
تبیین کیفیت قضا و قدر در عالم هستی
تحلیل نسبت علم الهی با اختیار و تحقق عینی حوادث
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای قضا و قدر و کیفیت تحقق آن در عالم هستی میپردازند. بحث با نقد نگاه عامیانه به قضا و قدر آغاز میشود؛ نگاهی که در آن قضا به معنای ابهام و قدر به معنای تعین و تشخص در نظر گرفته میشود. استاد با بهرهگیری از مثالهای ملموس، نشان میدهند که این ابهام نه در عالم خارج، بلکه در علم و ادراک محدود انسان ریشه دارد. در ادامه، با عبور از این سطح، به تبیین محققانه علم عِنایی حق پرداخته میشود که در آن، علم الهی با عینیت خارجی متحد است. در نهایت، با تأکید بر اینکه قضا و قدر خطی مستمر و مشخص از مشیت الهی تا فعلیت خارجی است، بر ضرورت توجه به مبدأ هستی و پرهیز از دلبستگی به اسباب ظاهری و دنیوی تأکید میگردد.
تبیین کیفیت قضا و قدر در عالم هستی
9ما در همان اوّلىاش هنگ کردهایم! حالا دیگر بقیهاش را که حضرت مىفرمایند: قیاس عالم مثال نسبت به قیاس مثال اعلىٰ که به آن ملکوت اسفل گفته مىشود، قیاس یک قطره به دریا [است] و قیاس آن به ملکوت علیا، قیاس قطره به دریا و ...؛ تا هفت بار حضرت مىشمرند تا ذات پروردگار که ﴿فَكَانَ قَابَ قَوۡسَيۡنِ أَوۡ أَدۡنَىٰ﴾؛1 بعد امام صادق مىفرمایند: ما امامِ همۀ اینها هستیم! آنوقت شما ببینید این انسانى که حضرت امام صادق مىفرماید: شیعه على را هم مىتوانیم به اینجا برسانیم؛ ما خودمان را به چه چیزهایى مشغول کردیم؛ رأى بیاوریم یا رأى نیاوریم! هِعى هِعى هِعى! اینجا رأى بیاوریم، آنجا رأى نیاوریم! واقعاً چقدر باید بدبخت باشیم! چقدر باید بیچاره باشیم که این دو روز دنیاى غیرقابل برگشت را [اینطور بگذرانیم]. ﴿قَالَ رَبِّ ٱرۡجِعُونِ * لَعَلِّيٓ أَعۡمَلُ صَٰلِحٗا فِيمَا تَرَكۡتُ﴾2 وقتى به آنجا نگاه مىکنى مىبینى امام صادق آنجا ایستاده و آنچه را که به أبى بصیر، ابان، زراره و اینها فرموده، الآن دارى مىبینى درست بوده است! آن موقع مىگویى: ﴿يَٰحَسۡرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنۢبِ ٱللَهِ﴾3 آن موقع مىگویى ها! وقتى در آن دنیا فهمیدى چه کلاهى بر سرت رفت و چه دُرّ گرانمایهاى را ازدست دادهاى... الآن نه! الآن خیال دیگری مىکنى، واقعاً عجیب است! این روزها را دیگر ما داریم مىبینیم.
من خودم سال گذشته در جایی بودم راجع به همین آقایى که در تونس سرنگون شد فکر مىکردم و عکسش را دیده بودم و با خودم گفتم: آیا مىشود یک روزى این عکس نباشد و یک روزى این شخص ]رئیسجمهور[ نباشد؟! همینطورى از دلم گذشت. گفتم: عجب چشم شورى ما داشتیم که هنوز یک سال نگذشته این بدبخت سرنگون شد! آنهم چه؟! از آسمانخراش؛ نه از یک ساختمانِ چند طبقه! گفتم: نگاه کن من آن شخص را چشم زدم! نمىتوانیم ببینیم یک آدم دو روز بیاید حکومت کند! چشممان نمىتواند ببیند! چشممان نمىتواند ببیند اینها دو روز حکومت کنند؛ بابا ببین و رها کن! متأسفانه نمىشود! ما الآن هم گاهى چشممان به بعضى از عکسها مىافتد که بله آیا مىشود مثلاً این شخص یا آن شخص دیگر ]نباشند[! کسانى که واقعاً انسان در تصورش هم بهحسب ظاهر نمىگنجد که یک روزى این قضیه برایش پیدا بشود؛ مىبیند وقتى آن مشیّت خدا بیاید، نه صدام مىشناسد، نه این را مىشناسد، نه تفنگ مىشناسد؛ تمام فرت و پرت و هارتوپورت ما به یک گلولۀ اینقدرى بند است! تمام...! به همین یک گلولۀ اینقدرى است!
- . سوره نجم (٥٣) آیه ٩. الله شناسی، ج ١، ص ٩٨:
«[و پس از آن نزدیکتر شد و خود را به حضرت ربّالعزّه درآویخت] و در نزدیکترین مقام متصوّر که بهقدر دو نیمۀ وَتَر کمان تا سرِ کمان (دو ذراع) بلکه نزدیکتر از آن بود واقع گشت.» - . سوره مؤمنون (23) آیه 99 و 100. افق وحی، ص 92:
«[تااینکه مرگ یکی از ایشان را فرا میگیرد، فریادش بلند گشته] میگوید که پروردگارا، مرا بازگردان شاید بتوانم جبران گذشته و مافات بنمایم!» - . سوره زمر (39) آیه 56. امام شناسی، ج 5، ص 153:
«(گفتار ستمگران است در روز قیامت که) اى حسرت و ندامت براى من بر آنچه من درباره جنب خدا کوتاهى کردهام.»
- . سوره نجم (٥٣) آیه ٩. الله شناسی، ج ١، ص ٩٨:
