
ولایت تکوینی و مجرای مشیت الهی
تبیین جایگاه اولیاء خدا در تصرفات تکوینی و توحید افعالی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت ولایت تکوینی و نحوه ارتباط اولیاء الهی با مشیت پروردگار میپردازند. بحث با نقد رفتارهای عوامانه و خرافهآمیز در مواجهه با کرامات و معجزات آغاز میشود و بر این نکته تأکید میگردد که اولیاء خدا نه برای برآورده کردن توقعات دنیوی، بلکه برای ارتقای فهم و هدایت انسانها به سوی حقیقت عمل میکنند. در ادامه، با عبور از مباحث فلسفی پیرامون قضاء و قدر، تفاوت میان صور علمیه و عینیت خارجی تبیین شده و این حقیقت روشن میشود که اولیاء الهی با قرار گرفتن در مجرای مشیت حق، بدون تظاهر و خودنمایی، به انجام وظیفه میپردازند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم تسلیم در برابر اراده الهی و پرهیز از تحجر و خودمحوری، به عنوان درسی برای عبور از تعلقات دنیوی و رسیدن به توحید افعالی به پایان میرسد.
ولایت تکوینی و مجرای مشیت الهی
9شخصی به ما مىگفت که اگر چیزى که خلاف توقعم هست انجام شود، بههم مىریزم! گفتم که بریز! مگر دنیا را بهدست توقع جنابعالى و آرزوهاى جنابعالى ساختهاند؟! شاید شما توقع خیلى چیزها بکنید! خب حالا چون بنده به توقعم نمىرسم ...، این حرفها نیست آقا! دنیا حساب دارد! کتاب دارد! ﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا﴾1 دارد، ملائکه دارد، لوح و قلم دارد، تقدیر و مشیّت دارد، هر کسی و هر چیزى جاى خود دارد، تو بهاندازۀ سر سوزن هم در این عالم خلقت بهحساب نمىآیى! بعد خودت را بهاندازۀ منار و چنار فرض کردهاى؟! یک سر سوزن هم بهحساب نمىآیى! ما باید بهاندازۀ سر سوزن براى خودمان حساب داشته باشیم، واقعاً کل این کائنات را بهحساب بیاورید، ببینید یک اپسیلون هم مىشوید یا نمىشوید؟! حساب کنید؛ زمین، آسمان، منظومه، کرات و کهکشان و... حالا فقط همین دنیا را حساب کنید، آخرتش بماند، آن عوالم بعد بماند. حالا به یک آدم دو مترى ـ دو مترى هم نیستیم، به یک و هشتاد هم نمىرسیم ـ آدم یک و هفتاد و چندسانتی، چقدر سهم دادهاند؟! من احساس مىکنم اگر یک اتم را ده میلیارد هم تقسیم کنند ما آن یک ده میلیاردم اتم هم نمىشویم! آنوقت مىگوییم: من اگر ببینم چیزى را که توقعم نیست، خیلى بههم مىریزم! خب به سُمّ اسب حضرت عباس که بههم مىریزى!
اولیاء الهى درصدد افزایش فهم انسانها، نه برآورده کردن توقعاتشان
ببینید! این مربوط به عدم فهم ماست! اولیاء الهى مىآیند فهم مىدهند، مىآیند به انسان فهم مىدهند، نهاینکه بیایند توقع انسان را برآورده کنند، آن خیانت است! اگر کسى را پیدا کردید بهجاى فهم دادن به شما آمد توقعات دنیوىتان را برآورده کرد، او نسبت به شما خائن است! دنبالش نروید، پىاش را نگیرید! بروید دنبال کسى که بهجاى برآوردن توقع، کلنگ در مغزتان بکوبد! نه چکش، کلنگ در آن مغز خرابتان بزند! آن افکار پوسیده و گندیده را خارج کند! آن خونِ متعفّن ذخیره شده در آنجا را با این کلنگ زدن بیرون بکشد. اگر دنبال این برویم یک چیزى گیرمان مىآید. اگر پیدا کردیم یک چیزى گیرمان مىآید اما اگر دنبال یکى دیگر رفتیم و گفتیم که آقا آنطور، آقا اینطور... نه! چیزى گیرمان نمىآید! بعد بدبخت مىشویم! یعنى اگر هم برفرض به آن مسئله رسیدیم بدبخت مىشویم.
- . سوره نازعات (79) آیه 5.
ترجمه: «و سوگند به فرشتگانی که [به اذن خدا امور آفرینش را] تدبیر میکنند. (محقق)
- . سوره نازعات (79) آیه 5.
