
ولایت تکوینی و مجرای مشیت الهی
تبیین جایگاه اولیاء خدا در تصرفات تکوینی و توحید افعالی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت ولایت تکوینی و نحوه ارتباط اولیاء الهی با مشیت پروردگار میپردازند. بحث با نقد رفتارهای عوامانه و خرافهآمیز در مواجهه با کرامات و معجزات آغاز میشود و بر این نکته تأکید میگردد که اولیاء خدا نه برای برآورده کردن توقعات دنیوی، بلکه برای ارتقای فهم و هدایت انسانها به سوی حقیقت عمل میکنند. در ادامه، با عبور از مباحث فلسفی پیرامون قضاء و قدر، تفاوت میان صور علمیه و عینیت خارجی تبیین شده و این حقیقت روشن میشود که اولیاء الهی با قرار گرفتن در مجرای مشیت حق، بدون تظاهر و خودنمایی، به انجام وظیفه میپردازند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم تسلیم در برابر اراده الهی و پرهیز از تحجر و خودمحوری، به عنوان درسی برای عبور از تعلقات دنیوی و رسیدن به توحید افعالی به پایان میرسد.
ولایت تکوینی و مجرای مشیت الهی
2اما عجیب این است که قریبى که خدا مىگوید، آن قریب، دور است؛ یعنى خدا مىگوید: إنّه قریبٌ ولى مىبینیم که اوه اوه! هزار سال طول کشید، دو هزار سال طول کشید! امام صادق مىفرمایند: «معلوم نیست که شما شب بخوابید فردا ببینید که قائم ما ظهور کرده است».1 الآن 1400 سال مىگذرد و مىبینیم که هنوز خبرى از این مسئله نیست! علیٰکلّحال مسائل اینطورى است.
خدمتتان عرض کنم که اگر خدا یک توفیقى داد در آن برنامهاى که راجع به تلفیق بین مطالبِ عقلیه و نقلیه داریم به این مطالب إنشاءالله مىپردازیم. حالا تا چه وقتی فرصت پیدا بکنیم آن با خداست. فعلاً ضرورىترها مانده است اما از نقطهنظر ترتیب مبانى فلسفى و همینطور مسائل شهودى [مطالبی باید بیان شود] چون در آنجا بنده عرض کردم که قصدم هم در شهود و هم در نقل و هم در عقل است.
مرحوم صدرالمتألهین در این قضیه یک قدمى جلو گذاشتهاند و انصافاً هم با توجه به مضمون روایات و احادیث از معصومین علیهمالسّلام مطالب فلسفى را به شکل قابل تأمّلى در این زمینه درآوردهاند که البته با مطالب شهودى تا حدودى ـ نه زیاد ـ ارتباط پیدا مىکند. بنده ملاحظه کردم دیدم که این مطالب کافى نیست و نیاز به یک بسط بیشترى در این زمینه هست و علیٰکلّحال باید که انسان روى واقعیتها تأمل کند و همینطور بهنحو احتمال نباید بگذرد. وقتى که ما مطالبى از بزرگان مىشنویم که جاى شبههاى براى ما نیست [نباید بدون تأمّل بگذریم]. حالا یک وقت مسائلى که افراد دیگر به طرق مختلف از هر کشک، کشف، پشم، خواب، چرتوپرت و اینها برمىدارند بهعنوان یک واقعه و مسئله بازگو مىکنند و کار به جایى مىرسد که خودتان دیدید که چطور این مسائل ملعبۀ سیاسیون قرار گرفت و بازیچۀ دست بىخبران از دین و دنیا و موجب گمراهى مردم شد! اینها همه بهخاطر راهوروش غلطى است که گذشتگان ما به مردم ارائه دادند و اگر آنها مىفهمیدند و اینطور بند را به آب نمىدادند و با این مسائل براى خود یک موقعیت اعتبارى و مجازى در میان مردم ایجاد نمىکردند، اینطور نمىشد که الآن هر آدم بىسر و پایى بیاید و از خودش هزارتا مزخرف دربیاورد و به آنها نسبت بدهد.
- . الغیبة، نعمانى، ج 1، ص 316.
