اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ولایت تکوینی و نقش واسطه‌گری ائمه اطهار در تدبیر عالم هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل مفهوم قضا و قدر و جایگاه سلسله علل در تحقق حوادث آغاز می‌شود و با نقد نگاه‌های سطحی به مسئله بداء و استمرار زمانی ولایت، به این نتیجه می‌رسد که ولایت یک حقیقت واحد و غیرمتدرج است. استاد با استناد به قاعده «کلنا نور واحد»، توضیح می‌دهند که اگرچه ائمه در عالم خارج دارای تعینات شخصی و خصوصیات بشری متفاوت هستند، اما در مقام حقیقت ولایت، همگی مظهر یک اراده واحد الهی برای تدبیر عوالم ملک و ملکوت‌اند. در نهایت، ایشان با تفکیک میان مقام عبودیت و مقام ولایت، تبیین می‌کنند که چگونه مناجات‌های عاشقانه اهل‌بیت با خداوند، هیچ منافاتی با جایگاه رفیع آنان در تدبیر نظام هستی ندارد و این دو مقام در وجود مقدس ایشان به صورت هم‌زمان محقق است.

حقیقت ولایت و نقش ائمه در تدبیر عالم

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ولایت تکوینی و نقش واسطه‌گری ائمه اطهار در تدبیر عالم هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل مفهوم قضا و قدر و جایگاه سلسله علل در تحقق حوادث آغاز می‌شود و با نقد نگاه‌های سطحی به مسئله بداء و استمرار زمانی ولایت، به این نتیجه می‌رسد که ولایت یک حقیقت واحد و غیرمتدرج است. استاد با استناد به قاعده «کلنا نور واحد»، توضیح می‌دهند که اگرچه ائمه در عالم خارج دارای تعینات شخصی و خصوصیات بشری متفاوت هستند، اما در مقام حقیقت ولایت، همگی مظهر یک اراده واحد الهی برای تدبیر عوالم ملک و ملکوت‌اند. در نهایت، ایشان با تفکیک میان مقام عبودیت و مقام ولایت، تبیین می‌کنند که چگونه مناجات‌های عاشقانه اهل‌بیت با خداوند، هیچ منافاتی با جایگاه رفیع آنان در تدبیر نظام هستی ندارد و این دو مقام در وجود مقدس ایشان به صورت هم‌زمان محقق است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت ولایت و نقش ائمه در تدبیر عالم

11
  • إنی و إن کنتُ ابن آدمَ صورةً***ولکن فیّ معنیً شاهدٌ بأبوّتی 1
  • پس حالا معنى این شعر را فهمیدیم! بله از نقطه‌نظر صورى ما شش هفت هزار سال فاصله داریم و آن مربوط به اوست ولکن شاهدٌ بأبوّتى! اینجا دیگر باید کمی باید دهان را ببندیم و دیگر مى‌ترسیم، حالا این را هم که گفتیم بعداً ترکش‌هایش به ما نخورد [خوب است]! گرچه بگوییم و نگوییم ترکش مى‌آید، کاری به این ندارد! آن‌وقت دیگر ترکش نیست، لوله توپ است!

  • اینجاست که دیگر کلام عرفاء معناى خودش را مى‌دهد که چطور آن حقیقت ولایت که حقیقت واحده است، در عینیت خارجى شامل این فرد مى‌شود و وقتى که شامل شد، دیگر در آنجا دوئیت نیست. اینجاست که مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ مى‌فرمودند که من وقتى نگاه به او مى‌کنم انگار نگاه به پیغمبر مى‌کنم، معنا پیدا مى‌کند!2 اینجاست که ایشان مى‌گویند وقتى که شما بگویید که این را بخور، این را مى‌خورم همان‌طوری‌که رسول خدا مى‌گوید! مرحوم آقا آن موقع اینها را فهمیده بودند! ما فهمیدیم یا نفهمیدیم معلوم نیست، یک چیزهایى نیمه‌کاره به گوشمان خورده است و داریم سَمبَل مى‌کنیم! ولى ایشان آن موقع واقع مى‌گفتند و درست مى‌گفتند پس کمی باید بیشتر فکر کنیم و زود نگوییم که آقا این چه حرف‌هایی است؟! آى تشریع شد! آى تشریع محرّم شد! باید کلام اولیاء را به قرآن عرضه بداریم، اگر مطابق بود بپذیریم و اگر نبود به دیوار بزنیم! این مزخرفات را کنار بگذارید! کمی مغزتان را به‌کار بیندازید، نه پایین‌تر‌ها را! خوب است که این کله و مغز به‌کار بیفتد. این اگر به‌کار بیفتد آدم یک چیزهایى گیرش مى‌آید ولى اگر نه، آدم به‌جاى این بخواهد به مسائل‌ دیگر بپردازد [چیزی گیرش نمی‌آید]! بله گاهى اوقات شوخى و جدى هم بد نیست!

  • قضیه این است که آن کلمات ائمه دیگر در اینجا توجیه شده و معناى خودشان را مى‌دهند! امام صادق مى‌فرمایند: «به هرکدام از ما توسل کنید، فرق نمى‌کند!»3 این همین است. ما یک وجود جسمى هستیم و له مى‌شویم و خاک و پودر مى‌شویم، تو دارى ما را جسم مى‌بینى!

    1. . دیوان ابن‌فارض، ص ٧٣. امام شناسی، ج ٥، ص ١٠٢:
      «و من اگرچه پسر آدم هستم از جهت صورت، ولیکن در من معنا و حقیقتی است که گواهی می‌دهد که پدر او می‌باشم!»
    2. . روح مجرد، ص 836.
    3. . اثبات الهداة، ج ۲، ص ۲۰۳:
      «عَن زَیدٍ الشَّحّامِ عَن أبی‌عَبدِاللهِ عَلَیهِ السَّلامُ فی حَدیثٍ قالَ: ...قُلتُ: أخبِرنی بِعِدَّتِکُم فَقالَ: نَحنُ إثنا عَشَرَ أوَّلُنا مُحَمَّدٌ ، و أوسَطُنا مُحَمَّدٌ و آخِرُنا مُحَمَّدٌ.»
/ 260