
تبیین کیفیت قضا و قدر در عالم هستی
تحلیل نسبت علم الهی با اختیار و تحقق عینی حوادث
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای قضا و قدر و کیفیت تحقق آن در عالم هستی میپردازند. بحث با نقد نگاه عامیانه به قضا و قدر آغاز میشود؛ نگاهی که در آن قضا به معنای ابهام و قدر به معنای تعین و تشخص در نظر گرفته میشود. استاد با بهرهگیری از مثالهای ملموس، نشان میدهند که این ابهام نه در عالم خارج، بلکه در علم و ادراک محدود انسان ریشه دارد. در ادامه، با عبور از این سطح، به تبیین محققانه علم عِنایی حق پرداخته میشود که در آن، علم الهی با عینیت خارجی متحد است. در نهایت، با تأکید بر اینکه قضا و قدر خطی مستمر و مشخص از مشیت الهی تا فعلیت خارجی است، بر ضرورت توجه به مبدأ هستی و پرهیز از دلبستگی به اسباب ظاهری و دنیوی تأکید میگردد.
تبیین کیفیت قضا و قدر در عالم هستی
8گاوان و خران بار بَردار *** بِه از آدمیان مردمآزار مسکین خر اگرچه بىتمیز است *** چون بار برد همى عزیز است 1 اقّلاً آزارش به کسى نمىرسد، ضررش به کسى نمىرسد، ولیکن این آدمهای چهارپا، مرتب مشغول لگدپرانى هستند. این مسئله مسئلۀ قضاء مىشود.
اگر این جنبۀ علمى و عینى را که در علم عنائى حق، حقیقت علمیه با حقیقت عینیه اتحاد دارد را ببینیم ـ این مسئله را بنده در جلسات گذشته عرض کردم ـ و این مسئله را بدانیم، [میفهمیم که] اصلاً یک تعیّن و تشخّص بیشتر نیست و دیگر ابهامى نداریم. چه ابهامى؟! لذا خواجه ـ رضوان الله علیه و قدّس الله سرّه ـ مىفرماید:
اینهمه عکس مى و نقش مخالف که نمود *** یک فروغ رخ ساقىست که در جام افتاد 2 عکس مى یعنى مراتب جمال، مِى یعنى جمال. عکس مى و نقش مخالف که نمود ... منظور افراد مختلفه و انواع مختلفه؛ مادى و مجرد و امثالذلک است. جام یعنى عالم امکان، عالم امکان در مقابل عالم وجوب و عالم ضرورت که فقط به خود ذات پروردگار تعلق دارد. تمام آنچه را که دارید شما از مراتب مشاهده مىکنید ... جداً و جداً اگر ما حقیقتى را هم باید پیدا بکنیم آن حقیقت را در شهود اهل معرفت و اولیاء الهى باید پیدا کنیم. بدبخت بیچاره! اى بدبخت! امروز یک حرف مىزنیم، هفتۀ دیگر روى دستمان مىزنیم که اى داد بیداد! آقا گولمان زدند که ما این حرف را زدیم! ببخشید! خب اگر قرار به این است دیگر بقیه هم همین هستند! اگر قرار به این است که بنده با حرف اینوآن گول بخورم، پس با بقیه چه فرق مىکنم؟! بلند شوم بروم پى کارم دیگر!
اینهمه عکس مى و نقش مخالف که نمود؛ الآن شما در تمام این عالم وجود اینهمه اختلافات در انواع، اختلافات در اصناف، اختلافات در مراتب تجردى! اختلافاتى که به فرمایش امام صادق علیهالسّلام: قیاس عالم ماده با تمام اجرام سماویاش به عالم مثال، قیاس یک قطره به دریاست.3
- . گلستان سعدى، باب اول، حکایت 10.
- . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 111.
- . الکافى، ج 8، ص 153. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به معاد شناسى، ج 2، ص 166.
