاه عامیانه به قضا و قدر آغاز می‌شود؛ نگاهی که در آن قضا به معنای ابهام و قدر به معنای تعین و تشخص در نظر گرفته می‌شود. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، نشان می‌دهند که این ابهام نه در عالم خارج، بلکه در علم و ادراک محدود انسان ریشه دارد. در ادامه، با عبور از این سطح، به تبیین محققانه علم عِنایی حق پرداخته می‌شود که در آن، علم الهی با عینیت خارجی متحد است. در نهایت، با تأکید بر اینکه قضا و قدر خطی مستمر و مشخص از مشیت الهی تا فعلیت خارجی است، بر ضرورت توجه به مبدأ هستی و پرهیز از دلبستگی به اسباب ظاهری و دنیوی تأکید می‌گردد.

تبیین کیفیت قضا و قدر در عالم هستی

5
  • خب این حالتى که در این قضیه براى انسان پیدا مى‌شود به علم انسان برمى‌گردد، به اینکه از یک طرف این استعداد ذاتى براى تبدل به شجرۀ مثمره شدن دارد و از یک طرف استعداد ذاتى براى ازبین رفتن را هم دارد.

  • حالا در مسئلۀ قضاء و قدر در علم الهى آمدیم! آیا ما مى‌توانیم این قیاس را در آنجا هم جارى کنیم؟ البته فعلاً ما دربارۀ آن بحثى که خودمان راجع به عینیّت علم عنائى و کیفیت آن کردیم اصلاً حرف نمى‌زنیم و بعد به آنجا هم مى‌رسیم. اصلاً مى‌گوییم که علم خدا نسبت به این مسئلۀ قضاء و قدر مثل علم ما مى‌ماند و یک صورتِ اطلاع بر یک امر خارجى است! مثل اینکه نسبت به این مسائل خارجى که در اطرافم هست یک اطلاعى پیدا مى‌کنم که اینجا چیست و چه شخصى در اینجا هست و به چه کیفیتى است. این مطالبى را که دارم مى‌بینم، آیا علم عنائى نسبت به مسئلۀ قضاء و استعداد نیز آن‌طور‌ که ما مسئلۀ ابهام را در کیفیت قضاء لحاظ کردیم است؟! اینکه محال است و جهل لازم مى‌آید! اینکه خدا نداند این دانۀ سیب به کجا خواهد رسید پس جاهل است دیگر! خدا بگوید: صبر کنیم حالا ببینیم چه مى‌شود! در باغچه این را مى‌کارد یا نمى‌کارد!

  • کیفیت علم عنائى حق نسبت به اعیان خارجى

  • پس کیفیت علم عنائى نسبت به اعیان خارجى حتى اگر بخواهیم این مسئله را بنا بر همین تصور عامیانه و تصور بدوى و نه تصور تحقیقى، ملاحظه بکنیم در آن امتناع حاصل مى‌آید که علم عنائى نسبت به اعیان خارجى مثل ما صرفاً در مرحلۀ ابهام است و باید ببیند و صبر کند و دست روى دست بگذارد که این دانه سیب در خارج تبدیل به شجرۀ مثمره مى‌شود یااینکه ازبین مى‌رود! آن‌وقت هرچه در خارج شد قَدَر مى‌شود! آیا این‌طور است؟! خب اینکه جهل لازم مى‌آید چون خدا نمى‌داند که این چه خواهد شد! خب علم عنائى ناقص خواهد شد و جهل در ذات الهى موجب بطلان صانعیت و بطلان ربوبیت است. پس حتى در تصور عامیانه نسبت به علم عنائى و قضاء کلى و قَدَر جزئى هم باید قائل به این باشیم که علم پروردگار نسبت به مسئلۀ قَدَر، عین علم پروردگار نسبت به مسئلۀ قضاء است و تفاوتى در اینجا نمى‌کند.