اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت ولایت و نقش ائمه در تدبیر عالم

تبیین نسبت میان اراده الهی و وساطت چهارده معصوم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ولایت تکوینی و نقش واسطه‌گری ائمه اطهار در تدبیر عالم هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل مفهوم قضا و قدر و جایگاه سلسله علل در تحقق حوادث آغاز می‌شود و با نقد نگاه‌های سطحی به مسئله بداء و استمرار زمانی ولایت، به این نتیجه می‌رسد که ولایت یک حقیقت واحد و غیرمتدرج است. استاد با استناد به قاعده «کلنا نور واحد»، توضیح می‌دهند که اگرچه ائمه در عالم خارج دارای تعینات شخصی و خصوصیات بشری متفاوت هستند، اما در مقام حقیقت ولایت، همگی مظهر یک اراده واحد الهی برای تدبیر عوالم ملک و ملکوت‌اند. در نهایت، ایشان با تفکیک میان مقام عبودیت و مقام ولایت، تبیین می‌کنند که چگونه مناجات‌های عاشقانه اهل‌بیت با خداوند، هیچ منافاتی با جایگاه رفیع آنان در تدبیر نظام هستی ندارد و این دو مقام در وجود مقدس ایشان به صورت هم‌زمان محقق است.

حقیقت ولایت و نقش ائمه در تدبیر عالم

5
  • وقتى که گفتیم: تحقق ارادۀ پروردگار در عالم اعیان و خارج به ارادۀ واحد است، دیگر نمى‌توانیم در اینجا بحث استمرار داشته باشیم تااینکه به‌واسطۀ استمرار، هرکدام از ائمه علیهم‌السّلام در زمان خودشان متصدى همان زمان خودشان باشند! آن‌وقت در اینجا چطور مى‌شود؟! در اینجا فقط یک اراده حاکم است و آن اراده هم توسط ولایت چهارده معصوم است!

  • ولایت امام، واسطۀ بین تحقق بخشیدن قضاء کلى و تبدل آن به قدر جزئى

  • بنابراین آن کسی که واسطۀ بین تحقق بخشیدن قضاء کلى و تبدل آن به قدر جزئى است، ولایت امام مى‌شود، پس آن واحد مى‌شود. وقتى آن واحد شد، چهارده معصوم ظهور او هستند نه‌اینکه هرکدام استمرار باشند، در اینجا دیگر استمرار نیست! لذا پیغمبر اکرم مى‌فرماید: «کُلّنا نورٌ واحد»،1 معنایش همین است که همۀ ما یک حقیقت هستیم و یک حقیقت ولایت هستیم و یک حقیقت واسطۀ بین مقام واحدیت و ظهورات و بروزات هستیم. بنابراین چه اینکه بگوییم که رسول خدا این وساطت را ...، البته از نظر آن جنبۀ سعۀ وجودى، در اینجا به‌عنوان آن مبدئیت اولىٰ مورد نظر است. چون بالأخره آن نفس در اینجا و در مسئله ظهور خارجی دخالت دارد چون صحبت در این است که این نفس در عالم خارج اعمال مى‌کند. آن واسطۀ اول عبارت از رسول خداست! واسطۀ اول یعنى همان حقیقت به‌عنوان جنبۀ سعى بودن آن رسول خدا است و بعد ائمه اطهار علیهم‌السّلام هم تحقق ولایت را به همان کیفیت ظهور و سعه و استعداد خودشان، در مقام خودشان ظهور و بروز را در عالم خارج استمرار مى‌دهند. اما اینکه خود نفس بخواهد در عالم خارج این مسئله را استمرار بدهد، در فرضى است که ما استمرارى را قبول کنیم؛ قبول کنیم که در خارج استمرار وجود دارد.

  • همان‌طوری‌که بیان شد اگر در خارج استمرارى وجود ندارد و بلکه ﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ﴾ است و استمرار از دید ماست نه از نقطه‌نظر ظهور و بروز خارجى، اگر این را لحاظ کنیم آن ولایت امام علیه‌السّلام هم ﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ﴾ خواهد شد یعنى همان ولایت واسطۀ بین فیض اقدس و مقدس، آن ولایت که واسطه است یک امر واحد غیر مستمرّ غیر زمانى غیر متدرج الحصولِ غیر سیالِ غیر متحرک است. تمام اینها مترتب بر ولایت است و آن ولایت واسطه است. پس چه بگوییم که ادارۀ زمین و آسمان در زمان رسول خدا توسط رسول‌الله بوده یا بگوییم که توسط امام جواد علیهما‌السّلام بوده است، دیگر چه فرقى مى‌کند؟! دیگر هیچ تفاوتى ندارد، دیگر استمرار نیست! چه بگوییم که در زمان امام صادق این گردش خلق و سماوات و ادارۀ ملک و ملکوت و تمام عوالم مجرد به‌واسطۀ نفس امام صادق بوده و یا به‌واسطۀ امام رضا علیهما‌السّلام بوده است، هردو یکی مى‌شود و هیچ تفاوت نمى‌کند چون آنچه که در خارج مى‌بینیم از دیدگاه ما سیال و مستمر است اما آیا باز هم از دیدگاه خود امام صادق و امام رضا سیال و مستمر است یا واحد مى‌شود؟! اگر واحده مى‌شود پس وساطت ولایت هم تمام شده و فعلیت پیدا کرده است.

    1. بحار الأنوار، ج ٢٥، ص ١ ـ ٢٤؛ ج ٢٦، ص ١٦ و ٣٤٢؛ ارشاد القلوب، ج ٢، ص ٤١٥.