
حقیقت ولایت و نقش ائمه در تدبیر عالم
تبیین نسبت میان اراده الهی و وساطت چهارده معصوم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ولایت تکوینی و نقش واسطهگری ائمه اطهار در تدبیر عالم هستی میپردازند. بحث با تحلیل مفهوم قضا و قدر و جایگاه سلسله علل در تحقق حوادث آغاز میشود و با نقد نگاههای سطحی به مسئله بداء و استمرار زمانی ولایت، به این نتیجه میرسد که ولایت یک حقیقت واحد و غیرمتدرج است. استاد با استناد به قاعده «کلنا نور واحد»، توضیح میدهند که اگرچه ائمه در عالم خارج دارای تعینات شخصی و خصوصیات بشری متفاوت هستند، اما در مقام حقیقت ولایت، همگی مظهر یک اراده واحد الهی برای تدبیر عوالم ملک و ملکوتاند. در نهایت، ایشان با تفکیک میان مقام عبودیت و مقام ولایت، تبیین میکنند که چگونه مناجاتهای عاشقانه اهلبیت با خداوند، هیچ منافاتی با جایگاه رفیع آنان در تدبیر نظام هستی ندارد و این دو مقام در وجود مقدس ایشان به صورت همزمان محقق است.
حقیقت ولایت و نقش ائمه در تدبیر عالم
6بله! در عالم اعیان و خارج و آنهم آن چیزى که مربوط به زمانیات است [زمان مطرح است] والاّ در مسئلۀ غیر زمانیات؛ در عالم ملائکه، عقول منفصل، مجردات و موجودات نورانى زمان مطرح نیست. چطور مىتوانیم در آن عوالم تصور سیال بودن و زمانى بودن را بکنیم؟! حالا وساطت در این مسئله به شخص رسولالله است یا نه، این وساطت در زمان رسولالله مربوط به ملائکه و مربوط به اوست و در زمان امام سجاد مربوط به امام سجاد علیهالسّلام است؟! هیچکدام! در اینجا دیگر شخص ملاک نیست! در اینجا دیگر فرد خارجى ملاک نیست! یک امر است که ظهور زمانی آن امر در اینهاست. بله، ظهور زمانى ولایت در زمان امام باقر علیهالسّلام به شخص امام باقر است ولى همین امام باقر در عالم واقع و در عالم حقیقت، همان ولایت امام زمانِ الآن را دارد و دیگر هیچ تفاوتى نمىکند! لذا مىگویند: اگر پیش امام رضا علیهالسّلام رفتید و حاجاتتان را از امام رضا خواستید فرقی نمیکند بااینکه از امام زمان علیهالسّلام بخواهید، تفاوتی نمىکند. حالا یک خصوصیات نفسى و سعۀ وجودى هست که آنها جاى خودشان را دارند، بحث ما در مورد ولایت است نه در مورد نفس و ظهور خارجى! چون آن یک مطلب دیگر است.
بحث در مورد علیت تامۀ براى ظهور اعیان است و منظور اعیان مُلکى نیست بلکه حتى اعیان ملکوتى! آن ولایتى که واسطه است در کدام یک از ائمه تعین پیدا کرده است؟! در همه، همۀ چهارده معصوم که ما مىگوییم چهاردهتا، ما امام صادق را درقبال خودمان مىبینیم که خب واقعاً هم هست، امام صادق هست و یک شخص، تعین خارجى، یک ظهور خارجى، نفس خارجى و داراى خصوصیات خارجى است و با موسى بن جعفر فرق مىکند، با پدرش امام باقر علیهمالسّلام فرق مىکند و با همدیگر تفاوت مىکنند. همانطورىکه ما فرق مىکنیم، آنها هم بشر هستند و مثل ما داراى خصوصیات بشرى هستند منتها صحبت در مقام روح و اتحاد روحى و حقیقت ولائى است که روح امام به آن حقیقت ولائى در عالم واقع تشکل پیدا کرده و از دیدگان ما مخفى است. آنکه ما مىبینیم امام باقر با این خصوصیات است؛ با این وزن، با این چشم و ابرو و فلان، با این مسائل، صحبت کردن، راه رفتن، آمدن، تصرفات و معجزاتش! خب اینها همه هست. امام رضا فرق مىکند، امام رضا یکطور دیگر است و وزن امام رضا شاید کمتر از امام باقر بوده و قطعاً هم کمتر بوده است چون امام باقر خیلى جسیم بودند. وزن امام جواد کمتر است و شکل امام جواد با شکل امام باقر علیهمالسّلام فرق مىکند، اینها خصوصیات و مسائل [ظاهری] است.
