
ولایت تکوینی و مجرای مشیت الهی
تبیین جایگاه اولیاء خدا در تصرفات تکوینی و توحید افعالی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت ولایت تکوینی و نحوه ارتباط اولیاء الهی با مشیت پروردگار میپردازند. بحث با نقد رفتارهای عوامانه و خرافهآمیز در مواجهه با کرامات و معجزات آغاز میشود و بر این نکته تأکید میگردد که اولیاء خدا نه برای برآورده کردن توقعات دنیوی، بلکه برای ارتقای فهم و هدایت انسانها به سوی حقیقت عمل میکنند. در ادامه، با عبور از مباحث فلسفی پیرامون قضاء و قدر، تفاوت میان صور علمیه و عینیت خارجی تبیین شده و این حقیقت روشن میشود که اولیاء الهی با قرار گرفتن در مجرای مشیت حق، بدون تظاهر و خودنمایی، به انجام وظیفه میپردازند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم تسلیم در برابر اراده الهی و پرهیز از تحجر و خودمحوری، به عنوان درسی برای عبور از تعلقات دنیوی و رسیدن به توحید افعالی به پایان میرسد.
ولایت تکوینی و مجرای مشیت الهی
3عدم سپردن اولیاء خودشان را در دست عوام الناس
بزرگان و اولیاء خدا رِند بودند و خودشان را در دست مردم قرار نمىدادند! نه در دست مردم بلکه در دست جهّال مردم و عوام مردم؛ آنهایى که فقط دلشان با همین ظواهر و الفاظ خوش است و به معانى و مفاهیم توجهى ندارند. آنها هستند که بهدنبال این مسائل مىروند؛ امروز اینطور مىشود، فردا آنطور مىشود، پسفردا اینطورى است و ... مردم همینها را مىخواهند! امروز این کار را بکنید اینطورى مىشود، فردا آن کار را بکنید ... و بعد هم همۀ دروغها را دیدیم. دروغ! حرفهایی که همه دروغ از آب درآمد و یک راست هم در آن نبود. همه دیدیم و الآن هم مىبینیم! مطالبى که راجع به خیلىها درست کردند که کذبش مسلّم شده است و خلاصه مسئله اینطور نیست.
مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ مىفرمودند: اولیاء خدا رند هستند! خودشان را دست مردم قرار نمىدهند و کارى را که باید بکنند انجام مىدهند بدون اینکه اصلاً نمودى داشته باشد! آنها مثل یک کشتى مىمانند که نُهدهم آن زیر آب هست و یکدهم آن بیرون است اما ما نه! مثل آن بادکنکى مىمانیم که روى حوض و روى دریا انداختهاند که یک مِیل آن فقط زیر آب هست و بقیه روى آب هست. یک بادکنک را هرچه شما باد کنید و یک فیل هم درست بکنید زیر آب نمىرود، خیلى وزن سنگینى داشته باشد یک میل یا دو میل با آب تماس دارد همین! ما بهاندازۀ یک بادکنک ادعا داریم اما آن مقدار که از آب بهره داریم یک میل است. بزرگان و اولیاء خدا نُهدهمشان زیر آب هست و یکدهمشان بیرون هست! بهخاطر همین وقتى به کشتى نگاه مىکنى فکر میکنى کشتى الآن دارد غرق مىشود! درحالیکه این مقدار کشتى روى آب است... بزرگان خودشان را دست مردم نمىدهند، هر کسی آمد، نمىگویند: ما حالا دعا مىکنیم إنشاءالله ساعت سه و 45 دقیقه بعد از ظهر مریض شما شفا پیدا مىکند. این حرفها را به مردم نمىزنند! برفرض هم درست باشد، مىگویند: تقدیر خدا هرچه باشد. آنوقت مىروند از آنطرف کار خودشان را هم مىکنند ولی به اسم خودشان تمام نمىکنند! به حسابوکتاب خودشان مسئله را به اتمام مىرسانند ولی کسى نمىفهمد و بىخود هم توقع پیدا نمىشود.1 والاّ از فردا یک صف دو کیلومترى پشت در خانۀ آدم تشکیل مىشود! حالا از فردا شما شروع کنید بگویید: آقا هر کسی سرطانى است بیاید! اوه اوه! تمام ایران جمع مىشوند! هر کسی مریض است بیاید، هر کسی قطع نخاع است بیاید، هر کسی کلیهاش خراب است و دیالیزى است بیاید و... بهجای دو کیلومتر دو فرسخ مىآیند و همه صف مىکشند. اما چند نفر درِ خانۀ مرحوم آقا براى این حرفها مىرفتند؟! چندتا؟! دوتا هم نبودند. تا به آقا میگفتند که [فلان گرفتاری را داریم] آقا میفرمودند: ما خودمان هشتمان گرو هجدهمان است! پاشو برو پى کارت! من خودم دیسک دارم، بیا ببین مرا در بیمارستان دو هفته بسترى کردند، بیا ببین من خودم مرض قلب دارم دو هفته سىسىیو بودم، ببین خودم کبدم را عمل کردهام و ... طرف میگوید که آقا ببخشید مثل اینکه شما اول باید براى خودتان دعا کنید!
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به روح مجرد، ص ٢٦٦؛ سرالفتوح، ص ١١١؛ مهرفروزان، ص ١١٠.
