اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت قضا و قدر در عالم هستی

تحلیل نسبت علم الهی با اختیار و تحقق عینی حوادث

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای قضا و قدر و کیفیت تحقق آن در عالم هستی می‌پردازند. بحث با نقد نگاه عامیانه به قضا و قدر آغاز می‌شود؛ نگاهی که در آن قضا به معنای ابهام و قدر به معنای تعین و تشخص در نظر گرفته می‌شود. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، نشان می‌دهند که این ابهام نه در عالم خارج، بلکه در علم و ادراک محدود انسان ریشه دارد. در ادامه، با عبور از این سطح، به تبیین محققانه علم عِنایی حق پرداخته می‌شود که در آن، علم الهی با عینیت خارجی متحد است. در نهایت، با تأکید بر اینکه قضا و قدر خطی مستمر و مشخص از مشیت الهی تا فعلیت خارجی است، بر ضرورت توجه به مبدأ هستی و پرهیز از دلبستگی به اسباب ظاهری و دنیوی تأکید می‌گردد.

تبیین کیفیت قضا و قدر در عالم هستی

6
  • خب تناقض را چطور در اینجا برطرف مى‌کنیم؟ چطور ممکن است یک شیء در عین واحد هم مبهم باشد هم مشخص؟! این محال است! این در آنِ واحد ـ آنِ واحد ها! ـ [باشد]. این شیء که الآن در دست من هست و جنسش از کائوچو و پلاستیک است و به این شکل می‌باشد، خب این یک فعلیتى دارد و ممکن است متبدّل به یک امر دیگرى بشود اما اینکه بعداً چه خواهد شد را نمى‌دانم و اطلاعى از آن ندارم ولى در شرایط فعلى که این فعلیت خودش را ازدست نمى‌دهد؛ یعنى در شرایط فعلى وقتى ما برایش حکم به یک قدر جزئى کردیم دیگر نمى‌توانیم آن حکم را در حال تعلّق از او سلب کنیم و این جمع بین متناقضین مى‌شود! چطور ممکن است علم عنائى بر یک امر مبهم تعلق بگیرد درعین‌حال ما اطلاع داریم که علم عنائى به قَدَر او هم تعلق گرفته است؟! این جمع بین متناقضین مى‌شود که هم مبهم است و هم در عین ابهام تعیّن دارد! اگر برفرض یک صادق مصدَّقى آمد و به ما گفت که این یک دانۀ سیب اگر سه سال دیگر به همین منزل بیاییم مى‌بینیم که در باغچه تبدیل به یک درخت سیب شده و براى ما نسبت به این‌ امر، یقین حاصل شد آیا باز دیگر براى ما ابهامى وجود دارد؟! در ذات ما دیگر مسئلۀ ابهامى هست؟! نیست! چون دیگر داریم مى‌بینیم. حالا فرض کنید آن کمترین ابهام و آن ذره‌اى که در دل هست هم ازبین برود حتى تشویش! حتى کمترین ابهام و تشویشى هم نباشد و آن‌هم ازبین برود و هیچ دیگر نماند، ما دیگر الآن داریم مى‌بینیم. پس الآن براى ما قدر مشخص مى‌شود. وقتى قدر براى ما مشخص شد، پس قضاء چه مى‌شود؟ ابهام در اینجا چه مى‌شود؟

  • بازگشت قضاء و قدر به علم و اطلاع رائى

  • لذا عرض کردم به‌طورکلی مسئلۀ قضاء و قدر به علم و اطلاع رائى و ناظر برمى‌گردد و این قضیه اصلاً ارتباطى به عین خارجى و تحقق خارجى ندارد! این بنا بر این مطلب عامیانه بود. البته خود مرحوم سید هم در اینجا یک‌ اشاراتى دارند منتها حالا تصریح نمی‌کنند ولى اشاراتى دارند.