
ولایت تکوینی و مجرای مشیت الهی
تبیین جایگاه اولیاء خدا در تصرفات تکوینی و توحید افعالی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت ولایت تکوینی و نحوه ارتباط اولیاء الهی با مشیت پروردگار میپردازند. بحث با نقد رفتارهای عوامانه و خرافهآمیز در مواجهه با کرامات و معجزات آغاز میشود و بر این نکته تأکید میگردد که اولیاء خدا نه برای برآورده کردن توقعات دنیوی، بلکه برای ارتقای فهم و هدایت انسانها به سوی حقیقت عمل میکنند. در ادامه، با عبور از مباحث فلسفی پیرامون قضاء و قدر، تفاوت میان صور علمیه و عینیت خارجی تبیین شده و این حقیقت روشن میشود که اولیاء الهی با قرار گرفتن در مجرای مشیت حق، بدون تظاهر و خودنمایی، به انجام وظیفه میپردازند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم تسلیم در برابر اراده الهی و پرهیز از تحجر و خودمحوری، به عنوان درسی برای عبور از تعلقات دنیوی و رسیدن به توحید افعالی به پایان میرسد.
ولایت تکوینی و مجرای مشیت الهی
4یک دفعه رفته بودم لبنیاتى شیر بخرم دیدم یک شیخى آنجا ایستاده است و مىگوید: سلام علیکم! یکخرده نگاه کردم، دیدم من این را مىشناسم! پس چرا اینطورى شد؟ دندانها همه کرمخورده و اصلاً دندانى نداشت انگار همه ریخته بود. قیافهاش یک وضعى بود! گفت:
ـ حال شما خوب است؟
ـ گفتم: الحمدلله! بد نیستیم! از شما که بهتریم!
ـ ما هم اینجا هستیم و مشغولیم و اگر سرطانى باشد و مریضى داشته باشید، در خدمتیم!
ـ گفتم: آقا اول برو خودت را معالجه کن! همینطورى گفتم ها! گفتم: تو اگر عرضه دارى اول برو خودت را معالجه کن و به خودت برس اگر عرضه دارى! چند روز پیش شنیدم که یک سال است فوت کرده است. عجب روزگاری است!
عارف، مجرى مشیت خدا
اینها اینطورى هستند اما اولیاء اگر یک وقت بخواهند یک کارى بکنند اصلاً کسى خبر ندارد. چند نفر پیش مرحوم آقا آمدند بااینکه خب ما از ایشان خیلى بیشتر از اینها را مىدانستیم و مىدانیم ولى خب ظهورشان درقبال مردم چطور بود؟ چطور برخورد مىکردند؟ چطور تظاهر مىکردند و فلان. این حرفها نبود، این مسائل نبود، این انجیر را بده بخورد خوب بشود، نبود! این نبات را بخور نبود! این مسائل نبود! اینها مجرى مشیت هستند. فرق بین عارف و غیر عارف همین است دیگر؛ عارف مجرى مشیت خداست! خدا گفته که اینطورى شخصى شفا پیدا بکند؟! از طریق غیرعادی؟! نه، بلکه باید دعا کند، حمد بخواند، ائمه گفتهاند: حمد بخوانید، دعا کنید، ادعیه هم هست، توسل کنید اشکال ندارد. از خدا بخواهیم اشکال ندارد. روایات در این زمینه هست. اما اینکه آدم بلند شود اینطور و این قسم و به این کیفیت [عمل کند] اصلاً ما این مسائل را نداریم. این حرفها را نداریم. مرحوم شیخ حسنعلى [به این کارها] معروف بود! مىگویند: صف پانصد مترى جلو خانهاش درست مىشد. جداً پانصد متر بود! او هم همیشه یک کیسه انجیر خشک ـ نمىدانم از کجا مىآورد! ـ مىآورد و مىگذاشت و به یکی میگفت: این را به مریض بده و به یکى مىگفت: خودت بخور! طرف مىگفت: آقا من که مریض نیستم! میگفت که مىگویم: تو بخور! این شخص مىخورد، آن یکى خوب مىشد!1 حالا چه وصلى از این دوتا به همدیگر بود!! چه لولهکشىای هست؟!
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به نشان از بى نشانها، ج ١، ص ٦٠، حکایت ٢٣.
