اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت تکوینی و مجرای مشیت الهی

تبیین جایگاه اولیاء خدا در تصرفات تکوینی و توحید افعالی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت ولایت تکوینی و نحوه ارتباط اولیاء الهی با مشیت پروردگار می‌پردازند. بحث با نقد رفتارهای عوامانه و خرافه‌آمیز در مواجهه با کرامات و معجزات آغاز می‌شود و بر این نکته تأکید می‌گردد که اولیاء خدا نه برای برآورده کردن توقعات دنیوی، بلکه برای ارتقای فهم و هدایت انسان‌ها به سوی حقیقت عمل می‌کنند. در ادامه، با عبور از مباحث فلسفی پیرامون قضاء و قدر، تفاوت میان صور علمیه و عینیت خارجی تبیین شده و این حقیقت روشن می‌شود که اولیاء الهی با قرار گرفتن در مجرای مشیت حق، بدون تظاهر و خودنمایی، به انجام وظیفه می‌پردازند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم تسلیم در برابر اراده الهی و پرهیز از تحجر و خودمحوری، به عنوان درسی برای عبور از تعلقات دنیوی و رسیدن به توحید افعالی به پایان می‌رسد.

ولایت تکوینی و مجرای مشیت الهی

6
  • اما خیلى عالى است ها! این کار را مى‌کرد! یک‌دفعه همین‌طورى طرف خشک مى‌شد! دیده‌اید بعضى وقت‌ها مارمولک همین‌طورى بالاى دیوار مى‌ایستد؟! او هم طرف را همین‌طورى نگه مى‌داشت.

  • اولیاء خدا از این چیزها ندارند! از این مطالب ندارند! آنها به‌دنبال رساندن مطلب هستند. آنها به‌دنبال بالا بردن فهم هستند! این مادرى که الآن بچه‌اش خوب مى‌شود، دیگر حظّ و نصیبى نمى‌برد! بچه‌اش خوب شد دیگر، ولى همین‌جا ایستاد و نتوانست از تعلق خودش نسبت به بچه‌اش بگذرد و در همین تعلق توقف کرد! بچه‌اش خوب مى‌شود ولى چیزى گیر او نمى‌آید. حالا اگر بچه‌اش از دنیا مى‌رفت [چیزهایی گیر او می‌آمد چون] مشیّت خدا این [بود] که بچه بمیرد! بچه از وقتى که به دنیا مى‌آید یا قبل از اینکه به دنیا بیاید فوت مى‌کند و سقط مى‌شود تا چهار هزار سالگى، ـ مى‌گویند: عمرهاى قدیم این‌قدر بود، حالا اگر درست باشد ـ همه دست خداست، در هر سنّى باشد همه دست خداست و خودش مى‌داند؛ امام حسین را در سن 57 سالگى شهید مى‌کند، حضرت على‌اصغر عبدالله رضیع را در سن شش‌ماهگی شهید مى‌کند و این دیگر دست خودش هست و هر طورى که خودش صلاح مى‌داند. خود او حاکم است بِما یُرید و فاعل است بِما یَشاء، خب این هم الآن باید بمیرد و باید فوت کند. آنچه که گیر امام حسین مى‌آید این است که عبدالله رضیع در دستش جان بدهد! اینجا یک چیزى گیر او مى‌آید ولى اگر حضرت عبدالله رضیع را مى‌داد به آنها و مردم هم مى‌رفتند به او آب مى‌دادند و برمى‌گشت خب چیزى تغییر پیدا نمى‌کرد، آب دادند دیگر! سیراب شد و دیگر هم گریه نمى‌کند اما این مسئله و به این کیفیت و این آمادگى و این گذشت؛ این گذشتى که به مقام شفاعت کبرى مى‌رساند، این مسئله هست.

  • آن پدر یا مادرى که دربه‌در دنبالِ بهبودى مى‌رود ـ باید انسان دنبال مسئله برود. به‌دنبال مداوا و درمان باید برود، اینها همه به‌جاى خود محفوظ و دعا هم باید بکند، دعا هم اشکال ندارد ـ اما به این اصرار و به این کیفیت، این مطلوب نیست و معلوم نیست که براى انسان نتیجه‌اى داشته باشد! علیٰ‌کل‌ّحال بزرگان و اولیاء خدا براى این آمدند.